۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

 


هفت سئوال از اصولگرایان؛ 2-اصولگرایی چیست؟

بهروز شجاعی:*پیش از این از هفت سئوالی که بناست از اصولگرایان بپرسیم و پاسخ آنها را بشنویم یک سئوال را مطرح کردم و آن این بود که خاتمی را تحقیقا شناخته‌اید یا تکلیفا؟، سئوال دوم اما کلی‌تر و در عین حال اصلی‌تر است که به صورت تیتروار و با چشم‌پوشی از بسیاری از سئوالات که می‌بایست در آینده‌ای نزدیک مطرح شود بیان می‌شود.
کسانی که خود را اصولگرا می‌خوانند تا صحبت از اصلاحات می‌شده است گفته‌اند که اصلاحات تعریف نشده است، در حالی که این واژه بارها و بارها تعریف شده است و اخیرا نیز سید محمد خاتمی به صورت مبسوط به تبیین آن پرداخته است.

اما سئوال بزرگ اینجا مطرح می‌شود که اصولگرایانی که حتی بعد از آنکه اصلاحات به صورت مبسوط تبیین شد می‌گویند ما اصلاحات را نمی‌فهمیم آیا خود تعریفی از اصولگرایی ارائه داده‌اند؟

آیا اصولگرایی یعنی توقیف روزنامه‌ها؟ یعنی هر منتقدی را برانداز دانستن؟ آیا اصولگرایی به معنای برخورد فیزیکی با منتقدان؟آیا اصولگرایی یعنی آنکه می‌توان با مصونیت آهنین با مخالفان و منتقدان برخورد کرد حتی با چماق؟ آیا اصولگرایی بدین معناست که اهالی فرهنگ و اندیشه ماموران استکبار برای انقلاب مخملین هستند؟ آیا اصولگرایی بدین معناست که هر روز در زمانی که دولتی با عقاید اصلاح‌طلبانه بر سر کار است باید کفن پوشید و آن روزی که میلیاردها تومان در کشور گم می‌شود، وزیر کشور مدرک جعلی ارائه می‌دهد، معاون رئیس‌جمهور از دوستی با اسرائیل سخن می‌گوید چون دولت هم عقیده با آنها سرکار است پس نباید لام تا کام حرفی زد؟

اگر می‌گویند نه اینها اصول نیست پس چه تعریفی از اصولگرایی دارند؟ آیا اینکه مدام اصولگرایی را با پیروی از ولایت فقیه یکی بدانند و پیرو ولایت بودن را نشانه اصولگرا بودن بدانند کافی است؟ آیا جز این است که جایگاه ولایت فقیه خود در قانون اساسی تعریف شده است و ولایت فقیه یکی از اصول و فصول قانون اساسی است و دهها اصل دیگر نیز در این قانون وجود دارد؟ آیا آزادی بیان، احترام به حقوق شهروندان و مهمتر از همه جمهوری همراه با اسلام در این قانون اساسی اشاره و تاکید نشده است؟ آیا اصولگرایان تنها یک اصل را می‌بینند و چشم بر بقیه اصول می‌بندند؟اگر اینگونه است چرا خود را اصل‌گرا و نه اصول‌گرا نمی‌خوانند؟آیا نمی‌دانند که ولایت فقیه خود به این اصول پایبند است و کسانی که خود را پیرو ولایت می‌خوانند باید به تمامی اصول قانون اساسی پایبند باشند؟ اگر خود را اصولگرا به معنای کسانی که به اصول انقلاب پایبند هستند می‌دانند باید به این سئوال پاسخ دهند که اصول انقلاب مگر جز استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود؟ اگر جوابشان بله است پس چه پاسخی برای رفتارها و اعمال خود در برابر «آزادی» و «جمهوری اسلامی» دارند؟ آیا جز این است که بخشی از آنان خواستند و می‌خواهند که جمهوری از اسلامی گرفته شود و تبدیل به حکومت اسلامی شود؟ آیا جز این است که مردم بارها به خاطر سیاست‌های اتخاد و اجرا شده توسط کسانی که خود را اصولگرا می‌خوانند احساس عدم آزادی کردند و بهتر دیدند که به جای آنکه با خیالی آسوده سخن بگویند و انتقاد کنند از ترس عاقبت آن دم بر نیاورند؟

آیا جز این است که بخشی تاثیرگذار در جناحی که خود را اصولگرا می‌خوانند معتقدند که مردم برای انتخاب صلاحیت کافی ندارند و وظیفه اصلی انتخاب بر دوش آنهاست و مردم در این راه نقشی کمرنگ دارند؟ آیا کسانی که خود را اصولگرا می‌خوانند به دنبال عزت و سربلندی نظام و انقلاب بوده‌اند یا همواره تلاش کرده‌اند با تنگ‌نظری، تهمت زدن و حتی گاه رفتارهای خشن منتقدان راه را بر سایر افرادی که معتقد به نظام نیز هستند اما عقیده‌ای متفاوت با آنها دارند ببندند؟ آیا کسانی که خود را اصولگرا و مالک و حافظ انقلاب می‌خوانند به مردم به معنای واقعی کلمه اعتقاد دارند؟ اگر اینگونه است چرا مانع از آن می‌شوند که مردم آگاه شوند، سخن بگویند و انتقاد کنند؟ چرا مانع از اطلاع‌رسانی شفاف و آزاد به آنها می‌شوند؟ و....

آیا تا به حال شده است ده نفر از کسانی که خود را اصولگرا می‌خوانند به صورت مشابه اصولگرایی را در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مهمتر از همه اخلاقی تعریف کنند و به آن عمل کنند؟ آیا بهتر نیست به جای اینکه از واژه مقدس و نجیب «اصولگرا» برای این افراد استفاده کنیم به دنبال واژه‌ای که نشان‌دهنده افکار و اعمال آنها باشد باشیم؟ آیا محافظه‌کاری، انسدادطلبی و اقتدارگرایی برای این تفکر برازنده‌تر نیست؟ آیا نباید به واژه‌ها هم احترام گذاشت؟

*سخنگوی گروه یاری

مقاله مرتبط:

هفت سئوال از اصولگرایان؛ 1-خاتمی را تحقیقا شناخته‌اید یا تکلیفا؟






<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]