نويسنده: ولي الله شجاع پوريان
در جمهوري اسلامي بر اساس اصل 56 قانون اساسي، حاكميت بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم كرده است. هيچ كس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خدادادي را از طريقي كه در اصول قانون اساسي آمده است، اعمال مي كند. بدين ترتيب خداوند به انسان علم، اراده و نيروي انتخاب و تصميم گيري داده است و انسان به واسطه برخورداري از خصيصه اختيار و آزادي قادر است راه و طريق خود را برگزيند. همچنين انتخابات به عنوان ابزاري تعبيه شده است كه از مجراي آن، مردم به اعمال حاكميت ملي خود پرداخته و حق تعيين سرنوشت خويش را بروز و نمود مي دهند. در جمهوري اسلامي انتخابات مستقيم برگزار مي شود و مردم نيز مخفي راي مي دهند تا بتوانند بدون ترس و دلهره حق حاكميت خود را اعمال كرده و هيچ مانع و سدي بر سر راه گزينش واقعي مردم وجود نداشته باشد. در ضرورت اين موضوع همين بس كه مردم ما هنوز خاطره تلخ سال ها نظام هاي ديكتاتوري و استبدادي و برگزاري انتخابات نمايشي را فراموش نكرده اند و به تعبير رساي رهبر معظم انقلاب، مردم ما طعم انتخابات واقعي را پس از انقلاب اسلامي تجربه كرده اند. با اين توصيف بايد گفت رويكرد مهم و ضروري در همه انتخابات در كشور بيش و پيش از انتخاب اشخاص، حفظ و صيانت از گوهر و جوهره حقيقي انتخابات است. مردم بايد احساس عميقي داشته باشند كه با يك انتخابات واقعي و حقيقي مواجه هستند كه تك تك آراي آنان تعيين كننده سرنوشت انتخابات و منتخب آن است. سيره نظري و عملي امام خميني- رضوان الله عليه- به عنوان بنيانگذار انقلاب نيز هميشه اين بوده است كه مبادا عده اي با دخالت هاي ناروا و يا حتي از سر خيرخواهي به فكر تحميل نظر خود به مردم باشند و در واكنش به آنان فرمودند: <برنامه ما اين است كه رجوع كنيم به آراي عمومي، به آراي مردم ... يك وقت يكي مي خواهد يك كاري بكند اشتباه مي كند، يك وقت يك مملكت 30 ميليوني نمي شود اشتباه بكند. كسي بگويد خوب لعل يك آدم غلطي را گذاشتند، اگر غلطي را گذاشتند، قدم اول را كه برداشت همين ملت عزلش مي كنند، تمام مي شود. ما مي گوييم كه بايد رئيس يك مملكتي را خود ما، خود جمعيت، خود ملت تعيين كند. قهرا وقتي كه يك ملتي مي خواهد يك كسي را براي سرنوشت مملكت خودش تعيين كند، اين يك آدم صحيح را تعيين مي كند نه يك آدم فاسدي را.> علاوه بر توصيه هاي مكرر امام(ره) در زمينه برگزاري انتخابات آزاد و آزاد گذاشتن انتخاب مردم، سيره عملي آن مقتدا و رهبر در انتخاباتي كه در زمان وي برگزار شده، چنين بوده است و نزديك ترين ياران و اقارب امام از نظر مباركش نسبت به كانديداهاي مختلف مطلع نمي شدند تا اينكه متاثر از نفوذ شخصيت امام، حق انتخاب واقعي از مردم و گروه ها دريغ نشود و مهم تر اينكه مردم راسا تجربه انتخاب حاكمان خود را داشته باشند. متاسفانه پس از رحلت امام(ره) از زمره بدعت هاي پيش آمده در انتخابات، يكي نيز تلاش براي كشف و اعلام نظر رهبري در انتخابات مختلف، توسط برخي گروه ها و جمعيت ها بوده است و با ارائه كدها و قرائن و نشانه ها از جايگاه رهبري كه جايگاه عام و متعلق به همه ملت و نظام است، به نفع خود بهره برداري كرده و رقيب خويش را كنار زده و خود بر سرير قدرت بنشينند. در اين شيوه به جاي ارائه برنامه ها و فكر كردن به رقابت هاي جدي انتخاباتي و جلب مخاطبان و نظرگاه گروه هاي مرجع جامعه، از جايگاه رهبري نظام هزينه مي شود و عملاعرصه انتخابات را به جولانگاه انقياد يا تقابل با رهبري مي كشانند. گرچه بارها و به انحاي مختلف و پيش و پس از هر انتخاباتي، رهبري معظم انقلاب نسبت به عدم دخالت در انتخابات مردم موضعگيري آشكارا داشت ولي متاسفانه باز در هر انتخابات اين شيوه بازسازي مي شود از طرفي تاكنون پس از انقلاب شاهد اوج گيري استفاده ابزاري و هزينه كرد رهبري نظام براي انتخابات به وفور و گستردگي امروزين نبوده ايم. مرور در موضعگيري ها و سخنان حاميان دولت نهم به ويژه آنان كه به وزارت و صدارت در اين دولت رسيده اند همگي از يك خط فكري كه عبارت از كشاندن پاي رهبري به انتخابات دارد، حكايت مي كند. دولتمردان نهم كه چنته عملكرد خود را خالي مي بينند به جاي ارائه آمار و اطلاعات از رشد و توسعه كشور در بخش هاي مختلف در اين دوره طلايي و دعوت مجدد مردم براي اقبال به رئيس جمهوري، به دنبال دادن كدها و ارائه قرائن و نشان هايي هستند كه انتخاب مجدد دكتر احمدي نژاد را خواسته رهبري انقلاب قلمداد كرده و تلاش در اين راستا را براي تحقق منويات معظم له تلقي كرده و شاقول تسليم و انقياد نسبت به رهبري يا عدم اطاعت پذيري را به اين موضوع تسري دهند. اظهارات سخنگوي دولت مبني بر اينكه سخنان رهبري در دانشگاه علم و صنعت اتمام حجت بر همگان بوده، يا گفته هاي آيت الله جنتي در نمازجمعه كه بي اعتنا به جايگاه نظارتي خويش تكليف انتخابات را روشن كرده و مخالفان دولت را به مخالفت با ولي فقيه انذار داده است و همچنين موضعگيري بي پروا و بي پرده برخي فرماندهان نظامي به رغم ممنوعيت قانوني از ورود كشمكش ها به رقابت هاي سياسي همه در اين راستا و از اين موضع بوده است. اين تفكر و شيوه كه به دنبال هزينه كردن تمامي سرمايه هاي انقلاب ازجمله رهبري براي رسيدن يا ماندن در قدرت است به فرض خوشبينانه كه عدم آگاهي نسبت به پيامدهاي ناگوار آن است، زيان هاي جبران ناپذيري دارد كه با رعايت اختصار و فهرست وار به آنها اشاره مي شود: 1- بلاموضوع شدن انتخابات: ترديدي نيست يك انتخابات حقيقي، شاخص ها و معيارهايي دارد كه در صورت وجود آن خصيصه ها اتلاق انتخابات بر يك رفتار اجتماعي و جمعي صدق مي كند. مهم ترين نقيصه و نارسايي در يك انتخابات، فقدان عنصر گزينش و انتخاب كردن است. اگر به هر دليل آگاهانه يا ناآگاهانه، نتيجه انتخابات تعيين شده قلمداد شود، خواسته يا ناخواسته موضوعيت آن انتخابات زير سوال خواهد رفت به ويژه اگر اين مطالبه توسط ناظران، مجريان و دولتمردان برگزاركننده انتخابات اعلام شود. 2- نفي جمهوريت نظام: جمهوري اسلامي بر دو ركن ركين بنا شده است و هويت اصلي آن از امتزاج واقعي هر دو ستون شكل مي گيرد. اسلاميت و جمهوريت در جمهوري اسلامي لازم و ملزوم هم هستند. معبر و مسير جمهوريت نظام از انتخابات واقعي مي گذرد. به هر ميزان كه از محتوا و حقيقت انتخابات كاسته شود به جمهوريت نظام آسيب وارد خواهد شد. 3- فروكاستن جايگاه رهبري: به يقين اصل ولايت فقيه يكي از اصول مترقي قانون اساسي است و هدايت و رهبري دين در جامعه اسلامي ما به عنوان يكي از مميزها و امتيازهاي فقه شيعي و تفكر حكومتي امام خميني است. علاوه بر مباني نظري، تجربه عملي در سال هاي پس از انقلاب، نقش بي بديل رهبري را در عبور كشور از بحران ها بر همگان روشن كرده است. اين جايگاه، يك سرمايه ملي و متعلق به آحاد جامعه است. فروكاستن آن به كشمكش هاي سياسي و رقابتي انتخابات، جفا در حق رهبري و نظام بوده و هزينه كرد براي منافع آتي و سياسي خواهد بود. 4- توهم زايي و حق پنداري براي دخالت در انتخابات: انتظار طبيعي اين است كه نهادهاي ملي و تحت نظارت رهبري از جمله نيروهاي نظامي، قوه قضاييه، شوراي نگهبان، سازمان صدا و سيما و... به تبع جايگاه رهبري و حفظ و صيانت از آن از جانبداري در انتخابات مختلف به دور باشند اما اگر اين ذهنيت تقويت شود كه نظر رهبري بر انتخابات فرد خاصي تعلق گرفته ، ممكن است نسبت به اعمال منويات رهبري احساس تكليف و وظيفه شرعي كنند. 5- ترديدافكني در سلامت انتخابات: ترديدي نيست ايمان نسبت به سلامت انتخابات هم در مشروعيت بخشي به انتخابات و هم در رونق بخشي به آن نقش موثري دارد. اين مهم زماني متصور است كه جملگي دست اندركاران انتخابات نسبت به انتخابات حداقل در ظاهر بي طرفي خود را رعايت كنند و برعكس اگر همه ناظران و جريان انتخابات نسبت به نتيجه انتخابات تكليف خاصي داشته باشند، نسبت به نتيجه و سلامت آن انتخابات ترديدهاي جدي وجود دارد. به ويژه در شرايط فعلي كه هيچ كدام از رقباي رئيس جمهور نسبت به نظارت در انتخابات ابزار و اهرمي نداشته و به ناچار به هر نتيجه اي كه اعلام شود، بايد تمكين كنند. اعتماد ملي |