۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

 

استراتژی مشاركت حداقلي رقيب
میر حسین موسوی از زاویه منصفانه نقطه ثقل و اتکای سیاسی و اسلامی است. یعنی میر حسین موسوی برآیند و ثمره 30 سال تجربه عقلانیت سیاسی و مدیریتی نظام جمهوری اسلامی ماست.

کسانی که میر حسین موسوی را مورد تهاجم و هدف قرار داده اند نه تنها به تاریخ ، میراث انقلاب و آموزه های امام (ره) هیچ اعتقادی ندارند بلکه به دنبال ترویج نوعی جریان کفر و خوارج گونه جدید در جامعه هستند که هیچ وابستگی و پیوندی با روحیه ملی، اسلامی و عقلانی با ملت ندارد.

وقتی کلید واژه های مورد استفاده در روزنامه های کیهان و ایران را در مورد نوع نگاه هشان به ارزشی ترین و فاخر ترین نمونه دولت اسلامی در 100 سال اخیر (که به نوعی دولت اول و دوم آيت الله خامنه ای ) محسوب می شود؛ تحلیل می کنیم ، در می یابیم انبوهی از واژه های هتاکانه، نفرت انگیز و خشونت آمیز را ( مقاله کیهان با عنوان : میر حسین ژنرال ورشکسته و... ) به این دولت نسبت داده اند.

مقاله دیگر تحت عنوان خشم جهان اسلام علیه خاتمی نیز از همین قاعده شوم پیروی می کند . این جنگ روانی که توسط روزنامه کیهان به عنوان پایگاه تئوری پردازان خوارج جدید شروع شده در واقع همان مصادره کردن حقیقت به نفع خود و وارد کردن اتهام به طرف مقابل است که اتفاقا با آموزه های دینی و اخلاقی ما نیز در تناقض است.
حمله و هجمه به دولتی که بارها امام امت از آن به دفاع پرداخته و در حال حاضر هم با حضور نخست وزیر همان امام به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری اوج ظرفیت جمهوریت و اسلامیت را با هم به ارمغان آورده و به کانون توجه نخبگان سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و غیره تبدیل شده است، توهین به همه داشته ها و معیار های جمهوری اسلامی است.

در نگاه دیگر به این موضوع عمق هراس در اردوگاه قدرت طلبان و مروجین اسلام آمریکایی رقیب را می توان به خوبی نسبت به درک پیام مردمی و اقبال جامعه به سمت میر حسین را مورد ارزیابی قرارداد و طبیعی است که در مفابل واکنش های این چنین تند و غیر منطقی استوار بر اتهام و هتاکی را باید از آنان به نظاره نشست تا به جای تشکیل اتاق های فکر به گسترش محافل زیر زمینی بپردازند.

سخنگوی دولت در مصاحبه ای با اعلام جنگ رسمی علیه موج راه افتاده به سمت میر حسین موسوی فضای سیاسی کشور را مشابه سال های 58 و 59 دانسته و هراس خود را کاملا عیان می سازد. در حالی که این گزاره سطحی انگارانه نفی تجربه های 28 سال گذشته و تخریب تمام میراث گرانسنگ امام خمینی(ره) و عملکرد دولت های گذشته به طور یکجا است!

با توجه به سیاست یکجانبه گرایانه و سطحی انگارانه برخی از خود شیفتگان قدرت که از تیریبون های پیش فعال و سازماندهی شده به گوش افکار عمومی می رسانند، می بینیم فقدان دلایل منطقی و عقلی موجود در این رویکرد قادر نیست فضای نا مطلوب فعلی را برای افکار عمومی توجیه کند و از اقبال عمومی به سمت میر حسین موسوی بکاهد ؛فلذا می کوشد تا با انگ زدن و ایجاد ترس در بین مردم با شکل گیری دامنه وسیع حمایت مردمی به سمت موسوی مقابله نماید و راهکار نوینی را در تحقق این هدف در دستور کار قرار داده اند و آن هم بر پایه سکوت رسانه ای بنا شده است.

به جز شناخت این راهکار باید به روند باز دارنده دیگری اشاره کرد که تئوری پردازان خوارج جدید یا همان فرهنگ سازان خشونت سابق این بار از آن استفاده می کنند و ان به کارگیری استراتژی " النصر بالرعب"(ترس رقیب) یا ایجاد رعب و وحشت از نتیجه از قبل تعیین شده انتخابات است. آنان می کوشند تا با این ترفند حضور مردم را در پای صندوق های رای به حداقل رسانده و همانند انتخابات سال 76 از حضور و تشکیل جریان جدید دمکراسی خواهی و مشی اعتدال گرایانه ملت جلو گیری نمایند.

این راهبرد تمام سعی خود را با محوریت سکوت در رسانه ملی بدون توجه به پیامد های آن بکار می برد تا حضور حداکثری را به حضوری حداقلی تقلیل دهد و گزینه مطلوب خود را که در حال حاضر با اهدا بسته های سیب زمینی و دیگر اقلام منقول و غیر منقول به تبلیغات پنهان انتخاباتی مشغول است را با کمترین میزان مشارکت مردمی به کرسی ریاست جمهوری دهم بنشاند.

این گروه قدرت طلب می کوشد تا با سکوت رسانه ای توسط صدا و سیما برای کسب قدرت به هر وسیله ای برغم منافع ملی ، مشروعیت نظام را که مبتنی بر رای مردم ، مورد تاکید امام(ره) و تایید مقام معظم رهبری است در این شرایط حساس زیر سوال ببرند و جامعه را به سمت دیکتاتوری و تک صدایی سوق دهند.

اما سوال اساسی اینجا ست که این روشها روی مردم ما که تجربه انقلاب ، جنگ و حداقل 100 سال دمکراسی خواهی را از نهضت مشروطه در حافظه تاریخی خود بهمراه دارد جوابگوی تحقق اهداف انحصار طلبانه و قدرت طلبانه اردوگاه تنها مانده رقیب را می دهد؟

ايوب صابر





<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]