۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سهشنبه
ای کاش کلاه ضرغامی...
ح. پایشگر
Payeshgar@Gmail.com
فلسفه وجودی رسانههای جمعی در دنیای امروز به لحاظ کارکرد آنها در ایجاد پل ارتباطی بین گروههای انسانی است. دریافت و ارسال پیامهای ارتباطی در جامعه، وظیفه ذاتی وسایل ارتباط جمعی است.ارتباطسازان باید امین مردم بوده و پیامهای گروههای انسانی را بدون تحریف و دستکاری به گیرندگان آنها برسانند. در ایران به لحاظ ضعیف بودن زیرساختهای ارتباطی، بخش اعظم این ماموریت بر دوش رسانه ملی است و این رسانه باید پل ارتباطی بین حاکمان، بخشها و گروهای مختلف انسانی و ملت باشد.
براساس اصل 175 قانون اساسی «در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد.» از حقوقدانان محترم انتظار میرود در فضایی کارشناسانه یک تفسیر حقوقی از کلید واژههای «آزادی بیان» و «نشر افکار» مصرح در این اصل، مترقی قانون اساسی ارائه دهند. اگر مراد قانونگذار از این اصل، فراهم کردن آزادی بیان و نشر افکار، منحصراً برای حاکمان و حامیان آنان بود که این نیازی به تصریح در قانون اساسی نداشت و آنچنان که هر عاقلی میداند از عصر حجر تاکنون، کنترل رسانههای زمانه در اختیار حاکمان بوده است. پس مراد قانونگذار از تصریح این موارد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناختن آزادی بیان و نشر افکار برای کلیه کسانی است که هنجارهای قانونی کشور را پذیرفته و در این چارچوب نقدی هم دارند.
واقعیت این است که امام خمینی(ره) با رهبری بیبدیل انقلاب اسلامی و ساقط کردن رژیم پهلوی درصدد بود تا تمدن جدید و پایداری را مبتنی بر دین و یا به عبارت دیگر مردمسالاری دینی در ایران بنا نهد و آن را به جهانیان معرفی کند. امام با نگاه تیزبینش به افقهای بسیار دور نظر داشت. از اینرو رسانه ملی میباید تمام هم و غم خود را معطوف به ارائه جلوه زیبایی از این نظام در اذهان مردم داخل و خارج کشور کند، تا انشاءالله انقلاب اسلامی، روزی جهانگیر شود و البته تحقق این آرمان با حرف و شعار نیست.
ای کاش رئیس رسانه ملی دستور میداد، گزارشی از چگونگی آزادی بیان درجریان انتخابات ریاستجمهوری و سایر انتخاباتها نه در کشورهای پیشرفته جهان، بلکه در رسانههای کشورهای منطقه، از جمله هندوستان، پاکستان، ترکیه و حتی افغانستان تهیه و برای ایشان ارسال کنند تا هم رمز دستیابی به قدرت اول منطقهای شدن، مصرح در برنامه چشمانداز 20 ساله کشور را تمرین کند و هم با ظرفیتهای رسانهای این کشورها آشنا شود و البته آنگاه مستحضر میشد که چه جفایی در این باره به ظرفیتهای بالای نظام مقدس جمهوری اسلامی روا داشته میشود!
ملت ایران در یک سال اخیر به خوبی به یاد دارد که رسانه ملی هر روز از صبح تا شب در تمام بخشهای خبری و تولیدی خود، فرایند انتخابات آمریکا، مناظرات جدی نامزدهای انتخاباتی، نقد عملکرد دولت و حواشی انتخابات این کشور را حتی گستردهتر از تمام انتخاباتهایی که تاکنون در ایران برگزار شده تهیه و پخش میکرد. چنین اقدامی در هیچ یک از دورههای قبلی انتخابات آمریکا در رسانه ملی مسبوق به سابقه نبود. تاثیر چنین اقدامی در اذهان مردم ایران، نشان دادن چهرهای پیشرفته، مردمسالار، قانونمند و ظرفیت بالای نظام آمریکایی برای برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه بود و تالی فاسد آن نیز خنثی کردن تمام اقدامات ضداستکباری مردم ایران در 30 سال گذشته بود. اما به مصداق ضربالمثل معروف «شمعی که به منزل رواست به جای دیگر حرام است»، چرا در حال حاضر رسانه ملی، چنین جلوهای از ظرفیت بالای نظام جمهوری اسلامی ایران را از طریق پخش فرایند برگزاری انتخابات در ایران به نمایش نمیگذارد و برخلاف واقعیتهای جامعه ایران چنین وانمود و القا میکند که همه چیز در این انتخابات از قبل تعیین شده است. آیا مردم ایران به عنوان تامینکنندگان هزینه رسانه ملی، در یک دوره انتخابات باید شاهد باشند که تبلیغات انتخاباتی 100 روز مانده به روز برگزاری انتخابات در این رسانه شروع میشود و در دوره دیگری از انتخابات 50 روز مانده به انتخابات هنوز رسانه ملی اقدامی نکرده است.
آقای ضرغامی که داعیه صدور معنوی انقلاب را دارند کلاه خودشان را قاضی کنند و به این سوال پاسخ دهند که افکار عمومی جهانی و کسانی که از طریق ماهواره برنامهها و اخبار شبکههای رنگارنگ رسانه ملی را، درباره انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و ایران مشاهده و مقایسه میکنند، در این باره چه قضاوتی خواهند کرد؟ آیا رسانه ملی به جز پخش روزانه 4تا 5 دقیقه خبرسازی جانبدارانه درباره 2 تن از نامزدهای انتخاباتی و حامیان آنها، که آن دو نیز از پخش تراوشات ذهنی نویسندگان خبرهای ساختگی، تبری خود را بارها اعلام کردهاند، رسانه ملی چه عملکردی درباره دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری داشته است؟
ای کاش آقایان تصمیمگیر این سازمان با خدای خود خلوت میکردند و از خدا مدد میخواستند تا نور خود را بر دل آنان بتاباند که آیا چنین رویهای که آنها در پیش گرفتهاند، منجر به افزایش طول عمر تمدن نظام جمهوری اسلامی مورد نظر حضرت امام (ره) در صحنه بینالمللی میشود؟
در فضای کشور ما هم اکنون رقابتی نابرابر از حیث بهرهمندی نامزدهای انتخاباتی حاضر در میدان انتخابات حکمفرماست. برخلاف شرایط انتخابات دوره نهم که رئیسجمهور وقت نامزد انتخابات نبود و رقبای انتخاباتی وضعیت کم و بیش یکسانی از لحاظ بهرهمند بودن از امکانات رسانهای کشور داشتند، در این دوره چنین نیست و مقتضیات کنونی کشور از شرایط یک نامعادله، تبعیت میکند. در تمام کشورهایی که داعیه مردمسالاری دارند و حتی آن دسته از کشورهایی که به صورت نیمبند به الزامات مردمسالاری پایبند هستند، جریانی که کنترل منابع کشور را در اختیار دارد معمولا در هنگامه انتخابات دست رسانههای عمومی کشور به عنوان چشم و گوش جامعه را، برای نقد عملکرد دولت باز میگذارد، اما گویا دولتمردان محترم ما خوب دریافتهاند که رسانه ملی در ایران چشم و گوش مردم نیست و در نتیجه چنین وظایفی را برای آن به رسمیت نمیشناسند.
انتظار ملت برای نقد سازنده و بدون تخریب و پاسخگویی دولت در قبال اختیارات عظیمی که ملت به آنها واگذار کرده، گزاف نیست، و البته برای عملیاتی شدن این خواست عمومی رسانه ملی باید از 6 ماه قبل چنین فضایی را فراهم میکرد. اما دستاندرکاران این رسانه از 6 ماه گذشته در جهت عکس این خواسته ملت حرکت کرده و فضای نیمبند موجود در آن مقطع زمانی را نیز با اعمال کنترلهای بیشتری مسدود کردهاند و با قدسی کردن دولت، امکان هیچ نقدی را برنتابیدهاند و حتی بعضی از مدیران نقاد این سازمان را در این مدت تنزل درجه دادهاند تا درسی به کارشناسان و متخصصان و کارکنان شریف این رسانه داده باشند که آنان نباید از خطوط قرمزی که سازمان ساخته، پا را فراتر گذارند تا با مجازات احتمالی مواجه نشوند.
جالبتر این است که رسانه ملی در رابطه با فراهم کردن فضای نقد، سرنا را از سر گشادش نواخته است و به جای فراهم کردن فضای نقد اصحاب قدرت و آنهایی که کنترل منابع اجرایی عظیم کشور را در 4 سال گذشته در اختیار داشتهاند، گاه و بیگاه به سراغ نقد کسانی میرود که نه تنها سهمی در قدرت ندارند بلکه آنان خود نیز در زمره پرداختکنندگان هزینه رسانه ملی به شمار میروند.
موضوع دیگری که قابل بیان است بحث نظارت بر این سازمان است. براساس اصل 175 قانون اساسی «شورایی مرکب از نمایندگان رئیسجمهور و رئیس قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی (هرکدام دو نفر) بر این سازمان نظارت خواهند داشت.»
اما این شورا که باید به نمایندگی از ملت قاطعانه بر عملکرد این سازمان نظارت کند، وظایف خود را فراموش کرده و تاکنون یک گزارش نقادانه از عملکرد این سازمان، برای افکار عمومی منتشر نکرده است و البته شاید نگران سوءاستفاده احتمالی استکبار جهانی!! بودهاند. کسانی که از نزدیک عملکرد شورای نظارت را در تابلو اعلانات داخلی سازمان صداوسیما رصد میکنند، مشاهده کردهاند که هر ماه این تابلو به یکی از نامههای تقدیر و تشکر رئیس این شورا از رئیس سازمان در مورد موضوعات جزیی و پیش و پاافتاده مزین شده است. مثل این که همه مسایل جامعه، به خوبی در رسانه ملی بازتاب یافتهاند و چیزی کم و کسر وجود ندارد الا صدور این بیانیههای تقدیر و تشکر. آنان با این شیوه نظارت به طور همزمان چماق و هویج را به خورد ملت ایران میدهند. به عبارت دیگر ملت ایران هم هزینه رسانه ملی را پرداخت میکند و هم مسائل و مشکلاتش در این رسانه بازتاب نمییابد. از اینرو چون ساز و کار دیگری برای نظارت در قانون اساسی پیشبینی نشده است، مردم برای تامین مطالبات خود، باید به درگاه خداوند متعال پناه ببرند.
در خاتمه به عنوان کسی که به ظرفیتهای بالای نظام مقدس جمهوری اسلامی اعتقاد دارد، از جناب آقای احمدینژاد رئیسجمهور محترم انتظار دارد با گرفتن یک تصمیم تاریخی، باقیاتالصالحاتی را در تاریخ رسانهای این کشور از خود به جا گذاشته که در دورههای آتی انتخابات ریاستجمهوری نیز نهادینه شده و آثار ارزشمندی در جهت شکوفایی کشور ایجاد کند.
ایشان طی نامه رسمی سرگشاده به رئیس رسانه ملی گوشزد کند که ظرفیتهای نظام جمهوری اسلامی ایران برای برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه، کمتر از ظرفیت نظام سلطهای که در 30 سال گذشته به عنوان دشمن درجه 1مردم ایران قلمداد شده است، نیست و استحقاق ملت بزرگ ایران و انتظار آنها از رسانه عمومی نیز در این باره کمتر از ملت آمریکا نیست، از اینرو هنگامه برگزاری انتخابات که زنگ حساب برای دولتمردان محسوب میشود، رسانه ملی در چارچوبهای مشخص و معین با حضور کارشناسان، متخصصان، نمایندگان نامزدهای انتخاباتی و دولت محترم، زمینه نقد سازنده عملکرد دولت را فراهم کنند تا ملت سرافراز ایران با کیفیت این عملکرد آشنا شوند و انشاءالله منظری پیشرفته از ایران و ایرانی به جهانیان نیز معرفی گردد.
فلسفه وجودی رسانههای جمعی در دنیای امروز به لحاظ کارکرد آنها در ایجاد پل ارتباطی بین گروههای انسانی است. دریافت و ارسال پیامهای ارتباطی در جامعه، وظیفه ذاتی وسایل ارتباط جمعی است.ارتباطسازان باید امین مردم بوده و پیامهای گروههای انسانی را بدون تحریف و دستکاری به گیرندگان آنها برسانند. در ایران به لحاظ ضعیف بودن زیرساختهای ارتباطی، بخش اعظم این ماموریت بر دوش رسانه ملی است و این رسانه باید پل ارتباطی بین حاکمان، بخشها و گروهای مختلف انسانی و ملت باشد.
براساس اصل 175 قانون اساسی «در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد.» از حقوقدانان محترم انتظار میرود در فضایی کارشناسانه یک تفسیر حقوقی از کلید واژههای «آزادی بیان» و «نشر افکار» مصرح در این اصل، مترقی قانون اساسی ارائه دهند. اگر مراد قانونگذار از این اصل، فراهم کردن آزادی بیان و نشر افکار، منحصراً برای حاکمان و حامیان آنان بود که این نیازی به تصریح در قانون اساسی نداشت و آنچنان که هر عاقلی میداند از عصر حجر تاکنون، کنترل رسانههای زمانه در اختیار حاکمان بوده است. پس مراد قانونگذار از تصریح این موارد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناختن آزادی بیان و نشر افکار برای کلیه کسانی است که هنجارهای قانونی کشور را پذیرفته و در این چارچوب نقدی هم دارند.
واقعیت این است که امام خمینی(ره) با رهبری بیبدیل انقلاب اسلامی و ساقط کردن رژیم پهلوی درصدد بود تا تمدن جدید و پایداری را مبتنی بر دین و یا به عبارت دیگر مردمسالاری دینی در ایران بنا نهد و آن را به جهانیان معرفی کند. امام با نگاه تیزبینش به افقهای بسیار دور نظر داشت. از اینرو رسانه ملی میباید تمام هم و غم خود را معطوف به ارائه جلوه زیبایی از این نظام در اذهان مردم داخل و خارج کشور کند، تا انشاءالله انقلاب اسلامی، روزی جهانگیر شود و البته تحقق این آرمان با حرف و شعار نیست.
ای کاش رئیس رسانه ملی دستور میداد، گزارشی از چگونگی آزادی بیان درجریان انتخابات ریاستجمهوری و سایر انتخاباتها نه در کشورهای پیشرفته جهان، بلکه در رسانههای کشورهای منطقه، از جمله هندوستان، پاکستان، ترکیه و حتی افغانستان تهیه و برای ایشان ارسال کنند تا هم رمز دستیابی به قدرت اول منطقهای شدن، مصرح در برنامه چشمانداز 20 ساله کشور را تمرین کند و هم با ظرفیتهای رسانهای این کشورها آشنا شود و البته آنگاه مستحضر میشد که چه جفایی در این باره به ظرفیتهای بالای نظام مقدس جمهوری اسلامی روا داشته میشود!
ملت ایران در یک سال اخیر به خوبی به یاد دارد که رسانه ملی هر روز از صبح تا شب در تمام بخشهای خبری و تولیدی خود، فرایند انتخابات آمریکا، مناظرات جدی نامزدهای انتخاباتی، نقد عملکرد دولت و حواشی انتخابات این کشور را حتی گستردهتر از تمام انتخاباتهایی که تاکنون در ایران برگزار شده تهیه و پخش میکرد. چنین اقدامی در هیچ یک از دورههای قبلی انتخابات آمریکا در رسانه ملی مسبوق به سابقه نبود. تاثیر چنین اقدامی در اذهان مردم ایران، نشان دادن چهرهای پیشرفته، مردمسالار، قانونمند و ظرفیت بالای نظام آمریکایی برای برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه بود و تالی فاسد آن نیز خنثی کردن تمام اقدامات ضداستکباری مردم ایران در 30 سال گذشته بود. اما به مصداق ضربالمثل معروف «شمعی که به منزل رواست به جای دیگر حرام است»، چرا در حال حاضر رسانه ملی، چنین جلوهای از ظرفیت بالای نظام جمهوری اسلامی ایران را از طریق پخش فرایند برگزاری انتخابات در ایران به نمایش نمیگذارد و برخلاف واقعیتهای جامعه ایران چنین وانمود و القا میکند که همه چیز در این انتخابات از قبل تعیین شده است. آیا مردم ایران به عنوان تامینکنندگان هزینه رسانه ملی، در یک دوره انتخابات باید شاهد باشند که تبلیغات انتخاباتی 100 روز مانده به روز برگزاری انتخابات در این رسانه شروع میشود و در دوره دیگری از انتخابات 50 روز مانده به انتخابات هنوز رسانه ملی اقدامی نکرده است.
آقای ضرغامی که داعیه صدور معنوی انقلاب را دارند کلاه خودشان را قاضی کنند و به این سوال پاسخ دهند که افکار عمومی جهانی و کسانی که از طریق ماهواره برنامهها و اخبار شبکههای رنگارنگ رسانه ملی را، درباره انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و ایران مشاهده و مقایسه میکنند، در این باره چه قضاوتی خواهند کرد؟ آیا رسانه ملی به جز پخش روزانه 4تا 5 دقیقه خبرسازی جانبدارانه درباره 2 تن از نامزدهای انتخاباتی و حامیان آنها، که آن دو نیز از پخش تراوشات ذهنی نویسندگان خبرهای ساختگی، تبری خود را بارها اعلام کردهاند، رسانه ملی چه عملکردی درباره دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری داشته است؟
ای کاش آقایان تصمیمگیر این سازمان با خدای خود خلوت میکردند و از خدا مدد میخواستند تا نور خود را بر دل آنان بتاباند که آیا چنین رویهای که آنها در پیش گرفتهاند، منجر به افزایش طول عمر تمدن نظام جمهوری اسلامی مورد نظر حضرت امام (ره) در صحنه بینالمللی میشود؟
در فضای کشور ما هم اکنون رقابتی نابرابر از حیث بهرهمندی نامزدهای انتخاباتی حاضر در میدان انتخابات حکمفرماست. برخلاف شرایط انتخابات دوره نهم که رئیسجمهور وقت نامزد انتخابات نبود و رقبای انتخاباتی وضعیت کم و بیش یکسانی از لحاظ بهرهمند بودن از امکانات رسانهای کشور داشتند، در این دوره چنین نیست و مقتضیات کنونی کشور از شرایط یک نامعادله، تبعیت میکند. در تمام کشورهایی که داعیه مردمسالاری دارند و حتی آن دسته از کشورهایی که به صورت نیمبند به الزامات مردمسالاری پایبند هستند، جریانی که کنترل منابع کشور را در اختیار دارد معمولا در هنگامه انتخابات دست رسانههای عمومی کشور به عنوان چشم و گوش جامعه را، برای نقد عملکرد دولت باز میگذارد، اما گویا دولتمردان محترم ما خوب دریافتهاند که رسانه ملی در ایران چشم و گوش مردم نیست و در نتیجه چنین وظایفی را برای آن به رسمیت نمیشناسند.
انتظار ملت برای نقد سازنده و بدون تخریب و پاسخگویی دولت در قبال اختیارات عظیمی که ملت به آنها واگذار کرده، گزاف نیست، و البته برای عملیاتی شدن این خواست عمومی رسانه ملی باید از 6 ماه قبل چنین فضایی را فراهم میکرد. اما دستاندرکاران این رسانه از 6 ماه گذشته در جهت عکس این خواسته ملت حرکت کرده و فضای نیمبند موجود در آن مقطع زمانی را نیز با اعمال کنترلهای بیشتری مسدود کردهاند و با قدسی کردن دولت، امکان هیچ نقدی را برنتابیدهاند و حتی بعضی از مدیران نقاد این سازمان را در این مدت تنزل درجه دادهاند تا درسی به کارشناسان و متخصصان و کارکنان شریف این رسانه داده باشند که آنان نباید از خطوط قرمزی که سازمان ساخته، پا را فراتر گذارند تا با مجازات احتمالی مواجه نشوند.
جالبتر این است که رسانه ملی در رابطه با فراهم کردن فضای نقد، سرنا را از سر گشادش نواخته است و به جای فراهم کردن فضای نقد اصحاب قدرت و آنهایی که کنترل منابع اجرایی عظیم کشور را در 4 سال گذشته در اختیار داشتهاند، گاه و بیگاه به سراغ نقد کسانی میرود که نه تنها سهمی در قدرت ندارند بلکه آنان خود نیز در زمره پرداختکنندگان هزینه رسانه ملی به شمار میروند.
موضوع دیگری که قابل بیان است بحث نظارت بر این سازمان است. براساس اصل 175 قانون اساسی «شورایی مرکب از نمایندگان رئیسجمهور و رئیس قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی (هرکدام دو نفر) بر این سازمان نظارت خواهند داشت.»
اما این شورا که باید به نمایندگی از ملت قاطعانه بر عملکرد این سازمان نظارت کند، وظایف خود را فراموش کرده و تاکنون یک گزارش نقادانه از عملکرد این سازمان، برای افکار عمومی منتشر نکرده است و البته شاید نگران سوءاستفاده احتمالی استکبار جهانی!! بودهاند. کسانی که از نزدیک عملکرد شورای نظارت را در تابلو اعلانات داخلی سازمان صداوسیما رصد میکنند، مشاهده کردهاند که هر ماه این تابلو به یکی از نامههای تقدیر و تشکر رئیس این شورا از رئیس سازمان در مورد موضوعات جزیی و پیش و پاافتاده مزین شده است. مثل این که همه مسایل جامعه، به خوبی در رسانه ملی بازتاب یافتهاند و چیزی کم و کسر وجود ندارد الا صدور این بیانیههای تقدیر و تشکر. آنان با این شیوه نظارت به طور همزمان چماق و هویج را به خورد ملت ایران میدهند. به عبارت دیگر ملت ایران هم هزینه رسانه ملی را پرداخت میکند و هم مسائل و مشکلاتش در این رسانه بازتاب نمییابد. از اینرو چون ساز و کار دیگری برای نظارت در قانون اساسی پیشبینی نشده است، مردم برای تامین مطالبات خود، باید به درگاه خداوند متعال پناه ببرند.
در خاتمه به عنوان کسی که به ظرفیتهای بالای نظام مقدس جمهوری اسلامی اعتقاد دارد، از جناب آقای احمدینژاد رئیسجمهور محترم انتظار دارد با گرفتن یک تصمیم تاریخی، باقیاتالصالحاتی را در تاریخ رسانهای این کشور از خود به جا گذاشته که در دورههای آتی انتخابات ریاستجمهوری نیز نهادینه شده و آثار ارزشمندی در جهت شکوفایی کشور ایجاد کند.
ایشان طی نامه رسمی سرگشاده به رئیس رسانه ملی گوشزد کند که ظرفیتهای نظام جمهوری اسلامی ایران برای برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه، کمتر از ظرفیت نظام سلطهای که در 30 سال گذشته به عنوان دشمن درجه 1مردم ایران قلمداد شده است، نیست و استحقاق ملت بزرگ ایران و انتظار آنها از رسانه عمومی نیز در این باره کمتر از ملت آمریکا نیست، از اینرو هنگامه برگزاری انتخابات که زنگ حساب برای دولتمردان محسوب میشود، رسانه ملی در چارچوبهای مشخص و معین با حضور کارشناسان، متخصصان، نمایندگان نامزدهای انتخاباتی و دولت محترم، زمینه نقد سازنده عملکرد دولت را فراهم کنند تا ملت سرافراز ایران با کیفیت این عملکرد آشنا شوند و انشاءالله منظری پیشرفته از ایران و ایرانی به جهانیان نیز معرفی گردد.
نظرات بینندگان:
تحلیل این دوستمون اشتباه است.شما فرض می کنید که مردم صدا و سیما را می بینند و صدا و سیما هم 95 درصد به نفع دولت نهم تبلیغ می کند و مردم هم فقط برنامه هایی در تمجید از دولت می بینند در صورتیکه اینطور نیست. عزت خان خوب می داند که بیشتر مردم پای ماهواره می نشینند. بنا براین در بسیاری از مواقع برنامه های بی طرف را هم مشاهده می کنند. با احتساب این زمان تماشای ماهواره می شود نتیجه گرفت تنها 50 درصد وقت مردم پای برنامه های چاپلوسانه هدر می رود.
شما در کار رییس جمهور دخالت و فضولی نکنید! ایشان اگر صلاح بدانند به هرکسی دلشان خواست نامه می نویسند و تذکر می دهند. فکر می کنم دوست دشمن در مورد شجاعت ایشان در نامه نوشتن متفق هستند.
هرکسی باید مشکل خودش را حل کند. این چیزی که نوشتید مشکل شماست. مشکل سازمان صدا و سیما هم مانند بسیاری از سازمانهای دیگر درد پول است و با افزایش و تامین بودجه حل می شود. قیمت این داروی گران هم از طریق همین رویکردها تامین می شود.شما نمی دانید کمبود بودجه چه دردی است ، چیزی مانند درد بی جنسی که باید از یک معتاد بپرسید. اصلا قابل تحمل نیست. منصف باشید ، مثلا همین سریال حضرت یوسف دارای مشکلاتی است که همه اش ناشی از کمبود بودجه است و بس.
دوست من! اين شجاعت نيست؛ بلكه حماقت است و اين را فكر كنم در اين 4 سال خيليها اين را فهميده باشند كه تمام فكر و ذكر ايشان اسرائيل و برادران فلسطيني ايشان است.اشتراک در پستها [Atom]