۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

 

ابوالفضل فاتح/ بالاخره روز تاریخی فرا رسید

قلم - ...خبری منتشرکرده بود که تیم تبلیغاتی موسوی مایل نیست خاتمی کنار او آفتابی شود. حیرت انگیز است. موسوی و خاتمی هر یک شخصیت مستقلی دارند، اما یار و یاور یکدیگرند. خبرهای خوبی از فعال تر شدن خاتمی در این عرصه می رسد. کیست که نداند موسوی و خاتمی دردانه های خط امام هستند.کیست که نداند موسوی و خاتمی نورچشم یکایک ما هستند و کیست که نداند کسی برای یک چشم خود چشم دیگر خود را کور نمی نماید. شاید ساده دلانی باشند که به اختلاف تن در دهند، اما آن چه اتفاق نخواهد افتاد جدایی بین این دو عزیز در دل و جان ماست. یکی آموزگار بزرگ ادب و شکیبایی و دیگری آموزگار بزرگ مناعت و نجابت.

بسمه تعالی

بالاخره روز تاریخی فرا رسید و مهندس عازم ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری شد. فضای خاصی بر همه دوستان حاکم بود.بنا بود مهندس موسوی بدون همراه و بدون قشون کشی به وزارت کشور آمده و همچون مردم عادی که برای کاندیداتوری مراجعه می کنند پیاده حیاط وزارت کشور را طی کرده و به تالار ثبت نام برود. آخر شخصیتهای سیاسی با اتومبیل خود وارد وزارت کشور شده و مقابل تالار ثبت نام پیاده می شوند. شب قبل جوانان بسیاری خواهان حضور در مراسم ثبت نام بودند. از همه خواهش کردیم که چنین نکنند. مهندس مایل بود بی هیچ حاشیه ای ثبت نام کند. با آقای دکتر بهزادیان زودتر به محل وزارت کشور رفتیم. جمع زیادی از جوانان علاقمند مقابل درب وزارت کشور اجتماع کرده بودند. مهندس با پراید سفید همیشگی خود، همان پرایدی که سال ها قبل به ایسنا آمده بود در حالی که خود رانندگی می کرد مقابل درب وزارت کشور توقف کرد. جمعیت از شوق حضور او به تکاپو افتاد و چنان او را در حلقه خود قرار داد که دسترسی به او دیگر میسر نبود. این بود که بخشی از جمعیت همراه مهندس وارد حیاط وزارت کشور شد. "یا حسین ، میرحسین" جمعیت فضا را آکنده کرد. لحظاتی بعد مهندس با تلاش عوامل انتظامی و همراهان توانست وارد تالار ثبت نام شود . علی رغم فشار فراوان خم به ابرو نیاورد. ساده و صمیمی به کارکنان وزارت کشور و جمع بسیار بزرگ خبرنگاران و عکاسان ادای احترام کرد.شناسنامه اش را ارائه و سپس روبروی خبرنگاران گرفت. مراحل ثبت نام یک به یک طی شد. بی آنکه حتی برای لحظه ای از نگاه عکاسان و رسانه های جمعی دور بماند. این شاید با شکوهترین مراسم ثبت نام در تاریخ وزارت کشور بود. وارد سالن کنفرانس شدیم. صدها عکاس و خبرنگار حضور پیدا کرده بودند. مهندس به جایگاه رفت. نوشته خود را بیرون آورد: " بسمه تعالی، من میرحسین موسوی فرزند کوچک انقلاب اسلامی....".

پس از پایان اعلامیه که بسیار قوی و زیبا و جامع نگاشته شده بود، مهندس از جا برخاست در حالی که خبرنگاران انتظار پرسش و پاسخ با وی را داشتند. به لیست ثبت نام کنندگان نگاهی کردم. ترتیب عجیبی داشت، فارس، برنا، پانا، جام جم، واحد مرکزی خبر، ایرنا، و سپس تک و توک نوبت به رسانه های جناح دیگر می رسید.پرسیدم این چگونه ترتیبی است؟ گفتند به همان ترتیب ثبت نام. در هر صورت مهندس بدون پرسش و پاسخ وزارت کشور را ترک کرد. چند خبر نگار بعدا به من گفتند که صبح تعدادی از خبر نگاران رسانه های مخالف موسوی گردهم جمع شده بودند و با طراحی سئوالات از پیش برنامه ریزی شده قصد ایجاد فضای تشنج و تخریبی علیه مهندس را داشته اند.

کارمندان وزارت کشور به شکل مشهودی به مهندس موسوی گرایش نشان می دادند. تعداد بسیار زیادی از آنها اتاقهای کار خود را ترک کرده و قبل از ورود مهندس برای استقبال به حیاط وزارت کشور آمده بودند.

ثبت نام مهندس هیجان مضاعفی برای همه ما ایجاد کرده است. این یک فرصت تاریخی برای کشور است. حق اشتباه نداریم. مهندس کار خود را به انجام رساند. اینک نوبت ماست.

قرار بود مهندس موسوی ساعت 11 صبح به وزارت کشور برود. به آقای کروبی هم قبلا خبر داده شده بود. خبر رسید که آقای کروبی صبح به وزارت کشور رفته اند و برنامه ایشان به پایان نرسیده است. لذا مهندس به احترام آقای کروبی حضور خود را به تأخیر انداخت.

امروز جلسه مفصلی با دکتر شکوری داشتم. شخصیت دوست داشتنی و خوش فکری است. پیشنهاد های خوبی داشت. انتقادهایی هم کرد. مثلا می گفت میگویند تو ضد حزبی هستی . توضیح دادم که چنین نیست. با همکاری احزاب موافق اما با حزبی شدن ستاد مخالف بوده ام. می گفت بعضا تلخ سخن می گویی .پذیرفتم. شاید حجم و فشار کار بعضی وقتها باعث غفلت من شده باشد.از کسانی که خدای ناکرده با آنها تندی کرده ام همینجا پوزش می طلبم. باید دست در دست هم دهیم به مهر.

قرار است جمعی از اصول گرایان روزنامه ای در کنار اندیشه نو که بیشتر گرایش اصلاحی دارد منتشر کنند. خوشبختانه اندیشه نو کارش گرفته است.

آخر شب آقای دکتر شریف زادگان سری به من زد ، می گفت که دست اندیشه نو را بیشتر باز بگذار.

رجا نیوز خبری منتشرکرده بود که تیم تبلیغاتی موسوی مایل نیست خاتمی کنار او آفتابی شود. این صحبتی بود که علی شکوری هم به من منتقل کرد. حیرت انگیز است. موسوی و خاتمی هر یک شخصیت مستقلی دارند، اما یار و یاور یکدیگرند. خبرهای خوبی از فعال تر شدن خاتمی در این عرصه می رسد. کیست که نداند موسوی و خاتمی دردانه های خط امام هستند.کیست که نداند موسوی و خاتمی نورچشم یکایک ما هستند و کیست که نداند کسی برای یک چشم خود چشم دیگر خود را کور نمی نماید. شاید ساده دلانی باشند که به اختلاف تن در دهند، اما آن چه اتفاق نخواهد افتاد جدایی بین این دو عزیز در دل و جان ماست. یکی آموزگار بزرگ ادب و شکیبایی و دیگری آموزگار بزرگ مناعت و نجابت.

خبر رسید که عده ای سودای تعطیلی ایسنای عزیز پس از انتخابات در صورت به دست آوردن نتیجه را دارند. می گفت می خواهند مثل روزنامه ایران به بهانه ای مدتی تعطیلش کنند و سپس تغییرات بنیادی در آن ایجاد نمایند. در رسانه هایشان نیز حمله به ایسنا و جهاد دانشگاهی را نیز افزون نموده ا ند، اما آنان که ایسنا و جهاد دانشگاهی را بشناسند می دانند که این سازمان ها ذاتا مستقل اند. کسی نمی تواند آنها را وادار کند و آنچه می کنند انتخاب و تشخیص خودشان است. درود خدا بر یکایک این عزیزان باد.

در اینترنت جستجو کردم. بازتاب ثبت نام مهندس در رسانه های اینترنتی و روزنامه های صبح یکشنبه بسیار وسیع بود. اما فارس نتوانسته بود ناخرسندی خود را پنهان کند و آن را در دریف اخبار دسته چندم خود قرار داده و در هیچ یک از عکسها جمعیت بسیار وسیع عکاسان و خبرنگاران را نشان نداده بود. حتی بی آن که احترام رهبری بزرگوار را نگه دارد در دو عکس به گونه ای تصویربرداری کرده بود که پشت مهندس به رهبری باشد. تعجب کردم که تا کجا... کیهان هم مطلب خوش مزه ای نوشته بود "میرحسین به سیاه نمایی وضعیت کشور پرداخت... و گفت شرایطی که درآن به سر میبریم بهترین نیست". معنی سیاه نمایی را هم فهمیدیم.

در میان پیامک های امروز آمده بود " ای مومنین: یک یا حسین تا میرحسین" و " میرحسین :مردی که دروغ را واجب نمی دانست، مدرک تقلبی نگرفت، زیر پرچم خلیج عربی ننشست، وزیرمیلیاردی نداشت ..."

قلم نیوز جمعه 18/2/88

صبح همایش جامعه سلامت در محل روزنامه اطلاعات برگزار شد. قدری دیر رسیدم. از بزرگترین همایشهای تخصصی بود که تاکنون برگزار شده بود. حضور این جمع بزرگ طیف های مختلف نخبگان پزشکی کشور از دکتر معین و دکتر فرهادی گرفته تا دکتر بصیری حائز اهمیت بود. دوستان زیادی از سال های دور و نزدیک را زیارت کردم. جلسه منظم و شکیلی بود. انصافا دکتر ظفرقندی و همکارانش سنگ تمام گذاشته و زحمت بسیار کشیده بودند. انشاءالله که تک تک مطب پزشکان و پرستاران ستاد مهندس موسوی خواهد شد.

دوستی پیشنهاد می داد پزشکان حامی به روستاها بروند و به درمان مردم نیازمند بپردازند یا تعرفه ی خود را کاهش دهند و هر روز تا انتخابات بیماران نیازمند را رایگان درمان کنند.

مهندس از طرح های مهمی در حوزه ی سلامت خبر داد. معلوم بود که کار شده است. مهندس از معدود شخصیت هایی است که به شدت اهل مشورت با کارشناسان است.

بعد از ظهر جلسه ای پیرامون سفرها با حضور آقایان عابدی جعفری، حسین تاجیک، محمود احمد رباطی، فروزنده، عرب مازار، یزدانفر و کیان ارثی تشکیل شد. آقای تاجیک از فشار بسیار زیاد استان ها برای سفرهای مفصل تر مهندس خبر می داد. چیزی که به دلیل تنگنای وقت متاسفانه مقدور نمی شود. آقای تاجیک که انسان کم حاشیه و زحمت کشی است می گفت که تاثیر سفرها بسیار مثبت بوده است، رقیب احساس خطر کرده و فشار سایر استان ها نیز بیشتر شده است.

با توجه به برنامه ریزی های جدی که برای روستاها ، حاشیه شهرها و زنان خانه دار شده است پیشنهاد شد که در تبلیغات و سخنرانی ها نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

آقای دکتر حاضری خبر می داد که علاوه بر اصلاح طلبان، مهندس موسوی نقطه ثقلی برای گروه های اصول گرای منتقد است و میرحسین در گرانیگاه اصلاح طلبان، هاشمی و اصول گرایان منتقد واقع شده است. علاوه اقبال مردمی هم به لطف خدا روز به روز افزایش می یابد.

خبر دادند که افرادی از طیف علامه تحکیم وحدت به آقای کروبی گرایش نشان داده اند.

قرار شد از امشب تیرا‍ژ اندیشه نو دوبرابر شود. گرچه این روزنامه ضعف هایی دارد اما مردم به شدت مشتاق دریافت آن هستند.

طرح های گرافیکی برای تبلیغات پیشنهاد شده بود که برخی از آنها جذاب بود. قرار شد طرحهای جدیدتری نیز ارائه شود.

با آنکه جمعه بود ستاد بی وقفه و فعال بود.

زنگ موبایل ها در ستاد هرروز بیشتر رنگ ای ایران می گیرد، و از گوشه و کنار پیوسته سرود ای ایران هیجان ویژه ای به همه می بخشد.

فردا مهندس ثبت نام می کند. او ساده و صمیمی خواهد آمد. خداوندا توفیق خود را به این فرزند ناب ایران وانقلاب ارزانی فرما.

یکی از پیامک هایی که دریافت کردم نوشته بود "ای کاش فدک این همه اسرار نداشت/ ای کاش مدینه در و دیوار نداشت/ فریاد دل محسن زهرا (س) این است/ ای کاش در شکسته مسمار نداشت.

می خواهیم با یک رییس جمهور در قدرت رقابت کنیم

قلم نیوز پنجشنبه 17/2/88

امروز قرار بود صبح برای روز ثبت نام از مهندس عکس پرسنلی گرفته شود. با آنکه سفر کرمان تا خیلی دیر وقت شب طول کشیده بود، مهندس شادابتر از همیشه بود.

خبر رسید که به احتمال زیاد آقای محسن رضایی، جمعه و آقای کروبی، شنبه ثبت نام خواهند کرد. به نظرم آقای احمدی نژاد هم جمعه ثبت نام کند.

سری به جلسه ی دانشگاهیان زدم، مملو جمعیت بود. حضور خانم رهنورد در کنار مهندس بر رونق جلسه افزوده بود.

با آقای فروزنده مسئول دفتر آقای مهندس و هادی دادمان فرزند شهید دادمان و آقای تهرانی سری به وزارت کشور زدیم. مهندس شنبه یازده صبح به وزارت کشور می رود. آقایان اللهیاری و حق شناس در وزارت کشوربرخورد دوستانه ای داشتند. محلی که برای مصاحبه ی مطبوعاتی در نظر گرفته شده است به نظر بسیار کوچک است. شنبه قطعا یک روز تاریخی خواهد بود.

حدود ظهر آقای دکتر بهزادیان خواست جلسه ی مشترکی داشته باشیم. بهزادیان از شدت انتقادات به بخش رسانه و تبلیغات می گفت. می خواست که در جلسات مختلف روش ها و عملکردها را تبیین کنم. توضیح دادم که روش ما صرفا روش سنتی نیست و متناسب با امکانات و شرایط است. با توجه به امکاناتمان روش هایمان به خوبی در حال جواب دادن است و به نتیجه اش اطمینان دارم، اما خواستم که فرد دیگری را جایگزین کند تا کمی از انتقادات کاسته شود. به شدت واکنش نشان داد.

دکتر علی رضا بهشتی پیشنهاد داشت که سفر اصفهان هفته ی اول خرداد انجام شود.

در همایش اقشار که اقای شریف زادگان رییس آن است شرکت کردم. آقایان میثم سعیدی و خانجانی هم بودند. از سراسر کشور آمده بودند. جلسه حال و هوای مردمی داشت. برای اولین باربود که درباره ی سیاست های رسانه و تبلیغات در یک جلسه ی عمومی صحبت کردم. از روش های قابل تکرار توسط مردم و اهمیت تبلیغات مخاطب محور گفتم. واکنش ها خیلی مثبت بود. فهمیدم که باید بیشتر برای ستادها توضیح بدهم.

بعضی می گفتند که از خودروهای شخصیشان در به مقصد رساندن مردم بهره گرفته اند و از نتیجه اش راضی بودند.

یکی می گفت چرا پول خرج نمی کنید. گفتم که سیاست ستاد، تبلیغات سرمایه محور یا مبتنی بر پشتوانه ی سیاسی نیست. اگر پول نداریم اما ایمان و اراده داریم. می خواهیم با یک رییس جمهور در قدرت رقابت کنیم که قویا حمایت سیاسی می شود و مورد پوشش وسیع صدا و سیما است. و این از یک انتخابات عادی دشوارتر است. مهندس از آبرویش مایه گذاشته است و ما نیز باید چنین کنیم.

دکتر خانیکی تماس تلفنی داشت و از عملکرد اندیشه ی نو و قلم در برخی موضوعات انتقاد شدید داشت. می گفت قدر و منزلت ها خوب شناخته نمی شود. به عنوان نمونه از این که قلم عکس مشترک معین و موسوی در جلسه ی امروز را منتشر نکرده بود اعتراض داشت. انتقادهای ایشان بجا بود. او شخصیت آگاه و دلسوزی است. با قلم تماس گرفتم. معلوم شد عمدی نبوده. اصلاح کردند.

امروز دخترم فاطمه تحت عمل جراحی بود. ده سال دارد. خیلی بی قرار بودم. وقتی با فاطمه قبل از رفتن به اتاق عمل صحبت کردم بی اختیاراشکانم سرازیر شد. دختر قلب پدراست. امیدوارم مرا ببخشند. چند ماهی است از خانواده دور و بسیار دلتنگشان هستم. آنها اواخر خرداد که پایان سال تحصیلی است به ایران خواهند آمد. روز بسیار دشواری برای من و آنها بود. باید از همسر بسیار مهربان و بزرگوارم صمیمانه تشکر کنم که با شکیبایی و تحمل مرارت ها برای من فرصت حضوردر این وظیفه و مسوولیت اجتماعی را فراهم کرده است.

" روستازاده ی سرفراز، آموزگار بزرگ"

قلم نیوز چهارشنبه 16/2/88

صبح زود عازم کرمان شدیم. مهندس با یک یک افراد همراه خوش و بشی کرد و دست داد. آقایان هاشمیان، مرعشی، انصاری، جهانگیری و دعایی هم آمده بودند. از آقای دعایی پرسیدم که آیا به خاطر سالن اجاره ای روزنامه اطلاعات تحت فشار قرار نگرفته اید؟ گفت: نه .فقط بعضی از دولتی ها ناخرسندی هایی نشان داده ا ند. دعایی از درگذشت دکتر نصرت اله امین شهردار تهران در زمان آقای دکتر مصدق خبر داد و می گفت به قالیباف پیغام داده است که برای مراسم ترحیمش پیامی بفرستد. از دعایی در مورد حکم سرپرستی اش بر روزنامه اطلاعات پرسیدم. گفت: حکم اولم از امام بود که رهبری معظم نیز آن را تنفیذ فرمودند. این حکم محدودیت زمانی ندارد.

چند دقیقه ای از پرواز نگذشته بود که خلبان شرکت ماهان حضور "میرحسین" را به عنوان نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس در جمع مسافران خیر مقدم گفت.

تا رسیدن به محل دیدار با امام جمعه آقای راننده از توزیع گسترده تر بن فرهنگیان، بن کمیته امداد و کالا برگ بسیجیان در جنوب استان کرمان طی ایام اخیر خبر داد.

به دانشگاه که رفتیم مملو از جمعیت بود. جمع بسیاری هم بیرون سالن ایستاده بودند. دانشجویان تا پشت میز مهندس حلقه زده بودند. جو سالن مثل همه دانشگاه ها بود. یک بار عده ای شعار دادند " توپ تانک ... دیگر اثر ندارد". مهندس واکنش نشان داد و با دست و کلام اصرار کرد که دیگرکسی چنین شعاری را ندهد.

در کنفرانس مطبوعاتی با نشریات محلی نیز تکرار کرد که من خود یک بسیجی ام و امیدوارم خداوند با بسیجیان محشورم نماید. او می گفت بسیجی خط امامی کسی است که از صندوق رای همچون ناموسش صیانت کند.

یکی از دانشجویان در ابتدای سئوال خود ابراز داشت: بر شما چه گذشت که اینقدر زود زمانه گرد سپیدی را بر چهره تان نشاند.

حدود ظهر یکی از دوستان زنگ زد و خبر داد که رسانه ای مجعول از قول اینجانب نسبت به هزینه های تبلیغاتی ستاد آقای کروبی تعریض کرده است و یکی از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی نیز واکنش تلخی نشان داده است. بسیار تعجب کردم. از موضوع بی خبر بودم . چرا که اساسا اظهار نظری درباره آقای کروبی که برایشان احترام زیادی قائلم و ستاد ایشان نکرده بودم. ای کاش برادرمان در ستاد آقای کروبی هشیاری بیشتری به خرج می داد و در تور رسانه ای اختلاف افکنان گرفتار نمی شد. تکذیبیه ای نوشتم اما برای دامن نزدن به مسئله از انتشار آن خودداری کردم. هشیاری ضرورت عبور از این دوران است.

خبرنگاری از یکی از روزنامه ها تماس گرفت و درباره خبرسازی های خبرگزاری فارس مبنی بر احتمال کناره گیری مهندس به نفع شخصیت های دیگر پرسید. سوال عجیبی بود. مهندس به یاری خدا شنبه ثبت نام می کند و گمانه زنی ها پایان خواهد یافت.

سالن ورزشی تلاش کرمان مملو از جمعیت و سبز سبز بود. موج سبز جدا فراگیر شده است. برای اولین بار مهندس هم در مورد آن صحبت کرد، و تعابیر امیدبخشی به کار برد. بر پرچم ها نوشته شده بود " یا محمد (ص)" ، "یا زهرا(س)"، "یا ابوالفضل"، "انسانم آرزوست" و" یاد یار مهربان آید همی" .

صحنه اعطای شال سبز و پو شاندن پرچم ایران بر قامت مهندس موسوی آنچنان سرشار از عاطفه و احساس بود که نا خودآگاه اشک چشمانم را فرا گرفت.

مهندس در سخنرانی اش اشاره داشت: "من یک شبه مدیرانم را عوض نمی کنم"، "من برای آبروی مدیران اهمیت قائل می شوم"، "من وزیرصد میلیاردی نمی گذارم".

در جلسه کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به سئوالی، با سرفرازی و افتخار خود را یک روستا زاده دانست و برای اولین بار از خانواده اش گفت. از خانواده اش قدرشناسانه و صمیمانه یاد کرد. گفت که سه دختر و پنج نوه دارد.

استعفا سوال دیگری بود که مهندس اینبار به تفصیل جزئیات آن را بیان کرد و از جلسه خصوصی خود با حضرت امام گفت، و از قویترین حمایتهای امام از دولتش پس از ماجرای استعفا خبر داد.

سفر کرمان روحیه خوبی به همه اعضاء ستاد داد. مهندس خستگی ناپذیر، مصمم، اهل مشورت و در چهره ی کاندیدای پیروز ظاهر شد که شخصا و با برنامه جریان را اداره می کند. آرامش در چهره و رفتارش موج می زند. بی ریا، صادق و آموزگار بزرگی است.

نسبت به روش رسانه ای و تبلیغاتی که اتخاذ کرده ایم با نقدهای شدیدی مواجه ام. تلفیقی از روش سنتی و غیر متمرکز است. غلط یا درست مبنا دارد. بعضی وقت ها به شدت احساس تنها یی می کنم، اما از خدا خواسته ام که استقامت دهد. روش ما به اقتضای زمان، شرایط مالی، ساختار ستاد و نیروی انسانی مبتنی بر روش های قابل تکرار توسط مردم است. مثل نماد رنگی یا انتخاب قطع A4. روزی توضیح خواهم داد.

با بیش از یک ساعت تا خیر حدود دوازده شب به تهران رسیدیم. یکسره به ستاد آمدم.

در میان پیامکهای امروز آمده بود به نیت پیروزی سید سبز فاطمی، میرحسین موسوی، 14 صلوات ..

"حضور فرماندهان سرفراز سابق"

قلم نیوز - سه شنبه 15/02/88

دیروز مردم مازندران سنگ تمام گذاشته بودند و خستگی از تن بچه های ستاد خارج شده بود. مهندس موسوی با آنکه از 4 صبح روز دوشنبه تا 2 بامداد سه شنبه یکسره بیدار بود و سخنرانی های پیوسته ای را در مازندران انجام داده بود صبح فعال و موثر در جلسه شرکت کرد.

مردم در استقبال از مهندس گاو و گوسفند قربانی می کنند، اما مهندس تمایلی به این کار ندارد و مایل است مردم آن را صرف امور خیریه و محرومان کنند.

از سفارت یکی از کشورهای مطرح چندین بار در روزهای اخیر تماس گرفته اند و تقاضای ملاقات با سفیر را دارند، اما همه اعضای ستاد تصمیم گرفتند تا زمان انتخابات به این ملاقاتها تن ندهند. دکتر بهزادیان که انصافا با شکیبایی زحمت می کشد می گفت با ایشان و دکتر شریف زادگان هم تماس گرفته اند. نمی دانم چرا همیشه دم دم های انتخابات در ایران پای یکی دو سفارت خارجی به میان می آید و بعد هم سوژه رسانه های رقیب.

رجانیوز در نقل صحبتهای من درباره نظرسازی ها مجددا قید کرده است که حضورم در ستاد میرحسین غیرقانونی است. عجبا که حضور در کشور و مشارکت در امر مهم انتخابات که امام همه دانشگاهیان و حوزویان را به آن دعوت می کرد به مذاق عده ای خوش نمی آید و استفاده از مرخصی تحصیلی را بر نمی تابند. آنها بیش از آنکه تشویق به آمدن کنند تشویق به رفتن می کنند. آنها نمی دانند که حضور ایرانیان در هیچ شرایطی در وطن غیرقانونی نیست.

به دروغ درجایی نوشته بودند که مهندس در طول سفرهایش از خستگی، کارش به بیمارستان کشیده است امیدوارم سفرهای پی در پی مهندس پاسخ روشنی به این دروغ پردازی ها باشد.

امروز به خانم رهنورد که برای یک سخنرانی به ستاد آمده بود شال سبزی مزین به نام مبارک "یا زهرا" تقدیم شد. ایشان سری هم به واحد رسانه و تبلیغات زدند. حضورشان بسیار امیدبخش بود.

در میان عکسهای سفر مازندران یکی دو عکس ارسالی ظاهرا مناسب نبود. چند نفری تماس گرفتند. از برادر عزیزی که مدیریت قلم را بر عهده دارد و الحمدلله موفق است خواهش کردم که آنها را بردارد.

جلسه کمیته تلویزیون امروز عصر تشکیل شد. محمدرضا بهشتی، علیرضا بهشتی، بهزادیان، محمد بهشتی، علیرضا بهشتی روزنه،حیدریان و نامور در جلسه حاضر بودند. بحث های بسیار خوبی شد. برادران بهشتی یادگاران شهید بزرگ انقلاب و از استوانه های جریان مهندس هستند.

از بعضی از استانها خبر می دهند که روزنامه اندیشه نو از صبح زود در دکه ها ناپدید می شود.مدعی هستند که عده ای تشکیلاتی اقدام به جمع آوری این روزنامه می کنند. خدا می داند. این روزنامه کم حجم ترین و ارزانترین روزنامه کشور است.اول یک برگی و الان دو برگی است. اول که ایده روزنامه یک برگی مطره شد حرفه ای ها مخالفت کردند اما این روزنامه متناسب با اهداف انتخاباتی، بودجه ستاد و محدودیت وقت بود. چهار پنج نفر این روزنامه را در می آورند و الان آقای رحمانیان و مهدوی زحمت آن را می کشند.

راهروهای ستاد مملو از جمعیت است، و ساختمان ستاد برای مراجعه کنندگان کوچک است.

بسیاری از افراد برای اولین بار است که دور هم جمع شده اند. آدمهای مشهور و کم تر مشهور بسیار فراوانند.اما جالب آنکه شخصیت های هر دو جناح را در راهروها می بینیم. به کمیته ایثارگران که می رویم حضور فرماندهان سرفراز سابق و بازنشسته همچون "رشید" و "مقدم" و ... خاطره انگیز و امیدبخش است. بسیاری هم هستند که دلشان با ماست اما معذوریت قانونی دارند.

ائتلاف های غیر منتظره و واقعی شکل گرفته است. افراد بسیارموجه از هر دو سو، روحانی و غیر روحانی. در آینده خبرهایش منتشر خواهد شد. شاید بعد از سال ها این اولین بار است که اصلاح طلب و اصولگرا، دانشجوی غیر بسیجی، بسیجی و انجمنی و ... برای چنین هدفی دور هم گرد آمده اند. افرادی هم هستند که ابراز همراهی می کنند اما مایل نیستند که نامشان ذکر شود، نگران تخریبها و مانع تراشیها هستند. چند روز پیش یکی از دبیران کل سابق بسیار مطرح جامعه اسلامی دانشجویان که در دوران دانشجویی ام از منتقدان صریح اما منصف بود تماس گرفت. به شدت از احمدی نژاد انتقاد کرد، و می گفت که قویا از موسوی حمایت می کند. اما خواست که نامش را بیان نکنم.

پریروز عبدالله رمضان زاده زنگ زد. در سفر بود. می گفت هر جا که رفته است استقبال از برنامه های مربوط به مهندس بسیارخوب بوده است.

امروز شنیدم که خاتمی که از شخصیتهای نازنین کشور است، مصمم است که حضور فعالانه تری داشته باشد و در برنامه های بیشتری شرکت کند و به سفر نیز برود.

صبح عازم کرمان هستیم، چند ساعتی بیشتر به صبح نمانده. خیلی ها در ستاد شبها هم بیدارند.

ان شاءالله که سفر خوبی خواهد بود.

دیشب حمید رسایی می گفت که این انتخابات بین گفتمان های انقلاب است اما طبیعی است که امثال من گفتمان مهندس را اصیل بدانند. رسایی شدیدا حامی احمدی نژاد است و کار ما را بی حاصل می داند. با او از زمان فاو آشنا و دوست هستم. بیش از ده سال از هم خبری نداشتیم تا سال 79- 80 .معمولا به هم طعنه می زنیم و بسیار در این مسائل اختلاف نظر داریم، اما محبت سر جای خودش است.

در یکی از پیامک هایی که امروز دریافت کردم نوشته بود "آن سیدسبز فاطمی را داریم / این خامنه ای و خاتمی را داریم/ گویند امام ما هوادارش بود/ ما نیز هوای موسوی را داریم" .

"میرحسین کسی که دروغ نمی گوید"

دوشنبه 14/2/88

از سفر به مازندران جا ماندم. رویکرد مردمی و بی تشریفات مهندس در سفرها مثال زدنی است. او خستگی ناپذیر، مصمم و پرنشاط است. انصافا ما که کم می آوریم. انبوه جمعیت و اشتیاق مردم متاسفانه در انحصار رسانه ای چندان به مردم سایر نقاط کشور منعکس نمی شود، اما انصافا مهندس در قلبهای مردم خانه کرده است.

اولین تماس صبح مربوط به مصاحبه انتسابی تابناک با خانم مصطفوی دختر حضرت امام بود . از قول ایشان به مهندس تعریض شده بود . بلافاصله پیگیری کردم و با حجت الاسلام و المسلمین مقدم که روحانی خوش خلق و نزدیک به بیت امام است تماس گرفتم. خیلی زود معلوم شد که مصاحبه دروغ است.نمی دانم چرا تابناک با مهندس چنین می کند.

امروز شاخه تبلیغات روستا را در کمیته تشکیل دادیم.قرار شد با همکاری کمیته اقشار برای هر قشر مضمون تبلیغاتی خاصی فراهم شود.

بعد از ظهر آقای ابطحی تماس گرفت و پیشنهاد داد که رویکرد اصلاحی ستاد و رسانه های آن تقویت شود اما من فکر می کنم مسئله ی انتخابات آتی اصلاح طلب یا اصول گرا کردن انتخابات نیست و باید با حفظ حضور نخبگان رویکرد مردمی را تقویت کرد.

نظرسنجی های اخیر حاکی از رشد فزاینده موسوی است. به نظر حریف احساس خطر کرده که نظر سازی می کند. در این باره با قلم مصاحبه کردم.

فشار رسانه های خارجی برای مصاحبه با مهندس بسیار زیاد است اما مهندس مایل نیست انتقادهای خود به مسائل داخلی را با رسانه های خارجی بیان کند.

از مازندران خبر می دهند که استقبال مردم استثنایی بوده است و مهندس سخنان مهمی را مطرح کرده است. از جمله از هزینه های گزاف تبلیغات انتخاباتی دیگران پرسیده است. ستاد مهندس از کم هزینه ترین ستادهای تاریخ انتخابات ایران است. او اجازه نمی دهد از هرکسی پول دریافت شود و اتکایش به خرده توان های مردمی است. با همه فشارهایی که به ستاد آمده است چهره های مصمم و امید موفقیت بیش از پیش مشاهده می شود. اقبال به ستاد بیش از ظرفیت پذیرش است و این مسئله به یکی از نقطه ضعفها تبدیل شده است. انشاءالله این کوچکترین ستاد؛ موفقترین ستاد خواهد بود.

آخرین لحظات پیامکی دریافت کردم که نوشته بود " میرحسین کسی که دروغ نمی گوید".

یک شنبه 13/2/88

امروز خدمت آقای مهندس موسوی رسیدم. سخنی از حادثه غم انگیز کشته و مجروح شدن دانش آموزان در سفر آقای احمدی ن‍ژاد به فارس به میان آمد. بسیار ناراحت بود، اما تذکر داد که به هیچ وجه مایل نیست از این حادثه دردناک به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده شود و از این به خدا پناه برد. جملاتش و حالت صورتش چنان صادقانه و موثر بود که هرگز از خاطرم محو نخواهد شد. می گفت این خلاف انسانیت است که خون بچه های مظلوم مردم بستر تبلیغات انتخاباتی شود. مهندس معتقد نیست که مردم را از این شهر به آن شهر یا دنبال ماشین خود بکشانند.

صبح نتیجه نظرسنجی جدیدمان به دستم رسید. نتیجه بسیار امیدبخش و رشد مهندس شتابان بود. در بسیاری از گروه های مرجع نسبت موسوی 2 به 1 ازاحمدی نژاد جلوتر است . اما نمی دانم چرا با نظرسازی می خواهند واقعیت را جور دیگری جلوه دهند.

امروز عصر برنامه مهندس موسوی با معلمان بسیار خوب انجام شده بود و رونق رنگ سبز و پرچم سبز "یا زهرا" روزافزون است.

گزارش تصویری قلم از سفر احمدی نژاد به کرج شائبه های تعطیلی مدارس و تبلیغاتی بودن این سفر را تقویت می کرد.

ابوالفضل فاتح






<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]