۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

 

باز هم سهراب، باز هم نوشدارو


شايد ذات انتخابات به‌خاطر منافع و مضار گوناگوني كه بر نتيجه آن مترتب است اقتضا مي‌كند كه بالاخره گزينش‌گران از ميان نامزدهاي مختلف يكي را بر ديگري ترجيح دهند. حتما در چنين رفتاري هيچ‌كس نبايد نامزدي را برگزيند كه به ضرر او و در جهت انهدام اهداف و آرمان‌هايش قدم بر‌مي‌دارد. - مگر ناآگاهانه و اشتباه -. تا اينجاي مساله كاملا روشن است و بر هيچ فردي خرده نبايد گرفت كه چرا براي كسب حقيقت يا دفع مضرتي از فلان كانديدا حمايت مي‌كني. اما مساله از زماني آغاز مي‌شود كه عده‌اي- و معمولا در جوامع رو به توسعه افراد و مجموعه‌هاي متنفذ و داراي پشتوانه- به نمايندگي از توده مردم نقش گزينش‌گري اوليه را برعهده گرفته شخصي را كه به زعم خود واجد شرايط لازم است براي تصدي پست و جايگاهي خاص نامزد مي‌كنند مانند آنچه در انتخابات گذشته در ايران تجربه كرديم كه گروهي از اصلاح‌طلبان دكتر معين را به جامعه معرفي كردند تا مردم به انتخاب آنها مهر تاييد زده و نامزد ايشان را براي تصدي جايگاه موردنظر انتخاب كنند. در چنين شرايطي اگر گزينش‌گران اوليه استانداردهاي ثابت و همه‌كس فهمي را براي گزينش‌گري انتخاب نكنند در ميان صاحبان گرايش‌هاي مختلف در يك جبهه سياسي معمولا كار به سوءتفاهم يا اختلاف‌نظر مي‌كشد. مثلا در انتخابات رياست‌جمهوري گذشته اصلاح‌طلبان با اتكا به باوري كه برخاسته از يك استاندارد نامشخص و غيرقابل استناد بود راهي را رفتند كه نتيجه نداد- البته خطاپذيري آن پس از انجام انتخابات معلوم شد ولي آن نتيجه نوشدارويي را مي‌مانست كه پس از مرگ سهراب به دست مي‌رسيد- اين هم حتي چيز مهمي نيست. چون ممكن است بگوييم در آن مرحله خطا صورت گرفته است. اما اگر بعدا و دوباره بخواهد همين خطا بدون توجه به نتايج ناگواري كه در پي داشته تكرار شود ديگر كاري معقول و پسنديده نخواهد بود. مثلا عده‌اي در پاسخ به اين سوال كه چرا اصلاح‌طلبان از مهدي كروبي حمايت نكردند مي‌گويند كه قراين نشان مي‌دهد نامبرده از راي مناسبي برخوردار نيست و ما نبايد فرصت پيش‌رو براي گرفتن كرسي رياست‌جمهوري از آقاي احمدي‌نژاد را از دست بدهيم. براي اين منظور ابتدا به سراغ آقاي خاتمي رفتيم و اگر ايشان پس از آمدن انصراف نمي‌داد به مطلوب رسيده بوديم. مي‌گوييم سلمنا. حالا كه ايشان كنار كشيده‌اند چرا باز هم راه ديگري را در پيش گرفته‌ايد. مگر تجربه دوره قبل را نداريد كه آقاي كروبي به‌رغم كم‌لطفي همه اصلاح‌طلبان و به تنهايي از تمامي گروه‌ها و احزاب اردوگاه اصلاح‌طلبان بيشتر راي آورد. حالا ديگر چرا مي‌گوييد كروبي راي ندارد. بعضي مي‌گويند چون آقاي خاتمي گفته است يا من يا موسوي، از آقاي موسوي حمايت مي‌كنيم. عرضه مي‌گردد كه خوبان! اگر بين آقاي خاتمي و موسوي اين مايه هماهنگي بود - كه جاي شك جدي وجود دارد - چرا پس از آمدن خاتمي و اقبال گسترده اجتماعي از ايشان آقاي موسوي آمدند و خاتمي را مجبور به كناره‌گيري كردند. حتما مي‌گوييد خاتمي براي پيشگيري از تشتت در اردوگاه اصلاح‌طلبان تن به اين كار داد. خب اگر آقاي موسوي هم خود را متعلق به اين اردوگاه مي‌داند و به اندازه خاتمي دغدغه پيروزي دارد چرا ايشان به نفع خاتمي كنار نكشيد يا اصلا چرا با حضور خاتمي آمد. از اين گذشته مگر جناب خاتمي پس از آمدن اعلام نكرد كه جاي را بر هيچكس تنگ نكرده‌ام و تا آخر خواهم ايستاد. البته كنار كشيدن ايشان ضايعه بود همانگونه كه پرداختن به دلايل اين كناره‌گيري غيرسودمند خواهد بود و تكرار تلخي آن نيز ضايعه. اينك اما به هر دليل آقاي موسوي در ميانه است و شيخ مهدي كروبي هم از قبل بوده‌اند. آقاي خاتمي بنا به روايتي فرموده‌اند كه منظور ايشان از اينكه يا من مي‌آيم يا موسوي اين بوده كه با فرض وجود كروبي يكي از ما دونفر مي‌آييم و اين به معناي ترجيح موسوي بر كروبي نيست. بگذريم. دوستان محترم بايد بپذيرند كه در رقابت، اصولي پذيرفته شده وجود دارد كه انكار و كتمان آنها فقط به زيان و ضرر منتهي خواهد شد. اصلا دوستان اصلاح‌طلب مايل بوده‌اند كه به هر دليل در اين مرحله از آقاي كروبي حمايت نكنند حتما براي كارشان دلايل كافي اقامه خواهند كرد. اما باز متوسل به همان حربه‌هاي نخ‌نمايي نشوند كه بارها آزموده‌اند و نتيجه معكوس گرفته‌اند. يكي از دوستان اصلاح‌طلب و مقامات دولت اصلاحات در آخرين اظهارنظر سياسي و انتخاباتي خويش فرموده‌اند ما براي آنكه راي كروبي را كمتر از موسوي مي‌دانيم از ميرحسين حمايت كرده‌ايم. در عالم سياست و رقابت‌هاي انتخاباتي اين «هاي» جوابي دارد كه «هوي» است. اشكالي ندارد به هرنحو كه مي‌خواهيد عمل كنيد اما با كدام استاندارد مي‌گوييد راي آقاي موسوي بيشتر است. به استناد مبارزه و فعاليت سياسي در 20 سال گذشته يا مواضع درخشان و اصلاح‌طلبانه ايشان در اين دوران. شايد هم به استناد حمايت احزاب و گروه‌هايي كه ميزان راي‌شان در چند انتخابات گذشته در سقف و كف كاملا قابل احصايي موجود است. نكند تصور فرموده‌ايد شما مي‌گوييد آقاي موسوي در مرحله اول راي مي‌آورد و همگان به فرموده عمل كرده، خواسته‌هاي عالي‌مقامان را جامه عمل مي‌پوشانند. انتخابات بايد با شور هرچه تمام‌تر انجام شود و نبايد ناخن بي‌تدبيري بر رخساره اراده ملت كه «تغيير» را مي‌خواهند كشيد. دموكراسي واقعي را بايد از درون جريان‌هاي خودي آغاز كنيم. ما با دوستان خويش در اردوگاه اصلاح‌طلبان با حفظ مرزبندي‌هايمان رفاقت و رقابت خواهيم كرد چراكه معناي رفتار آنها را اينگونه مي‌فهميم كه مي‌گويند ما را سر همراهي با شما نيست براي اثبات خودتان بايد تلاش و مبارزه كنيد وگرنه به‌زعم ما كه سخنگويان و مدعيان اصلاحاتيم در شرايط عادي جايي براي عرض‌اندام كسي ديگر نخواهد بود. ما نيز به خواسته شما احترام مي‌گذاريم اما مي‌گوييم براي اثبات كارآمدي خود تلاش كنيد. كانديداي خويش را به عنوان اصلاح‌طلب براي مردم جا بيندازيد و هرجا با مواضع قبلي خود به تعارض رسيديد زيرسبيلي رد فرموده بگذاريد به حساب اينكه حافظه تاريخي مردم رفتار پارادوكسيكال شما را فراموش خواهد كرد.






<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]