۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه

 



فعالیت انتخاباتی در ژنو


فارغ از آنچه صدا و سيما و رسانه‌هاي حامي دولت درباره اجلاس دوربان 2 در ژنو و سخنراني جنجالي رئيس‌جمهور مطرح مي‌کنند، سياست خارجي دولت بار ديگر ايران را در زمره جنجال‌برانگيزترين کشورهاي جهان قرار داد، فرصت مهمي در صحنه بين‌المللي را از بين برد و باعث وهن ملت ايران گرديد. در اين مقاله تلاش شده ضمن بررسي ابعاد مساله، علل اتخاذ چنين سياست‌هايي مورد بررسي قرار گيرد.
سه توضيح مقدماتي
براي تشريح بهتر آنچه در ژنو بر سر فرصت‌ها و عزت و منزلت ملت ايران آمده، سه توضيح مقدماتي ضروري است. 1-نشست سازمان ملل متحد در زمينه مبارزه با نژادپرستي (دوربان 2) اجلاس مهمي در سطح بين‌المللي تلقي مي‌گردد. اين اجلاس دومين اجلاس پس از اجلاس آفريقاي جنوبي بود که مي‌رفت اين نهاد نوپاي مرتبط با سازمان ملل متحد را به مهمترين نهاد بين‌المللي پايدار ضدنژادپرستي بدل کند به دليل آنکه عملکرد رژيم اسرائيل در محتاطانه‌ترين حالت هم يکي از مصاديق بارز نژادپرستي در جهان امروز تلقي مي‌شود. نفس نهادينه شدن اجلاس ضدنژادپرستي سازمان ملل متحد، موفقيتي براي فلسطينيان و حاميان اين ملت ستمديده تلقي مي‌شود... و بيش از آن، انتظار مي‌رفت که اين اجلاس به‌خصوص پس از جنايات تکان‌دهنده اسرائيل در غزه، با موضع‌گيري‌هايي صريح‌تر و محکم‌تر از اجلاس اول، رژيم اسرائيل را بيشتر تحت فشار بين‌المللي قرار‌دهد.
موفقيت يک نهاد بين‌المللي در برخورد با يک پديده، ارتباط مستقيمي با ميزان فراگيري اجلاس، قدرت و نفوذ کشورهاي عضو، ميزان اجماع نسبت به تصميمات آن و ميزان استحکام و پايداري نهاد در صحنه بين‌المللي دارد. به هر ميزان که يک اجلاس، حوزه گسترده‌تري از کشورهاي بزرگ و کوچک جهان را در کنار يکديگر جمع کرده و در دوره‌اي طولاني‌تر به اجماع نظر آنان نسبت به مشروعيت يا عدم مشروعيت يک پديده تداوم بخشد، به همان ميزان روي آن پديده در سطح جهان تاثيرگذار‌تر خواهد بود.
به رغم آنکه با تلاش همه کشورهاي مدافع اسرائيل، سند اجلاس «دوربان 2» به اندازه کافي قوي و تاثيرگذار نبود اما اهميت، موقعيت و تاثيرگذاري نفس برگزاري اجلاس ضدنژادپرستي توسط سازمان ملل از يک سو و قطعي بودن فشار به رژيم صهيونيستي در دومين اجلاس از سوي ديگر تا آن حد جدي بود که اسرائيل و آمريکا تصميم به برخورد با آن گرفتند. آنان تلاش کردند که اجلاس ضدنژادپرستي را از اهميت بيندازند. با کاهش اعضاي معتبر بين‌المللي آن اهميت اين اجلاس را کاهش دهند و با افراطي جلوه‌دادن اجلاس، در مشروعيت آن در سطح بين‌المللي خلل ايجاد نمايند. آمريکا و اسرائيل در بي‌اعتبار کردن اجلاس دوربان چندان موفق نبودند و تاکيد آنان برافراطي بودن اجلاس و بدل شدن اجلاس به يک نمايش جنجالي عليه اسرائيل، پيش از اجلاس به نتيجه نرسيد و کشورهاي مهمي از جمله اکثر کشورهاي اروپايي در اجلاس شرکت نمودند.
2-اجلاس «دوربان2»:، در غياب اسرائيل و آمريکا و با حضور کشورهاي موثري که با آگاهي نسبت به حساسيت‌هاي اجلاس در مقابل صهيونيسم در آن شرکت کرده بودند، فرصتي براي فلسطين، ايران و همه کشورهاي اسلامي بود که با يک سياست خردمندانه، ديگران را با خود همراه کرده و با جلب مشارکت هرچه بيشتر کشورهاي ديگر، اين اجلاس را از حالت منفعل خارج، محتواي اجلاس را تقويت کرده و آن را به صحنه محکوميت گسترده اسرائيل و يک پيروزي سياسي مهم ديگر براي فلسطينيان بدل کنند. ايران مي‌توانست با تدبير نقش رهبري‌کننده اين فعاليت را برعهده بگيرد. جا داشت که هدف اصلي در اين اجلاس، تعريف نهادينه پيوند ميان صهيونيسم و نژادپرستي باشد؛ اقدامي که همواره مي‌توانست تاثير ماندگاري در معرفي بيشتر جنايات اين رژيم در سطح جهاني داشته باشد اما نه تنها چنين نشد بلکه اين فرصت در برابر سياست خارجي ماجراجويانه احمدي‌نژاد براي ايران و براي فلسطينيان از دست رفت... 3- هرچند سخنراني آقاي احمدي‌نژاد در کنفرانس «دوربان 2» کوبنده بود اما نبايد اين سياست خارجي را با سياست خارجي راديکال يا اصولي يا اصولگرا اشتباه گرفت. سياست خارجي ماجراجويانه بر مواضع سياستي اصولي و قابل دفاع تکيه ندارد و درحقيقت فاقد اصول و استراتژي مدون است. اين سياست به هيجان‌آفريني‌هاي روزمره متکي است، ميزان موفقيت خود را با واکنش رسانه‌هاي دوست و دشمن رقم مي‌زند و بدون ارزيابي درست و در نظر گرفتن آثار و پيامدها و هزينه‌هاي سياست اتخاذ شده، دنبال مي‌شود.






<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]