۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه
صدا و سيما به عنوان رسانه ملي و فراگير که موظف است در خدمت اقشار و آحاد مختلف مردم و جامعه باشد، به صورت قانوني و طبق اساسنامه يي که براي آن تنظيم شده، بايد به انعکاس آرا و عملکرد احزاب، گروه ها و جناح هاي مختلف داخل نظام بدون هيچ گونه دخل و تصرفي و با رعايت بي طرفي کامل بپردازد. اين شيوه عمل مي تواند رشد و اعتلاي فرهنگي و اجتماعي کشور را در پي داشته باشد و به عنوان حداقل انتظار از صدا و سيما تلقي شود. اما آنچه در حال حاضر همگان شاهدند، اين است که رسانه ملي در اختيار جرياني خاص است و به وضوح در جهت تبليغات عليه جريان اصلاح طلبي در حرکت است.
رسانه ملي به دفعات سعي در انعکاس نقطه ضعف هاي کوچک و قابل چشم پوشي اصلاح طلبان داشته است. اين در حالي است که در جهت مقابل به طور صريح و روشن به انعکاس نقطه قوت هاي بعضاً کوچک اصولگرايان پرداخته است، و اين تناقض در عملکرد صدا و سيما به روشني ديده مي شود.
رويکرد فعلي صدا و سيما که همسو با جريان هاي رقيب اصلاح طلبان است، به وضوح مشاهده مي شود. بر هيچ کس پوشيده نيست که در آستانه انتخابات حجم وسيعي از فعاليت رسانه ملي در راستاي عملکرد دولت است و فعاليت هاي عادي و وظايف معمول دولت هم با پوشش تبليغاتي فراوان به مردم عرضه مي شود.
بايد توجه کرد اخباري هم که در مورد جريان اصلاح طلبي و اصلاح طلبان منعکس مي شود، در جهت تخريب اين جريان است و اغلب يا صحت ندارد يا آنقدر کوچک است که قابل چشم پوشي است. به عنوان مثال مي توان به عملکرد صدا و سيما در خصوص سازمان اصلاح طلبي همچون «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» اشاره کرد که در اخبار اغلب با عنوان «سازمان مجاهدين» معرفي مي شود که اين شبهه را در اذهان عمومي ايجاد مي کند که اين سازمان در ادامه سازمان مجاهدين خلق است که توسط گروهک منافقين اداره مي شود و تداعي گر جنايات و اقدامات تخريبي آن گروه است، نه اينکه سازماني است در ذيل نظام جمهوري اسلامي و در چارچوب قانون اساسي. اين اقدام که فقط نمونه يي از اقدامات فراوان صدا و سيما عليه جريان اصلاح طلبي است، يک سوءاستفاده آشکار از رسانه است.
در اين ميان، امري که به صورت ملموس قابل مشاهده است و رسانه ملي نيز به آن دامن مي زند تعصب جناحي خاص در مقابل جناحي ديگر است. حقيقت آن است که سمت گيري رسانه ملي در جهت جريان اصولگرايي و در تقابل جريان اصلاح طلبي به حدي است که نمي توان منکر آن شد.
به عبارت ديگر اصولگرايان نقاط ضعف شان را با پوشش هاي تبليغاتي کمرنگ مي کنند.
نبايد فراموش کرد سمت گيري همه رسانه ها و امکانات به نفع جرياني خاص همواره نتيجه معکوس داشته و همواره برگ برنده به نفع جريان مقابل بوده است.
بايد اين نکته را نيز در نظر داشت که مردم واقف به بسياري جريانات هستند، و شيوه برخورد يکجانبه رسانه ها به نفع جرياني خاص، آنها را به موضع عکس مي کشاند. در اين ميان مي توان به انتخابات خرداد 76 اشاره کرد که از همه امکانات رسانه يي چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم عليه آقاي خاتمي استفاده مي شد. اما مردم نشان دادند فعاليت هاي سوگيرانه رسانه يي، آنها را به جهت مقابل يعني آقاي خاتمي کشاند و اين نکته مهمي است که هم سردمداران هر دو جناح و هم مسوولان رسانه ملي بايد آن را مد نظر داشته باشند.
اما در حال حاضر وظيفه اصلاح طلبان اين است که به صورت هماهنگ و هم جهت از همين امکانات محدود به نفع مردم و در جهت آراي خود استفاده کنند و به ارائه آخرين نظرات خود بپردازند. اين امر جز از طريق سايت ها، برگزاري سخنراني ها، ميتينگ ها و فعاليت هاي ستادهاي تبليغاتي ميسر نمي شود.
اصلاح طلبان با توجه به محدوديت رسانه يي، در مناطق دور از مرکز و در بين لايه هاي سنتي تر جامعه که دسترسي کمتري به اينترنت و سايت ها دارند، کار مشکل تري در پيش دارند.
در اين ميان نمي توان حضور کانديداها در بين مردم و فعاليت ستادهاي تبليغاتي را در جهت تبيين و توضيح آراي کانديداهاي اصلاح طلب ناديده گرفت. همچنين ايده «سازمان راي» مي تواند به صورت تبليغات
چهره به چهره و رودررو باعث گرايش اقشار مختلف مردم به سوي اصلاح طلبان شود.
رويکرد فعلي صدا و سيما که همسو با جريان هاي رقيب اصلاح طلبان است، به وضوح مشاهده مي شود. بر هيچ کس پوشيده نيست که در آستانه انتخابات حجم وسيعي از فعاليت رسانه ملي در راستاي عملکرد دولت است و فعاليت هاي عادي و وظايف معمول دولت هم با پوشش تبليغاتي فراوان به مردم عرضه مي شود.
بايد توجه کرد اخباري هم که در مورد جريان اصلاح طلبي و اصلاح طلبان منعکس مي شود، در جهت تخريب اين جريان است و اغلب يا صحت ندارد يا آنقدر کوچک است که قابل چشم پوشي است. به عنوان مثال مي توان به عملکرد صدا و سيما در خصوص سازمان اصلاح طلبي همچون «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» اشاره کرد که در اخبار اغلب با عنوان «سازمان مجاهدين» معرفي مي شود که اين شبهه را در اذهان عمومي ايجاد مي کند که اين سازمان در ادامه سازمان مجاهدين خلق است که توسط گروهک منافقين اداره مي شود و تداعي گر جنايات و اقدامات تخريبي آن گروه است، نه اينکه سازماني است در ذيل نظام جمهوري اسلامي و در چارچوب قانون اساسي. اين اقدام که فقط نمونه يي از اقدامات فراوان صدا و سيما عليه جريان اصلاح طلبي است، يک سوءاستفاده آشکار از رسانه است.
در اين ميان، امري که به صورت ملموس قابل مشاهده است و رسانه ملي نيز به آن دامن مي زند تعصب جناحي خاص در مقابل جناحي ديگر است. حقيقت آن است که سمت گيري رسانه ملي در جهت جريان اصولگرايي و در تقابل جريان اصلاح طلبي به حدي است که نمي توان منکر آن شد.
به عبارت ديگر اصولگرايان نقاط ضعف شان را با پوشش هاي تبليغاتي کمرنگ مي کنند.
نبايد فراموش کرد سمت گيري همه رسانه ها و امکانات به نفع جرياني خاص همواره نتيجه معکوس داشته و همواره برگ برنده به نفع جريان مقابل بوده است.
بايد اين نکته را نيز در نظر داشت که مردم واقف به بسياري جريانات هستند، و شيوه برخورد يکجانبه رسانه ها به نفع جرياني خاص، آنها را به موضع عکس مي کشاند. در اين ميان مي توان به انتخابات خرداد 76 اشاره کرد که از همه امکانات رسانه يي چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم عليه آقاي خاتمي استفاده مي شد. اما مردم نشان دادند فعاليت هاي سوگيرانه رسانه يي، آنها را به جهت مقابل يعني آقاي خاتمي کشاند و اين نکته مهمي است که هم سردمداران هر دو جناح و هم مسوولان رسانه ملي بايد آن را مد نظر داشته باشند.
اما در حال حاضر وظيفه اصلاح طلبان اين است که به صورت هماهنگ و هم جهت از همين امکانات محدود به نفع مردم و در جهت آراي خود استفاده کنند و به ارائه آخرين نظرات خود بپردازند. اين امر جز از طريق سايت ها، برگزاري سخنراني ها، ميتينگ ها و فعاليت هاي ستادهاي تبليغاتي ميسر نمي شود.
اصلاح طلبان با توجه به محدوديت رسانه يي، در مناطق دور از مرکز و در بين لايه هاي سنتي تر جامعه که دسترسي کمتري به اينترنت و سايت ها دارند، کار مشکل تري در پيش دارند.
در اين ميان نمي توان حضور کانديداها در بين مردم و فعاليت ستادهاي تبليغاتي را در جهت تبيين و توضيح آراي کانديداهاي اصلاح طلب ناديده گرفت. همچنين ايده «سازمان راي» مي تواند به صورت تبليغات
چهره به چهره و رودررو باعث گرايش اقشار مختلف مردم به سوي اصلاح طلبان شود.
اشتراک در پستها [Atom]