۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

 
جنگ رسانه‌اي عليه ايران با تأسيس شبكه‌هاي فارسي‌زبان
اين سايت مدعي است: فارس‌ها حدود 45 درصد آن را تشکيل مي‌دهند؛ در صورتي که قوميت‌هاي ديگر مانند بلوچ، کرد، عرب و ترکمن حدود 55 درصد ديگر از جمعيت ايران را تشکيل مي‌دهند. همچنين اقليت‌هاي ديني مانند ارامنه، يهوديان و زرتشتي‌ها و نيز طايفه سني که از ظلم و ستم زياد فارس‌ها رنج مي‌برند، در ايران زندگي مي‌کنند...
سرويس بين‌الملل «تابناك» ـ بي‌طرفي يک نوع خدعه است و موضوعيت آن در عرصه اطلاع‌رساني اين است که بايد بداني چگونه بي‌طرفي را نشان بدهي؛ و تحت لواي بي‌طرفي، زيرکانه و با ظرافت افکار و عقايد خود را به مخاطب القاء کني.

پايگاه اينترنتي عرب زبان «ايلاف» امروز يکشنبه در مقاله‌اي با عنوان «اطلاع رساني و جنگ ما با فارس‌ها» به قلم «محمد بن عبداللطيف آل شيخ» با تأكيد بر مطلب بالا، نوشت: در اطلاع رساني نمي‌توان بي طرف بود، حتي اگر مدعي بي طرفي باشي.

مقاله نويس ايلاف فعاليت رسانه‌اي به ويژه در زمينه سياست، جنگي است که با ذکاوت، به دور از رويارويي مستقيم و با استفاده کاملا ساده از زبان تبليغات اداره مي‌شود. بهترين گفته درباره فعاليت رسانه‌اي برخي از شبکه‌ها همين ضرب المثل «ريختن سم در عسل» است.



شبکه ايراني «العالم» که به زبان عربي برنامه پخش مي‌کند، به شيوه‌اي ماهرانه، ضرب المثل «ريختن سم در عسل» را اجرا مي‌کند. اين شبکه هرگاه بخواهد افکار خودش را به مخاطب القا کند، در برنامه‌هاي گفت‌وگو ميهمانان و شرکت کنندگاني را برمي‌گزيند که بتوانند به اهدافش کمک کنند.
مي‌بينيد که العالم کساني را انتخاب مي‌کند که بتوانند آنچه را که اين شبکه مي‌خواهد به مخاطب القا کند، بدون آنکه مخاطبانش متوجه اين موضوع شوند.

براي نمونه از يک فرد تندرو، واپس‌گرا، متعصب و درشت‌گو که هيچ ارتباطي با اسلام آسانگير و متمدن ندارد، اما داراي هوش و ذکاوت رسانه‌اي است، استفاده مي‌کند تا اين شخص از موضوعي خاص دفاع کند و در مقابل شخص ديگري را با قدرت استدلال و بيان قوي انتخاب مي‌کند تا در مقابل شخص اول به دفاع از نظرخود بپردازد.

العالم براي حمايت از مواضع خود، در واقع از طريق ارائه اين دو نقطه نظر تندرو (احمقانه) و آسانگير (هوشمندانه) تصورات ساختگي مورد نظر خود را به اذهان مخاطبان منتقل مي‌کند.

اگر دستگاه تبليغاتي ايران امروز با سرزندگي، قدرت و پيگيرانه از طريق شبکه عرب زبان العالم و همين طور هم پيمانان رسانه‌اي آن شبکه، المنار ـ وابسته به حزب الله لبنان ـ و شبکه الحوار ـ وابسته به اخوان المسلمين در لندن ـ فعال است، اما در مقابل شبکه‌اي فارسي زبان که مخاطب آن ايرانيان داخل باشد، وجود ندارد.

اين خلأ در نهايت باعث شده است که حملات تبليغاتي و رسانه‌اي عليه ما با هيچ واکنش تبليغاتي و رسانه‌اي عليه ايراني‌ها روبه رو نشود. ما به دفاع از خود مشغول شده ايم و به اين واقعيت که حمله بهترين وسيله براي دفاع است، فکر نکرده ايم.

بافت جمعيتي داخلي ايران علاوه بر فارس‌ها متشکل از قوميت‌هاي مختلف مانند بلوچ، ترکمن، کرد و عرب است و فارس‌ها حدود 45 درصد آن را تشکيل مي‌دهند؛ در صورتي که قوميت‌هاي ديگر مانند بلوچ، کرد، عرب و ترکمن حدود 55 درصد ديگر از جمعيت ايران را تشکيل مي‌دهند. همچنين اقليت‌هاي ديني مانند ارامنه، يهوديان و زرتشتي‌ها و نيز طايفه سني که از ظلم و ستم زياد فارس‌ها رنج مي‌برند، در ايران زندگي مي‌کنند.

ايلاف در ادامه مي‌آورد: گزارش‌هاي مربوط به ايران نشان مي‌دهد که ميان اين قوميت‌ها و قوم فارس که بر قدرت در تهران سيطره دارد، خصومت، تنفر کينه و اختلاف وجود دارد و مسئولان حاکم در ايران براي فارس کردن اين قوميت‌ها تلاش مي‌کنند و مي‌خواهند که فرهنگ فارسي را به زور بر آنان تحميل کنند و در برخورد با آنها، بدترين شکل نژادپرستي در عصر جديد را بکار مي‌برند!!

جامعه ايران از نظر اقتصادي هم با مشکلات زيادي روبه رو است و همان طور که آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد دست کم 40 درصد از مردم ايران زير خط فقر زندگي مي‌کنند و ميزان بيکاري فارغ التحصيلان اين کشور بين 20 تا 30 درصد است؛ چه رسد به قشرهاي ديگري که تحصيلات دانشگاهي ندارند.

به نوشته روزنامه ايراني «اطلاعات»، «ايران در ميان کشورهاي جهان، بيشترين آمار فرار نخبه‌هاي علمي از کشور را دارد» و به گفته «جمال کريمي» سخنگوي قوه قضاييه ايران، 600 هزار شهروند ايراني ساليانه وارد زندان مي‌شوند.

دکتر خدايي، رئيس مرکز پزشکي رواني رازي مي‌گويد: 20 تا 25 درصد از مردم جامعه ايران به مشکلات و بيماري‌هاي روحي و رواني مبتلا هستند.
علاوه بر اينها آمارها نشان مي‌دهد که ايران در ميان کشورهاي منطقه، بيشترين ميزان مصرف مواد مخدر را دارد.

به گزارش روزنامه ايراني «شرق»، آمار رسمي حاکي است که تعداد معتادها در ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي رو به افزايش نهاده است.

فارس‌ها حدود 45 درصد آن را تشکيل مي‌دهند؛ در صورتي که قوميت‌هاي ديگر مانند بلوچ، کرد، عرب و ترکمن حدود 55 درصد ديگر از جمعيت ايران را تشکيل مي‌دهند. همچنين اقليت‌هاي ديني مانند ارامنه، يهوديان و زرتشتي‌ها و نيز طايفه سني که از ظلم و ستم زياد فارس‌ها رنج مي‌برند، در ايران زندگي مي‌کنند.

همه آنچه ما به آن نياز داريم، يک شبکه ماهواره‌اي فارسي زبان است که بتواند هوشمندانه فعاليت کند و ماموريت افشاگري اين نظام (نژادپرست) در حال فروپاشي را که تحت لواي اسلام اقدام مي‌کند، برعهده گيرد.

مادامي که نبرد و درگيري با فارس‌ها قهري و نه اختياري است، حمله آنها را بايد با حمله متقابل پاسخ دهيم. گفتني است استناد ايلاف به روزنامه «شرق» كه حدود سه سال از انتشار آخرين شماره آن مي‌گذرد و يا ن‍‍ژادپرست خواندن حكومت ايران نشان از بغض بي حد اين رسانه نسبت به جمهوري اسلامي ايران دارد.





<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]