۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سهشنبه
رفتار مجلس با بودجه غیرواقعی دولت!
گفتگوی «آینده» با دکتر خوشچهره
آینده: با توجه به کاهش قیمت نفت و بالطبع درآمدهای دولت و این که آقای احمدینژاد گفته بودند: «ما مملکت را بدون نفت هم اداره میکنیم» بودجه 88 به مجلس رفت و بخشی از آن از سوی مجلس تایید و برخی اصلاح شد. به نظر شما بودجه پیشنهادی دولت تا چه حد واقعی بوده است؟

خوش چهره: بسم الله الرحمن الرحیم. این بحث قبل از سیاسی بودن بحثی اقتصادی است. مربوط به منطق بودجهبندی و درآمدهاست. قطعا بودجه پیشنهادی غیرواقعی بوده که تا این حد در مجلس اصلاح شده است.
بودجه، پیشنهادی است که دولت برای انجام وظایف تعیین شدهاش ارائه میدهد که غالبا دو بخش هزینهها و درآمدها دارد. بودجه دولت غیرواقعی بسته شده بود و در محاسبه درآمدهای ارزی و مالیاتی و نفتی نگاهی خوشبینانه داشت و در نتیجه موجب شد در حالی که بودجهها 3 تا 4 درصد در مجلس تغییر میکنند این بار تغییرات زیادی را به خود ببیند. برداشت صحیحی از رکود اقتصاد جهانی و داخلی نشده بود. پس میتوان گفت که بخشی از تصمیمات کمیسیون تلفیق منظق اقتصادی داشت ولی بخشی از آن جای تعجب دارد بالاخص حضور معنیدار هزینههایی که منبع درآمدی آن مشخص نشده بود.یعنی در قلمروهای مختلف عمرانی و ... هزینههایی تعیین شده بود که به دولت گفته شده است منابع آن را خودت تامین کن.
آینده: آیا قانونا این کار صحیح است؟
خوش چهره: در این مواردی که بیان کردم اقدامات مجلس ثقیل، غیرمنطقی و تعجببرانگیز بود.
آینده: دولت از حذف درآمد ناشی از طرح هدفمند کردن یارانهها گلهمند شد و نامهای هم به مجلس نوشت. شما در جایی این کار مجلس را تایید کرده و این طرح را سیاسی تبلیغاتی دانسته بودید. سوالی که مطرح است این است که حتی با فرض وجود شائبه سیاسی تبلیغاتی این طرح, آیا در صورت اجرا قابلیت عملی رسیدن به شعارهای داده شده را داشته و پختگی لازم را دارد؟
خوش چهره: خیر, اصل قضیه که ساماندهی وضع موجود است و اکثر صاحبنظران بر لزوم اصلاح وضع موجود متفقالقولند ولی این به منزله پذیرفتن هر طرح یا پیشنهادی نیست. باید جامعنگری، بسترسازی و زمان اجرای مناسب را درنظر گرفت. متاسفانه بعد از جنگ دولتها این برنامهها را در قالب طرح ارائه میدهند مثل طرح تعدیل ساختاری دولت سازندگی، طرح ضربتی اشتغال دولت اصلاحات و طرح تحول اقتصادی در این دولت. درصورتی که این کار با منطق برنامهریزی همخوانی ندارد و باید در قالب برنامه پنج ساله مد نظر قرار گرفته و دولتها هم خودشان را ملزم به اجرای این برنامهها کنند. چون در غیر این صورت هر دولت که عوض شود دولت بعدی ملزم به ادامه اجرای طرحها نخواهد بود. در حالت کنونی هم بناست یک پولی را قبل از انتخابات به مردم بدهند تا تبلیغ شود و برای جمهوری اسلامی این جور کارها خوب نیست.
آینده: در حالی که آقای موسوی بعد از بیست سال به عرصه برگشته است بسیاری منتقدان همان انتقادات پس از جنگ را دوباره مطرح کرده و عملکرد اقتصادی وی را نامناسب میدانند. نظر شما راجع به سیاستهای اقتصادی دولت مهندس موسوی و نیز راجع به نوع سیاست اقتصادی ایشان پس از پیروزی احتمالی در انتخابات چیست؟

خوش چهره: سوال شما دو بخش دارد. بخش دوم که مربوط به دولت آتی است را چون ایشان اعلام موضع نکردهاند وارد نمیشوم. ولی بحثی که راجع به عملکرد اقتصادی ایشان در دوران جنگ مطرح شده جای توضیح دارد. عملکرد آن دولت را باید در شرایط زمانی و مکانی آن تحلیل کرد. دولتهای بعد از جنگ یک مقتضیاتی داشتند و دولت جنگ هم مقتضیاتی مختص به خود.
اشتباه فاحش در این زمینه این است که پرداختها و مصارف گسترده مقادیر ارزی و ریالی که در سالهای اخیر صورت گرفته بدون توجه به نتایج ملاک تصمیم قرار گیرد. مثلا بگوییم در دولت نهم پروژههای مختلف با مبالغ آنچنانی اجرا شده بدون آن که به درآمد نفت 150 دلاری در هر بشکه دقت شود. ما باید با توجه به درآمد هر دولت روشها و برنامههایشان را نقد کنیم. بنابراین وقتی درآمد کم باشد صرفهجویی الزامی است. ریاضت کشیدن قطعی است. ریاضت با نداشتن توجیه میشود.
اشتباه فاحش برخی افراد که موجب سوءاستفاده مغرضین هم بعد از جنگ قرار گرفت مقایسه غیرمنطقی سطح رفاه و رشد زمان شاه با دهه اول انقلاب است. و بسیاری شاخص رشد کمی انتزاعی را معیار نقد قرار میدادند. در حالی که تحلیل بر مبنای اهداف تامینکننده منافع ملی است و میزان قضاوت راجع به دولتها به میزان کارآمدی آنها برای تحقق مصالح ملی برمیگردد.
این اهداف سه دسته امنیتی، رفاهی و اقتصادیاند. اولویت اصلی با اهداف امنیتی است. برخی کشورها مثل سوییس دغدغه امنیت ندارند در حالی که کشور جنگ افروزی مثل اسرائیل هدف امنیتی دارد. مثلا در جنگ جهانی دوم کشورهای درگیر جنگ هدف اولشان پیروزی در جنگ و دفاع از تمامیت ارزی و سرحداتشان بود. درآمریکا کارخانجاتی مثل جنرال موتورز و یا فورد توسط دولت به شدت کنترل و محدود شده و عملا دولتی میشوند.
اگر با این دید نگاه کنیم در شرایطی که مسئله اصلی ما جنگ و دفاع مقدس بوده است اگر اهداف رفاهی معیار قضاوت قرار گیرند رشد منفی دوران جنگ را شاهدیم و سطح رفاه دوره شاه بالاتر بود. ولی اگر نگاه و تعمیم را روی مسئله اهداف سیاسی امنیتی ببریم نظام جمهوری اسلامی در آن ده ساله اول یک کارنامه کاملا قابل دفاع و درخشان دارد یعنی یک جنگ 8 ساله را پشت سر گذاشته و سرافراز خارج شد. اما متاسفانه بسیاری میگویند که چرا محرومیت وجود داشت، سهمیهبندی وجود داشت، و منابع درآمدی را نمیبینند و عملا میگویند نظام ناکارآمد بوده است. تجربه نشان داده که در شرایط جنگ مداخلات دولت بالا میرود یعنی اقتصاد دولتی و کوپنی میشود، حتی در کشورهای دارای اقتصاد کاملا آزاد مثل فرانسه هم در شرایط جنگ سهمیهبندی و کوپنی شدن را شاهدیم. درباره جنگ ایران هم من فقط به مهندس موسوی نگاه نمیکنم چون خیلیها به نام مهندس موسوی جنگ را زیر سوال میبرند در حالی که اتفاقا در دوره جنگ محرومیتی هم اگر بود تبعیضات کم بود. در سال 68 و 69 برخی اساتید دانشگاه تربیت مدرس یک سری امار و ارقام ارائه دادند که انسان را متعجب میکند و شروع کردند با همین استدلالهای مشابه به نقد مغرضانه دوران جنگ بپردازند.
آنچه که الان باید از ایشان پرسیده شود این است که شما برای بعد از جنگ چه مشرب اقتصادی را قبول دارید؟
آینده: البته الان هم اقتصاد به سمتی پیش میرود که با کاهش درآمدهای دولت یک شرایط بحرانی را درپیش داریم.
خوش چهره: باید منصف بود و صبر کرد تا ایشان برنامههایشان را مشخص کنند. در مورد ایشان باید چند سوال جدی مطرح شود که شما چه نوع نظام اقتصادی را قبول دارید؟ آزاد، دولتی کنترلی یا حالتی بینابین؟ همچنین باید درباره دیدگاههای سیاسی، اجتماعی، مواضع مذهبی و ارتباط ایشان با ولایت فقیه سوالات جدی مطرح است که باید پاسخ داده شود.

آینده: شما در انتخابات گذشته مناظرهای داشتید و یک سری دیدگاههای اقتصادی را مطرح کردید که بعدا به اذعان خودتان عملی نشد. اگر ممکن است عملکرد اقتصادی دولت نهم را بررسی کنید.
خوش چهره: کارنامه دولت باید با مجموعه اقداماتش بررسی شود و نگاه یک طرفه نوعی سیاسیکاری است. متاسفانه بعد از جنگ این روش نقد غیرمنصفانه روال عادی شده یعنی یک جریان سیاسی در نقد رقبایش صرفا ایرادات را بیان میکند و در نقطه مقابل هم یک جریان حاکم برای توجیه خود دستاوردهایش را بزرگتر از آنچه هست نشان میدهد. مثلا در بررسی عملکرد شهردار اسبق تهران آقای کرباسچی که به یک شوی تلویزیونی هم تبدیل شد این اشکال کاملا مشهود بود که یک سری از افراد مدیریت ایشان را به شدت بالا برده و برخی دیگر مفاسد او را درشت میکردند.
با بررسی کلی کارنامه میتوان درباره عملکرد دولت نظر داد. این دولت برای سخت کوشی، ساده زیستی، برهم زدن برخی روابط و تعاملات، انگیزه تلاش و خدمت نمره بالایی میگیرد ولی برای تخصیص بهینه امکانات و منابع نمره منفی میگیرد. چون به زیرساختها توجه نکرده است. درآمد افسانهای 280 میلیارد دلاری نفت در این سه سال (در مقایسه با 800 میلیارد دلار در سی سال گذشته) که به عناوین مختلف توسط دولت از طریق بانکها به صورت ریالی مصرف شد باعث شده که بانکها معوقات شدیدی داشته باشند که مبالغ هنگفتی از وامهایشان برگشت داده نشده است. منابع زیادی از اصل 44 تحت عنوان سهام عدالت توزیع شده است. وقتی این موارد را میبینیم میتوانیم بگوییم شرایط برای دولت نهم به گونهای بود که ما نباید الان این حجم از فقر و بیکاری را داشته باشیم. شکاف طبقاتی به این شدت نباید باشد.
در حوزه استفاده از توانمندیهای مدیریتی بافراد با استفاده از آموزههای دینی که باید مدیران هم قوی و توانمند و هم مومن و متعهد باشند میبینیم نیمی از کابینه عوض شدند که نشانه انتخاب ناصحیح مدیران است. هم اکنون در همه حوزهها (حتی سطوح پاببن ورزشی) اصل انتصاب مدیریتها حاکم شده است و در این انتصاب هم بیشتر از توانمندی به سلامت نفس افراد دقت شده است. در زمان آقای هاشمی به توانمندی بیش از تعهد توجه شد و الان برعکس که در هر دو مورد هم خساراتی به دنبال داشت.
شعارهایی زده شده است که ما از این شعارها و آرمانهای انقلابی دفاع میکنیم اما روشهایی که هست در بسیاری از موارد حتی نتایجی ضد آن شعارها در پی داشته است. مثلا به اسم عدالت تورمهایی در بخشهایی چون مسکن به وجود آمده که فاصله شدید طبقاتی را نتیجه داده است. پس اهداف و تلاش مصروف دولت قابل احترام است اما شیوههای به کار رفته اشتباه بوده است. رها کردن سوداگری در بخش مسکن و اکتفا به طرحهایی مثل طرح مهر رضا مردم را به زانو درآورده است.
آینده: در شرایط کنونی که همان شعارها داده میشود تا چه حد آنها را عملی میدانید.
خوش چهره : شعار تنها پنجاه درصد کار است و بقیه راه شیوهها است و باید درباره شیوهها تصمیمگیری شود. باید بین هدفگذاری و شیوهها ارتباط منطقی باشد در غیر این صورت تعریف و تمجید بیجهت است. مثل آن که میگوییم ساده زیست هستند، در این شکی نیست ولی تحقق اهداف نیاز به برنامههای درست دارد. با توجه به کاهش قیمت نفت و درآمد دولت، درصورتی که احمدینژاد در انتخابات پیروز شود با همین روشها قادر به اداره کشور نخواهد بود و نیاز به یک بازبینی جدی در روشهایش دارد.
آینده: ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
اشتراک در پستها [Atom]