۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سهشنبه
5 مساوی 55!
راز اجرای مصوبات سفرهای استانی
سرویس اقتصادی «آینده»
رفته رفته دولت نهم به روزهای پایانی خود نزدیک میشود و اکنون میتوان عملکرد دولت و آثار و نتایج آن را با نگاه دقیقتری مورد بحث و بررسی قرار داد.
بیشک دولت نهم در میان دول سابق بیشترین نقد و بررسی را از جانب گروههای مختلف به خود دیده است. از سوی دیگر شجاعت (گاه افراطی) دولتیان در اجرای امور و دست زدن به تغییراتی که در دولتهای سابق به هیچوجه امکان اجرای آن وجود نداشت، به نوبه خود عامل بسیاری از انتقادات و موضعگیریها حول و حوش دولت شده است.
یکی از اقدامات مهم دولت نهم که مباحث زیادی پیرامون مزایا و معایب آن مطرح است، سفرهای استانی است. این سفرها که به صورت سفر یک هیئت بلند پایه از دولتیان و سایر مسئولین به صورت همزمان به استانهای مختلف و برگزاری جلسات هیئت دولت در مراکز استانها میباشد، از جمله فعالیتهایی است که ابتکار دولت نهم بوده و در دول قبل -دست کم به این شکل- شاهد آن نبودهایم. برگزاری جلسه هیئت دولت در شهرهایی به جز تهران و دیدارهای طولانی مدت دولتیان با مردم و مسئولین استانها نقش بسیار مهمی در بذل توجه همگان به مناطق محروم و امکان تحقق عدالت اجتماعی در این حوزه داشته است.
در این بین مصوبات بسیار زیادی که در هر استان با حضور مسئولین استان بررسی و تصویب شدهاند، در صورتی که با کار کارشناسی شده صورت گرفته باشند، میتوانند کمک زیادی به محرومیتزدایی نمایند و نظارت بعدی روی اجرای مصوبات نیز برای جلوگیری از کمکاری مسئولین استانها و رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، مکمل سفرهای استانی میباشند.
در هرحال، اکنون که بیش از 80 درصد سفرهای استانی دور دوم انجام شده است، میتوان با نگاهی همه جانبه به این سفرها و مصوبات آنها درباره آن صحبت کرد.
درصورتی که نیک بنگریم، نوعی دوگانگی را در آمار و ارقام اعلام شده توسط مسئولین برای اجرای مصوبات با آمار غیررسمی و شواهد و قرائن موجود میبینیم. به عنوان مثال در حالی دولتیان از تحقق 90 یا 100 درصدی مصوبات بسیاری از استانها خبر میدهند که در واقعیت چیز دیگری دیده میشود و برخی از مصوبات حتی به شروع کار عمرانی هم نرسیده اند.
در این زمینه نظریات گوناگونی مطرح شده است. بسیاری از منتقدین، آمارهای اعلام شده از طرف دولت را غیرواقعی میدانند و بسیاری از موافقان هم با تکیه بر همین آمار، منتقدان را معاند و یا مخالف قلمداد میکنند.
اما حقیقت چیست؟ چرا باید چنین تفاوتی را در آمارها شاهد باشیم؟ چرا با وجود این آمارها هنوز در بسیاری از زمینهها تفاوتهای چشمگیری بین استانهای مختلف شاهدیم؟
در پژوهشی که بر روی مصوبات چند سفر استانی انجام دادیم، دیده شد که اکثر آنها مربوط به امور خدماتی بودهاند و امور زیربنایی، صنعتی و اجرایی، درصد کمی از این مصوبات را به خود اختصاص دادهاند. در حقیقت بسیاری از این مصوبات مربوط به امور مخابراتی، ورزشی، مطالعه پروژه و امکانسنجی، صدور مجوز، معافیت مالیاتی، تغییر بافت، تامین اعتبار و ... بودهاند که نیاز به وقت و توان اجرایی زیادی ندارند.
به عنوان مثال از بین مصوبات استانی ایلام حدود 5 % به کارهای عمرانی و اجرایی تخصیص داده شده و بقیه مصوبات مربوط به امور خدماتی، مطالعه امکانسنجی، محیط زیست و ... می باشد.
در حالی مسئولان از اجرای 90 درصدی مصوبات در این استان خبر میدهند که برخی پروژهها مثل كارخانه سیمان و بیمارستان آبدانان، هشت كارخانه بزرگ صنعتی استان، پتروشیمی دهلران، سد سیكان دره شهر و مصوبات راهسازی استان که سهم عمده ریالی مصوبات را در اختیار داشتند هنوز اجرایی نشدهاند.
در مورد استان یزد نیز تنها11% پروژه ها مربوط به امور اجرایی است که مهمترین مصوبه سفر استانی یزد یعنی طرح انتقال آب، هنوز در مراحل اولیه به سر میبرد.*

و یا از بین مصوبات استان کرمانشاه در دور اول سفر ریاستجمهوری، تنها 6% مربوط به احداث صنایع و یا سایر امور عمرانی است که نیاز به وقت و توان اجرایی داشته باشد و در این استان نیز پروژههای احداث پالایشگاه، کارخانه خودروسازی و کارخانه قند، هنوز پیشرفت خوبی نداشتهاند.
همچنین استان چهارمحال و بختیاری هنوز در انتظار اجرایی شدن مصوبه احداث کارخانه خودروسازی در این استان است.
اجرایی نشدن مصوبات استانی آذربایجان غربی به حدی است که صدای وزرا هم بلند شد و وزیر آموزش و پرورش نیز به پایین بودن درصد اجرایی شدن آنها اعتراض کرد.
این آمار در حالی است که این پروژهها اصلیترین و پرهزینهترین پروژههای این استانها بودهاند و گاه سهم برخی از این پروژهها از کل مصوبات استان (از نظر نیاز به انرژی و اعتبار) بیشتر بوده است.
این روند که در اکثر استانها هم وجود دارد، حکایت از این امر دارد که مثلا اجرا نشدن پروژههای فوقالذکر در استان ایلام، موجب کاهش آمار تنها از 100 به 95 درصد میشود، در حالی که این پروژهها از نظر ریالی و توان اجرایی، سهمی بیش از 50 درصد را در این استان دارند. در نتیجه اکنون که این پروژهها اجرا نشدهاند، به علت آن که آمار دولت براساس تعداد پروژههاست و نه وزن آنها، ارقام بالای 90 درصدی اجرای این پروژهها را در آمارهای دولتی شاهدیم.

و یا در استان کرمانشاه، اجرا نشدن پروژه کارخانه قند و پالایشگاه موجب کاهش 6 درصدی آمار پیشرفت میشود، در حالی که اگر این آمار براساس اعتبار و یا انرژی و کار انجام شده برای پروژهها ارائه شود، کاهشی بالغ بر 50 درصد قابل مشاهده است.
همچنین در استان اصفهان نیز اکثر مصوبات صنعتی دور اول مربوط به مطالعات امکانسنجی شهرکهای صنعتی بوده و احداث کارخانه عظیم و یا پروژه ملی چندانی به چشم نمیخورد. در این استان، کمتر از ده درصد از پروژهها به زیرساختها، راهها، امور صنعتی و ... بستگی دارد و در نتیجه عدم اجرای آنها تنها تفاوت 10درصدی در آمار خواهد داشت.

بنابراین کاملا مشخص است که علت تفاوت آمار مسئولین با آمار غیررسمی و شواهد موجود چیست! در حقیقت در وهله اول کم بودن تعداد مصوبات مربوط به امور عمرانی و زیرساختهای صنعتی، و در وهله دوم اعلام آمار مسئولین استانها بر اساس تعداد پروژهها و نه وزن هزینهای آنها، موجب شده است تا دولتیان به آمار استانها دلخوش باشند و مخالفان نیز آنها را دروغگو بنامند.
این روند تا جایی پیش رفته است که احتمال تصویب طرح تحقیق و تفحص از سفرهای استانی در مجلس وجود دارد و برخی از نطقهای نمایندگان، لحن تندی به خود گرفته است.
از سوی دیگر عدم شفافسازی مناسب از طرف دولت و نبود نظارتی درونی برای اجرای پروژهها، موچب شده است تا راه فرار مناسب برای مسئولین استانها از پاسخگویی در قبال اجرا نشدن پروژهها وجود داشته باشد و آنها عدم اجرای برخی پروژههای زیربنایی را با ارائه آمار به شکل فوقالذکر میپوشانند. لذا در صورتی که از طرف دولت اطلاعرسانی دقیق صورت گرفته و میزان اجرایی شدن پروژهها به تفکیک ارائه شود، میتوان با نگاهی دقیقتر در مورد عملکرد دولت قضاوت کرد.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که به نظر میرسد دولت نتوانسته است آن گونه که انتظار میرفت از طریق سفرهای استانی به خوبی به اهداف عدالتگستری خود دست یابد و میبایست یک بازنگری کلی برای رسیدن به این اهداف در برنامههای دولت انجام شود.
*مصوبات استانی دور اول سفر ریاستجمهوری به یزد (مواردی که خط کشیده شده مربوط به مصوبات عمرانی است)



رفته رفته دولت نهم به روزهای پایانی خود نزدیک میشود و اکنون میتوان عملکرد دولت و آثار و نتایج آن را با نگاه دقیقتری مورد بحث و بررسی قرار داد.
بیشک دولت نهم در میان دول سابق بیشترین نقد و بررسی را از جانب گروههای مختلف به خود دیده است. از سوی دیگر شجاعت (گاه افراطی) دولتیان در اجرای امور و دست زدن به تغییراتی که در دولتهای سابق به هیچوجه امکان اجرای آن وجود نداشت، به نوبه خود عامل بسیاری از انتقادات و موضعگیریها حول و حوش دولت شده است.

یکی از اقدامات مهم دولت نهم که مباحث زیادی پیرامون مزایا و معایب آن مطرح است، سفرهای استانی است. این سفرها که به صورت سفر یک هیئت بلند پایه از دولتیان و سایر مسئولین به صورت همزمان به استانهای مختلف و برگزاری جلسات هیئت دولت در مراکز استانها میباشد، از جمله فعالیتهایی است که ابتکار دولت نهم بوده و در دول قبل -دست کم به این شکل- شاهد آن نبودهایم. برگزاری جلسه هیئت دولت در شهرهایی به جز تهران و دیدارهای طولانی مدت دولتیان با مردم و مسئولین استانها نقش بسیار مهمی در بذل توجه همگان به مناطق محروم و امکان تحقق عدالت اجتماعی در این حوزه داشته است.
در این بین مصوبات بسیار زیادی که در هر استان با حضور مسئولین استان بررسی و تصویب شدهاند، در صورتی که با کار کارشناسی شده صورت گرفته باشند، میتوانند کمک زیادی به محرومیتزدایی نمایند و نظارت بعدی روی اجرای مصوبات نیز برای جلوگیری از کمکاری مسئولین استانها و رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، مکمل سفرهای استانی میباشند.
در هرحال، اکنون که بیش از 80 درصد سفرهای استانی دور دوم انجام شده است، میتوان با نگاهی همه جانبه به این سفرها و مصوبات آنها درباره آن صحبت کرد.
درصورتی که نیک بنگریم، نوعی دوگانگی را در آمار و ارقام اعلام شده توسط مسئولین برای اجرای مصوبات با آمار غیررسمی و شواهد و قرائن موجود میبینیم. به عنوان مثال در حالی دولتیان از تحقق 90 یا 100 درصدی مصوبات بسیاری از استانها خبر میدهند که در واقعیت چیز دیگری دیده میشود و برخی از مصوبات حتی به شروع کار عمرانی هم نرسیده اند.

در این زمینه نظریات گوناگونی مطرح شده است. بسیاری از منتقدین، آمارهای اعلام شده از طرف دولت را غیرواقعی میدانند و بسیاری از موافقان هم با تکیه بر همین آمار، منتقدان را معاند و یا مخالف قلمداد میکنند.
اما حقیقت چیست؟ چرا باید چنین تفاوتی را در آمارها شاهد باشیم؟ چرا با وجود این آمارها هنوز در بسیاری از زمینهها تفاوتهای چشمگیری بین استانهای مختلف شاهدیم؟
در پژوهشی که بر روی مصوبات چند سفر استانی انجام دادیم، دیده شد که اکثر آنها مربوط به امور خدماتی بودهاند و امور زیربنایی، صنعتی و اجرایی، درصد کمی از این مصوبات را به خود اختصاص دادهاند. در حقیقت بسیاری از این مصوبات مربوط به امور مخابراتی، ورزشی، مطالعه پروژه و امکانسنجی، صدور مجوز، معافیت مالیاتی، تغییر بافت، تامین اعتبار و ... بودهاند که نیاز به وقت و توان اجرایی زیادی ندارند.
به عنوان مثال از بین مصوبات استانی ایلام حدود 5 % به کارهای عمرانی و اجرایی تخصیص داده شده و بقیه مصوبات مربوط به امور خدماتی، مطالعه امکانسنجی، محیط زیست و ... می باشد.
در حالی مسئولان از اجرای 90 درصدی مصوبات در این استان خبر میدهند که برخی پروژهها مثل كارخانه سیمان و بیمارستان آبدانان، هشت كارخانه بزرگ صنعتی استان، پتروشیمی دهلران، سد سیكان دره شهر و مصوبات راهسازی استان که سهم عمده ریالی مصوبات را در اختیار داشتند هنوز اجرایی نشدهاند.
در مورد استان یزد نیز تنها11% پروژه ها مربوط به امور اجرایی است که مهمترین مصوبه سفر استانی یزد یعنی طرح انتقال آب، هنوز در مراحل اولیه به سر میبرد.*

و یا از بین مصوبات استان کرمانشاه در دور اول سفر ریاستجمهوری، تنها 6% مربوط به احداث صنایع و یا سایر امور عمرانی است که نیاز به وقت و توان اجرایی داشته باشد و در این استان نیز پروژههای احداث پالایشگاه، کارخانه خودروسازی و کارخانه قند، هنوز پیشرفت خوبی نداشتهاند.

همچنین استان چهارمحال و بختیاری هنوز در انتظار اجرایی شدن مصوبه احداث کارخانه خودروسازی در این استان است.
اجرایی نشدن مصوبات استانی آذربایجان غربی به حدی است که صدای وزرا هم بلند شد و وزیر آموزش و پرورش نیز به پایین بودن درصد اجرایی شدن آنها اعتراض کرد.

این آمار در حالی است که این پروژهها اصلیترین و پرهزینهترین پروژههای این استانها بودهاند و گاه سهم برخی از این پروژهها از کل مصوبات استان (از نظر نیاز به انرژی و اعتبار) بیشتر بوده است.
این روند که در اکثر استانها هم وجود دارد، حکایت از این امر دارد که مثلا اجرا نشدن پروژههای فوقالذکر در استان ایلام، موجب کاهش آمار تنها از 100 به 95 درصد میشود، در حالی که این پروژهها از نظر ریالی و توان اجرایی، سهمی بیش از 50 درصد را در این استان دارند. در نتیجه اکنون که این پروژهها اجرا نشدهاند، به علت آن که آمار دولت براساس تعداد پروژههاست و نه وزن آنها، ارقام بالای 90 درصدی اجرای این پروژهها را در آمارهای دولتی شاهدیم.

و یا در استان کرمانشاه، اجرا نشدن پروژه کارخانه قند و پالایشگاه موجب کاهش 6 درصدی آمار پیشرفت میشود، در حالی که اگر این آمار براساس اعتبار و یا انرژی و کار انجام شده برای پروژهها ارائه شود، کاهشی بالغ بر 50 درصد قابل مشاهده است.
همچنین در استان اصفهان نیز اکثر مصوبات صنعتی دور اول مربوط به مطالعات امکانسنجی شهرکهای صنعتی بوده و احداث کارخانه عظیم و یا پروژه ملی چندانی به چشم نمیخورد. در این استان، کمتر از ده درصد از پروژهها به زیرساختها، راهها، امور صنعتی و ... بستگی دارد و در نتیجه عدم اجرای آنها تنها تفاوت 10درصدی در آمار خواهد داشت.

بنابراین کاملا مشخص است که علت تفاوت آمار مسئولین با آمار غیررسمی و شواهد موجود چیست! در حقیقت در وهله اول کم بودن تعداد مصوبات مربوط به امور عمرانی و زیرساختهای صنعتی، و در وهله دوم اعلام آمار مسئولین استانها بر اساس تعداد پروژهها و نه وزن هزینهای آنها، موجب شده است تا دولتیان به آمار استانها دلخوش باشند و مخالفان نیز آنها را دروغگو بنامند.

این روند تا جایی پیش رفته است که احتمال تصویب طرح تحقیق و تفحص از سفرهای استانی در مجلس وجود دارد و برخی از نطقهای نمایندگان، لحن تندی به خود گرفته است.
از سوی دیگر عدم شفافسازی مناسب از طرف دولت و نبود نظارتی درونی برای اجرای پروژهها، موچب شده است تا راه فرار مناسب برای مسئولین استانها از پاسخگویی در قبال اجرا نشدن پروژهها وجود داشته باشد و آنها عدم اجرای برخی پروژههای زیربنایی را با ارائه آمار به شکل فوقالذکر میپوشانند. لذا در صورتی که از طرف دولت اطلاعرسانی دقیق صورت گرفته و میزان اجرایی شدن پروژهها به تفکیک ارائه شود، میتوان با نگاهی دقیقتر در مورد عملکرد دولت قضاوت کرد.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که به نظر میرسد دولت نتوانسته است آن گونه که انتظار میرفت از طریق سفرهای استانی به خوبی به اهداف عدالتگستری خود دست یابد و میبایست یک بازنگری کلی برای رسیدن به این اهداف در برنامههای دولت انجام شود.
*مصوبات استانی دور اول سفر ریاستجمهوری به یزد (مواردی که خط کشیده شده مربوط به مصوبات عمرانی است)



نظرات بینندگان:
جناب آقای احمدی نژاد اگر دوصفت خودمحوری و خودشیفتگی را نداشت میتوانست خیلی موفق باشد. بنظر من راز شکست ایشان همین است. امیدوارم این 4سال تجربه ای برای ایشان باشد و بعد از مرداد امسال به 4 سال گذشته اش نیک بیندیشد و در راه اصلاح خویش بکوشد.
بلی اصل سفرهای استانی ابتکار خاص این دولت بوده است ولی همه بحث در کیفیت آن است که گزارش فوق ارزیابی خوبی بر آن است . مصوبات کیلویی و غیر کارشناسی شده از اوصاف رایج بین مردم در باره این سفرهاست !
رسیدگی به خیلی ار این مشکلات وظیفه فرمانداران و اسنانداران است و صرف وقت توسط دولت در واقع اتلاف توان است.
درزنجان نیزهمین اتفاق افتاده است پروژه های احداث وایجاد3دانشکده(هنرومعماری-معدن-صنعت)دردانشگاه زنجان-احداث 10سدکوچک-احداث سدمشمپا-سلطانیه منطقه بین المللی گردشگری-غارکتله خورمنطقه ویژه گردشگری ملی-2خطه کردن راه آهن زنجان تهران -تصویب فرودگاه زنجان بعنوان مرز هوائی ودههاپروژه دیگرکه تحقق پیدانکردواستانداروقت یک سال بعدازسفر اعلام کرد 95درصدپروژه ها اجرائی شده است
به آقایان دولتی و مسولین استانها بفرمایید حداقل یک درس کنترل پروژه پاس کنند تا بفهمند که درصد پیشرفت یعنی چه ؟
به نظر من سفرهاي استاني بيش از آن كه سبقه سازندگي و گرهگشايي داشته باشد رنگ و بوي تبليغات انتخاباتي داشت و ميتوان گفت آقاي رييس جمهور بلافاصله پس از نشستن بر اين كرسي در آغاز دوره خود را براي دوره بعد تجهيز كرد و امروز ديگر چندان نيازي نميبيند كه در عرصه رقابت خود را به آب و آتش بزند، كما اين كه حتي تا امروز كه اكثر نامزدهاي اصلي اعلام حضور كردهاند از سوي ايشان خبري دال بر آمادگي براي كانديداتوري نميبينيم.در آخرين سفر رييس جمهور كه به اسلامشهر بود از زبان يكي از طرفداران ايشان شنيدم كه ميگفت "اگر ايشان كاري براي ما اسلامشهريها انجام نداد حد اقل فرماندار ما را در حضور مردم توبيخ كرد! و تازه ما توانستيم رييس جمهور خودمان را از نزديك ببينيم!" اين يعني به هدف نشستن تيري كه ايشان از چهار سال پيش رها كرده بود .
راستي براي بهبود اوضاع هر سامان بايد درايت و برنامهريزي و پيگيري مستمر از طريق آقايان وزرا و استانداران به دنبال نتيجه بود يا از طريق نمايشهاي اينچنيني كه همه ميدانند بخش عمده جمعيت مردمي را دانشآموزاني تشكيل ميدهند كه مديران به تعطيلي مدارسشان مأمور شدهاند.
خيلي عالي بود و زيبا ولي اگر نويسنده خود نيك بنگرد جواب خود را خواهد يافت كه مردم در اكثر اين سفرها همان چيزي را خواستهاند كه بايد انجام ميشده.پروژههاي زمانبر كه مشكل مردم را در كوتاه مدت حل نميكند بلكه آن چيزي كه در زمان حاضر مشكل است بايد برايش چارهانديشي كرد. كه دولتيان گذشته فقط با بيان اينكه ما بايد كلان نگر باشيم از كنار اين مشكلات ميگذشتند.
ولي در دولت كنوني اين مشكلات حاضر در مسير همان مشكلات كلان ديده شده و با برطرف شدن اين مشكلات با توجه به اين مصوبات راه براي رسيدن به سرمنزل مقصود هموارتر خواهد شد.
گاهي براي ساختن يك پروژهي ملي احتياج به برطرف كردن يك سري از مشكلات سرراهي است كه مردم آن ديار نيز با انجام آن پروژه همراه گردند پس بايد اول مشكل اين مردم حل شود بعد به ساخت آن مبادرت كرد كما اينكه خود نويسنده اذعان ميكند كه همزمان با مشكلات عادي به پروژههاي بزرگ نيز توجه شده است.
در واقع ميتوان گفت كه دولت دروغ نگفته و حقيقت را بيان كرده است و ديگراني كه قبلا بودهاند از ملت غافل بودهاند و نه تنها براي آنان ارزشي قائل نبودند بلكه اصلا اين مردم شريف را به حساب نميآوردند.
مطلب شما دقيقا در راستاي حمايت از رفتار دولت كنوني بسيار زيباست و جواب تخريب كنندگاني است كه اصلا توجهي به كارهاي انجام شده ندارند.
البته اگر ايشان موفق به گذشتن از خوان انتخابات دهم شود که الله و اعلم مي بايست نسبت به اين امور دقت بيشتري بنماينداشتراک در پستها [Atom]