۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه
تعويق انتخابات به چهار دليل!
سرمقاله آفتابیزد-19 اردیبهشت88بسياري از اصلاح طلبان در سه سال گذشته، به صورت مكرر رفتار همراه با علاقه مفرط رسانه ملي نسبت به احمدي نژاد را مورد اعتراض قرار دادند. در اين مدت بارها برخورد صدا و سيما با دو رئيس جمهور - خاتمي و احمدي نژاد - مورد مقايسه اصلاحطلبان قرار گرفت؛ اگر چه تفاوت اين رفتار بسيار آشكار بود و بدون ارائه گزارش مقايسهاي توسط اصلاح طلبان نيز اكثر مردم به اين نكته پي ميبردند كه »انگيزه صدا و سيما براي انعكاس جزئيترين اشكالات در زمان خاتمي، جاي خود را به احساس وظيفه براي تبليغ و بزرگنمايي جزئيترين اقدامات در دولت نهم داده است«. اما از چند ماه قبل، رسانه ملي با هدف القاي موفقيتهاي ادعايي دولت احمدي نژاد، وظيفه خاصي براي خود تعريف كرد كه همزماني اين تلاش با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري، اعتراض شديدتر اصلاح طلبان را برانگيخت. روند جديد اعتراض به رفتار صدا و سيما، پس از نوروز 88 به فاز جديدي وارد شد. در اين فاز، افراد زيادي از جناحهاي مختلف به هم زباني پرداختند و در يك كلام ميتوان گفت »همه غير احمدينژاديها، در پروژه اعتراضي با يكديگر تشريك مساعي رسمي داشتند«. در جديدترين بخش از اعتراض، وابستگاني از جناح اصولگرا - به استثناي فراكسيون دولتي آنها - در كنار اصلاحطلبان قرارگرفتند و ضمن تلفيق تعجب با اعتراض، مسئولان صدا و سيما را مورد سوال قرار دادند كه »چرا براي انتخاباتي كردن فضاي كشور، تلاشي در رسانه ملي صورت نميگيرد؟« اين گروه از معترضان، معتقد بودند كه صدا و سيما در اين دوره با تاخير قابل توجه در كليد زدن فعاليتهاي انتخاباتي، عملاً به كمك احمدينژاد آمده است تا او با استفاده از تريبونهاي انحصاري، بسيار زودتر و پرحجمتر از رقباي احتمالي، سخنان يكطرفه خود را در اقصي نقاط كشور به خانههاي مردم ببرد. البته حق با »غيراحمدينژادي«ها بود، زيرا در حالي كه ظاهراً برنامههاي مرتبط با انتخابات در صدا و سيما آغاز نشده است هر روز و شب جلوههايي از موفقيتهاي مشعشع دولت نهم، با هنرنماييهاي ويژه رسانه ملي به اطلاع مردم ميرسد. همچنين براي رفع نگرانيهاي احتمالي، ادعاهاي رئيس جمهور در خصوص كارشكني ساير دستگاهها و قوا در برابر برنامههاي بي نظير و نجات دهنده دولت مرتباً در صدا و سيما پخش ميشود!
به هر حال اكنون بيش از يك ماه است كه »غيراحمدي نژادي« هاي دو جناح، اعتراض خود را بيان ميكنند و صدا و سيماي احمدينژادي هم روش دولت نهم را در پيش گرفته و بياعتنايي در برابر منتقدان را بر پاسخگويي به آنها ترجيح ميدهد. بر همين اساس ، نگارنده مايل است پيشنهاد جديدي ارائه نمايد. به موجب اين پيشنهاد، به جاي انتقاد از صدا و سيما به خاطر »تاخير« در آغاز برنامههاي انتخاباتي، از مسئولان مربوطه تقاضا مي شود انتخابات را به »تاخير« بيندازند.
اشتباه نشود! اين پيشنهاد هيچ ربطي به تاخير صدا و سيما در انتخاباتي كردن فضاي كشور ندارد و به منظور جبران اين تاخير نيست. بلكه به نظر ميرسد تعويق در انجام انتخابات، امتيازات فراواني نصيب اقشار مختلف مردم ميكند. اگر باور نداريد وعده هايي را كه در همين روزها به مردم داده شده است مرور كنيد: ظرف دو ماه آينده، كليه مطالبات فرهنگيان پرداخت ميشود (پانزدهم ارديبهشت88) حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي افزايش مي يابد(سيام فروردين88)، دولت افزايش بيست درصدي مستمري بازنشستگان تامين اجتماعي در سال 88 را تصويب كرد (سيزدهم ارديبهشت 88)، علاوه بر حقوق، مبلغ 114 هزار تومان به حساب بازنشستگان واريز ميشود (پانزدهم ارديبهشت 88)، نظام جديد پرداخت دستمزد كاركنان دولت حداكثر تا خرداد ماه اجرا خواهد شد(سيزدهم ارديبهشت 88)، اعلام افزايش حقوق كاركنان مشمول نظام هماهنگ (چهاردهم ارديبهشت 88) و پرداخت سود80 هزار توماني سهام عدالت به 5/5 ميليون نفر (هجدهم ارديبهشت 88.)
البته در يكي دو ماه گذشته، در مورد افزايش هديه ازدواج جوانان، تسريع در راه اندازي بعضي پروژه هاي بزرگ و موضوعات ديگر نيز وعده هاي زيادي به مردم داده شده است. ممكن است كسي بگويد اين وعده ها يا وعده هاي مشابه آن، صدها بار در 4 سال گذشته به مردم داده شده اما نهايتاً تغيير مثبتي در زندگي اكثريت مردم به وجود نيامده است. پس قاعدتاً اين روزها نيز مي گذرد و تاخير در اجراي انتخابات، تنها باعث افزايش وعده هايي خواهد شد كه يا بعد از انتخابات تكذيب مي شود - مانند وعده آوردن نفت بر سر سفره ها كه منعكس كننده آن، اصلي ترين روزنامه حامي احمدي نژاد بود- يا مسئوليت عدم اجراي وعدهها را متوجه ساير نهادها و افراد خواهند كرد - مانند ادعاي اخير در خصوص »عزم دولت براي پرداخت يارانه 60 هزار توماني و مخالفت مجلس با آن!«- پس چه تضميني وجود دارد كه وعده هاي پر حجم روزها و هفته هاي باقيمانده تا انتخابات، اجرا شود؟ براي پاسخ به اين سوال، بايستي نگاهي به زمستان 82 انداخت.
در آن زمان، بسياري از سران فعلي دولت ، مسئوليت هايي در شهرداري تهران داشتند. آنها به صورتي كاملاً تصادفي، هم زمان با انتخابات مجلس هفتم به توزيع سخاوتمندانه بن در ميان گروهي از اقشار حقوق بگير دولت پرداختند. اما اين سخاوتمندي، تنها يك بار انجام شد و پس از آن، هرگز تكرار نگرديد.
بر همين اساس مي توان حدس زد تا قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم، براي انجام سخاوتمنديها، انگيزه كافي وجود دارد. به عبارت ديگر،نه تنها اجراي بسياري از وعدههاي ذكر شده در اين يادداشت تا قبل از انتخابات، دور از ذهن نيست بلكه احتمال برخي سخاوتمنديهاي پيش بيني نشده - و البته يك باره - ديگر نيز وجود دارد. پس هر چه فاصله تا روز برگزاري انتخابات بيشتر شود احتمالاً اقشار بيشتري از جامعه از سخاوتمندي هايي كه نمونه آن در آستانه انتخابات مجلس هفتم - توزيع ميلياردها تومان بن - مشاهده شد برخوردار خواهند گرديد. ضمن آنكه رسانه ملي هم فرصت كافي خواهد داشت تا براي رفع دلخوري برخي حاميان پرتوقع دولت، گامهاي بلندتري بردارد و »ابعاد مخفي مانده معجزه هزاره سوم« را به صورت گسترده تر براي مردم تبيين كند. تاخير در انتخابات، تغيير قابل توجهي در نتايج آن ايجاد نخواهد كرد اما باعث خواهد شد عده بيشتري از مردم از »سخاوتمندي هاي يك بار مصرف« بهرهمند شوند و پروژه احمدي نژاديها براي اثبات »استثنايي بودن دولت نهم« به نتايج مشخصتري نائل خواهد شد. همچنين چشم ها به اين واقعيت باز خواهد شد كه بسياري از امور معطل مانده در سه چهار سال گذشته از جمله اجراي نظام هماهنگ و پرداخت معوقه فرهنگيان، در يك دوره كوتاه زماني قابل اجرا بوده است. در آن سوي ماجرا، »غير احمدي نژادي« ها هم مطمئن خواهند شد كه هر چه قدر خود را براي عادلانه كردن فضاي رسانهاي انتخابات به زحمت بيندازند نتيجهاي عايد آنها نخواهد گرديد و بايستي طرحي نو دراندازند.
آيا همين چهار دليل كافي نيست كه از پيشنهاد »تاخير در انتخابات« به جاي »اعتراض به تاخير صدا و سيما در انتخاباتي كردن فضاي عمومي كشور« حمايت شود؟
اشتراک در پستها [Atom]