۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه

 

نطق ناطق کور شد

علي زارعي نجفدري* مشاور رييس جمهوري


"کمتر تحليلگر سياسي است که نداند پروژه " دولت وحدت ملّي" در کجا و توسط چه کساني ساخته و پرداخته شدو بعد از پردازش و آماده سازي، پروژه گردانان که بر بي هويتي و بي شناسنامه بودن اين پروژه آگاهي داشتند به دنبال پياده نظامي براي خودشان و در عين حال غضنفري در اردوگاه اصول گرايان مي گشتند که به دليل کم سوادي، از مشرب و مباني فکري پروژه بي اطلاع يا کم اطلاع بوده و در عين حال سوداي ليدري را در سر داشته و نسبت به جريان پيروز انتخابات نهم به دنبال فرصت عقده گشايي باشد، تا اينکه در نهايت طرح موضوع و نطق اين پروژه براي عموم را به ناطقي سپردند که در سالهاي اخير نطقش به لکنت افتاده است.

اين پروژه به دليل بي اساس بودن و بي هويتيش از همان ابتدا در نطفه خفه شد و مجال نيافت تا حداقل چند روزي نشوونمايي هرچند کاذب داشته باشد. بي شناسنامه بودن وبي هويتي پروژه" دولت وحدت ملّي" آنجاست که در هر نظام و شکل و ساختار حکومتي ، کانون وحدت ملّي بر اساس دستگاه فکري و ساختار سياسي آن نظام شکل مي گيرد. پر واضح است که هم در دستگاه فکري و هم در ساختاري سياسي حکومت اسلامي و نظام ولايي، کانون وحدت ملّي در جايگاه ولايت و رأس نظام تعريف مي شود و قواي سه گانه تابعي از آن کانون وحدت مي باشند.

سرخوردگان از شکست اين پروژه، اعم از طراحان و نطق کننده پروژه ، اگر چه ناگزير شدند بعداز شکست پروژه دَم فرو بندند، ولي " اهداف سياسي " پروژه توسط طراحان و " اهداف عقده گشايي " پروژه توسط ناطق پروژه، در قالبهاي ديگر دنبال شد، تا آنجا که ناطق پروژه با غلطيدن به اردوگاه رقيب ديرينه خود، به يک خود زني آشکار سياسي روي آورده و در اين خودزني سياسي، مباني فکري خويش را هم مخدوش نموده است. اين خدشه فکري آنجاست که رقيب ديرينه اش را "مولا" خطاب نموده و تأکيد مي کند که در اين هيبت، به مناطق مختلف رفته و جمله " من کنت مولا فهذا... مولاه" را بيان و تأکيد نمايد! اگر چه در ظاهر امر اين مسئله يک مزاح و يا تسامح آشکار است، ولي " رنگ رخسار گواهي دهد از سّر درون."

در همين رهنمود دادن به رقيب ديرينه است که از " عقده گشايي" ، " رازگشايي " مي کند و آن اينکه چرا چهره پيروز انتخابات نهم به ما احترام نگذاشته و در اداره امور ما را به بازي نمي گيرد؟ ظاهراً جانِ کلام عقده گشايي اينجاست. اگر چنين است و يا چنين فکر مي کنيد، بايد گفت که ظاهراً هدف احترام نگذاشتن و به بازي نگرفتن در اداره امور نبوده و نيست. بلکه هدف، " گردش نخبگان " و باز نمودن "حلقة بسته مديريتي " بوده که آن حلقة بسته مديريتي طي دو دهه اخير سايه سنگيني بر مديريت اجرايي کشور گسترانده و خودعلت بسياري از ناکاميها گرديد که خوشبختانه چهره پيروز انتخابات نهم در باز نمودن اين حلقه بستة مديريتي و نتيجتاً گردش نخبگان؛ توفيقات چشمگيري داشته است. هدف اين بود. لذا بي جهت نطقتان را کور نکنيد.






<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]