۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

 




يکي از ويژگي هاي فرهنگ ايراني و اسلامي ما توجه به تغيير و تحول در ابتداي هر سال شمسي است. ما از طبيعت ياد گرفته ايم که هميشه سال جديد را به اميد تحول از وضع موجود به وضعيت مطلوب شروع کنيم. دعاي اول سال ما هميشه اين بوده که حول حالنا الي احسن الحال.
بنابراين جوياي تغيير بودن و در جهت رسيدن به احسن الحال تلاش براي وضعيت موجود را به سمت مطلوب حرکت دادن در ماهيت سنت هاي ملي و ديني ما تعبيه شده است. به همين دليل هم معتقدم اگر ما سال جديدمان بهتر از سال قديم نباشد خسارت ديده به حساب مي آييم. ما در فرهنگ اسلامي ياد گرفته ايم کسي که دو روزش برابر باشد، زيان ديده است، چه رسد به اينکه افسوس روز گذشته خود را خورده و در جست وجوي جبران برآيد.

شايد در نيمه اول سال 1384 وقتي دولت نهم سرکار آمد بر اساس شعارهايي که مطرح کرد بعضي ها تصويري از آينده در ذهن خود ترسيم کردند که در آن تصوير عدالت، مهرورزي، مبارزه با رانت خواري و مطالبي از اين قبيل ديده مي شود. اما امروز وقتي به کارنامه دولت نگاه مي کنيم، آنچه ديده مي شود از دست رفتن سرمايه هاي اجتماعي، انزواي کارشناسان زبده، فروپاشي نظام تصميم سازي و تصميم گيري با انحلال نهادهايي مثل شوراي پول و اعتبار، شوراي اقتصاد، شوراي آموزش و پرورش و برخورد افراطي با مديران و صاحبان تجربه و تدبير، تصميمات خلق الساعه که نتيجه آن واگذاري امور اقتصادي يک کشور به شکل بسيار منزجر کننده يي به واسطه ها و دلال ها، رکود صنايع کشور و جايگزيني واردات، دادن آمارهاي غيرواقعي و در يک کلام سوء تدبير، آشفتگي نظام مديريتي کشور است. در اين تصوير نه تنها از کشاندن درآمد نفت سر سفره مردم خبري نشد که با فروش نفت 140 دلاري و درآمد بي حد و حصر نفتي بيش از 270 ميليارد دلار معيشت مردم دچار مشکل بيشتري شد و روند ساخت و ساز زيرساخت هاي کشور با رکود مواجه شد. اگر در دوره اصلاحات، تمدن بزرگ صنعتي عسلويه با فروش هر بشکه نفت کمتر از 10 دلار رو به توسعه گذاشت و بندر شهيدرجايي و بندر امام به جاي توسعه واردات شاهد صادرات کالاهاي توليدي داخل کشور بودند، اگر راه آهن بافق، طبس، مشهد و سرخس به طول حدود هزار کيلومتر در کمتر از سه سال ساخته شد، اگر سد عظيم کرخه به منظور کنترل و تامين آب براي هزاران هکتار زمين کشاورزي در خوزستان و دشت عباس دهلران به بار نشست و اگر ده ها طرح زيربنايي اقتصادي در دوره اصلاحات به نتيجه رسيد، متاسفانه اکنون شاهد رکود بي سابقه فعاليت ها در عسلويه و بندر امام هستيم. راه آهن شيراز - اصفهان که بايد چند سال پيش به بهره برداري مي رسيد هنوز به مرحله نهايي خود نزديک نشده است. اين در حالي است که از سرمايه گذاري در عرصه هاي ديگر زيرساخت ها هم خبري نيست. از سويي در حوزه سياست خارجي وضعيت ما به گونه يي است که نه در منطقه و نه در جهان عزت و منزلت ايراني مورد توجه قرار نمي گيرد. مسافران ايراني که وارد فرودگاه شيخ نشين دوبي مي شوند با ده ها بي احترامي رو به رو مي شوند و رئيس جمهورمان در کنفرانس ژنو با آن شرايط رو به رو مي شود که هرگز در شأن و جايگاه مدير عالي رتبه کشوري با تمدني مثل ايران نيست.

در عرصه فعاليت هاي فکري، فرهنگي، اطلاع رساني و آموزشي نيز وضعيت به گونه يي است که نمي تواند ايرانيان خواهان تحول را قانع کند. اينها و ده ها موضوع از اين قبيل است که همه دلسوزان نظام چه در اردوگاه اصلاح طلبي و چه در اردوگاه اصولگرايي را واداشته تا خواهان تغيير در وضع موجود باشند. پايان دادن به نا بساماني هاي موجود و تغيير و تحول در مديريت اجرايي کشور امروز به يک عزم ملي تبديل شده است. در اين عزم ملي اصولگرايان در کنار اصلاح طلبان قرار گرفته اند با اين تفاوت که اصلاح طلبان به دليل عدم حضور در قدرت راحت تر مي توانند وضع موجود را نقد و واقعيات را ترسيم کنند، اما اصولگرايان چون خود در وضع موجود نقش داشته و آنچه امروز بر کشور مي رود حاصل کار آنها بوده، کمتر مي توانند به نقد وضع موجود و بازنمايي مشکلات مديريتي کشور بپردازند. اصولگرايان دلسوز نيز مثل همه اصلاح طلبان شرايط امروز را در شأن مردم و جامعه نمي دانند و قطعاً خواستار احسن الحال و تغيير مثبت هستند. به همين دليل حتي اگر اصولگرايان نتوانند در انتخابات آينده کانديدايي معرفي کنند و شرايط نگذارد در عرصه رقابت با کانديداي موجود وارد شوند، مطمئناً در خفا از آنچه تغيير و تحول مديريتي است حمايت خواهند کرد.





<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]