۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه
آنگاه فاجعهاي در راه است
اگر احمدينژاد دوباره رئيسجمهور شود چه اتفاقي ميافتد؟ برخي معتقدند كه ايران بهشت برين ميشود و گروهي ديگر بر اين باورند كه آنگاه فاجعهاي در راه است.
جدا از جنبههاي اغراقآميزي كه ميتواند در هر يك از اين دو ديدگاه نهفته باشد، گمانهزني درباره شرايط پيش روي ايران، در هر يك از دو مفروض فوق، شايد تصوير روشنتري براي قضاوت يا تصميمگيري به دست دهد.
بيشك حاميان محمود احمدينژاد فهرست بلندبالايي از شرايط ايدهآلي كه با تكرار رياستجمهوري او در انتظار اين ملك و مردم است، ارائه خواهند داد كه در اين مقال به كار ما نميآيد؛ زيرا پرداختن به اينكه در اين فهرست چه ميزان از پيشبينيها ميتواند منطبق با واقعيت باشد و چه تعداد از آنها ناشي از ذهن روياپرداز دولتمردان نهم است، بحث و مجالي ديگر طلب ميكند.
اما از ديد يك منتقد به اجمال ميتوان نكاتي را پيرامون پيروزي يا شكست احتمالي جناب احمدينژاد مطرح كرد.
نخست آنكهبرخي معتقدند جناب احمدينژاد با منابع و درآمدهاي سرشار نفتي كشور چنان كرده كه شايد بهتر باشد يك بار ديگر سكان اجرايي كشور را به دست گيرد تا خود پاسخگوي مطالباتي باشد كه اين روزها با توزيع پول ميان برخي اقشار پديد آورده است. هرچند با سابقهاي كه از دولت محترم نهم داريم هيچ بعيد نيست كه در صورت واماندن از تكرار سناريوي توزيع پول ، پاسخ دهند كه برويد خدا را شكر كنيد همان شندرغاز را هم به بهانه كسب راي پرداخت كرديم! اما به هر حال سياست توزيع پول عواقبي دارد كه بايد جناب احمدينژاد پاسخگوي آن باشد و در صورت راي نياوردن همواره ميتواند مدعي باشد كه اگر دوباره رئيسجمهور ميشدم به جاي ٨٠ هزار تومان ٨٠٠ هزار تومان به هر نفر ميدادم يا به جاي سيبزميني رايگان، خورش قيمه بادنجان يا چلوكباب سلطاني براي آحاد ملت سرو ميكردم!
نكته ديگر، مربوط به جريان و تفكري است كه رئيس دولت نهم نماد و الگوي آن به شمار ميرود. جريان بيشناسنامهاي كه در تمام اين سالها، چون كارنامهاي نداشت، همواره به عنوان يك مدعي، از ديگران غلط ميگرفت. اكنون اما اين جريان كارنامهاي ٤ ساله و البته پر از غلط دارد .البته با شناختي كه از اين قوم و قبيله داريم هيچ بعيد نيست كه در صورت شكست مدعي شوند كه اگر يكبار ديگر برگزيده ميشديم حاصل دسترنج و برنامههايمان به بار مينشست.
البته با توجه به سياستهاي تبليغاتي تودهگرايانه و گاه عوامفريبانه دولت نهم، نميتوان اين واقعيت را از نظر دور داشت كه با اتكا به همين سياستها (نظير توزيع پول در آستانه انتخابات) موفق شده است در ميان برخي اقشار پايگاه مناسبي بهدست آورد و چنانچه دوره رياستجمهوري احمدينژاد براي سالهاي دشوار وغبارآلود پيش رو تكرار نشود، در آن صورت اين تهديد بالقوه وجود خواهد داشت كه به عنوان يك نوستالژي، قابل بازگشت و تكرار باشد.
فراموش نكنيم كه با توجه به درهمآميختگي بحران جهاني اقتصاد و ناكارآمديها و بيبرنامگيهاي دولت نهم، سالهاي سختي را پيش رو داريم و چنانچه در انتخابات آتي فرد ديگري جايگزين احمدينژاد شود، قطعا روزهاي دشواري در انتظار او است.
مورد ديگر به موقعيت حاميان اصلي احمدينژاد باز ميگردد؛ حامياني كه از هيچ تلاشي براي تثبيت او كوتاهي نكرده و نميكنند و اتفاقا در اصليترين كانونهاي قدرت قرار دارند. كساني كه با سختكوشي فراوان از هيچ كارشكني و سنگاندازياي بر سر راه سيدمحمد خاتمي و دولت اصلاحات كوتاهي نكردند و با جا خوش كردن در مهمترين زواياي هرم قدرت، هيچگاه نيز خود را در موقعيت پاسخگويي قرار ندادهاند.
اين بار اما شرايط كاملا متفاوت است. مسيري كه كشور با هدايت دولت نهم در آن قرار گرفته، مسير بيبازگشتي است كه اين بار حاميان احمدينژاد با توجه به نحوه و نوع حمايتشان از او گزير و گريزي از پاسخگويي و پرداخت تاوان و هزينه اين حمايتهاي همهجانبه نخواهند داشت. اكنون پرسش اين است كه حذف احمدينژاد از گردونه قدرت آيا اين فرصت تاريخي را براي واداشتن چنين حاميان و جريانهايي به پاسخگويي و پرداخت هزينه رفتارشان از جامعه سلب نخواهد كرد وآيا بار ديگر آنها را در جايگاه مدعي قرار نميدهد؟
شايد نتيجه منطقي اين بحثها به اينجا ختم شود كه پس بهتر است احمدينژاد يك بار ديگر رئيسجمهور شود! نه! هرگز چنين منظوري در ميان نيست، بلكه هدف، فقط ارائه تصويري از موقعيتهاي متفاوت و حتي پارادوكسيكال پيشرو است.
انتخاب دوباره احمدينژاد ميتواند صدمات جبرانناپذيري در پي داشته باشد؛ اين حقيقتي است كه حتي بخشي از حاميان او نيز به آن واقفند! اما واقعيت مهمتر آن است كه جبران آنچه در اين ٤ سال به اين كشور رفته است، عزمي ملي و يكپارچه در تمام اركان حاكميت و جامعه طلب ميكند و راي دادن به فردي غير از احمدي نزاد با اين خيال كه مشكلات پديد آمده در اين سال ها به يك باره مرتفع شود خام اند يشي است.هدف گذاري اوليه بايد جلو گيري از خراب تر شدن اوضاع باشد در غير اين صورت حتي در صورت شكست احمدي نزاد از اين پيروزي شايد چندان احساس خوشا يندي پيدا نكنيم.
اشتراک در پستها [Atom]