۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه
گفتوگوي ايلنا با رييس اتحاديه انجمنهاي جغرافياي جهان وايرانشناس آلماني:
توقف ”گفتوگوي تمدنها“ در
دولت نهم صنعت گردشگري ايران را با چالش مواجه كرد
دولت نهم صنعت گردشگري ايران را با چالش مواجه كرد
از دیگر موانع گردشگری در ایران میتوان به وضعیت سیاسی فعلی ایران اشاره کرد. چهره ایران در خارج از کشور راضیکننده نیست زیرا چهره هرکشوری در خارج از مرزهای آن کشور تابع فرهنگ سیاسی است و ایران هم از این قاعده مستثنی نیست.
ایلنا: پرفسور اكارت اهلرز، دبيركل اتحاديه انجمنهاي جغرافياي جهان و استاد سابق دانشگاه تابینگن آلمان است كه در حدود 10 كتاب و بيش از صد مقاله در رابطه با ايران نوشته است.او نخستين بار در سال 1346 به دعوت دوست و همدانشگاهي خود به ايران آمد و به اين ترتيب در حدود نيم قرن گذشته تلاش بسياري براي توسعه گردشگري در ايران بهويژه از نوع سازمانيافته وعلمي كرده است.
اهلرز در زمينه معرفي ايران به آلمان نيز اقدامات بسيار موثري انجام داده و تلاش كرده تا چهره واقعي ايران را به دانشجويان و اعضاي انجمنهاي علمي دانشگاههاي آلمان بشناساند. وي با راهاندازي سفرهاي گروهي كه با كمك دانشگاه تابینگن انجام ميدهد، دانشجويان آلماني و اتريشي را در قالب سفرهاي سازمان يافته به ايران ميآورد و در شناساندن چهره واقعي ايران، فرهنگ و تمدن و آداب و رسوم و همچنين جغرافيا و منابع طبيعي ايران به اين دانشجويان دارد.
پروفسور اهلرز ميگويد وقتي اين دانشجويان از سفر به ايران باز ميگردند، تصور ذهني كه نسبت به ايران دارند كاملاً تغيير كرده و از تصوري سياه به تصويري روشن و دوست داشتني متمايل ميشود.
پروفسور اهلرز هم اكنون در ايران و همراه با گروه 30 نفري از دانشجويان آلماني مشغول ديدار از نقاط مختلف ايران است.
خبرنگار ايلنا دیدگاههای اين ايرانشناس آلماني را در مورد وضعيت گردشگري در ايران جويا شده كه در زير ميخوانيد.
انگيزه شما براي انجام تحقيقات در ايران چه بود و چرا تصميم گرفتيد گردشگران خارجي را به ايران بياوريد؟
آشنایی من با ایران برمیگردد به دوستی که با دکتر ايرانپور جزنی داشتم و در راستای همین دوستی برای اولین بار به ایران آمدم. در سفرم به ایران متوجه شدم این کشور، سرزمین بسیار متنوعی است و مردمان مهربانی دارد. دلبستگی عاطفی من به سرزمین ایران و مردم آن بیشتر مجابم کرد که فعالیت خود را روی ایران متمرکز کنم. یکی از اقداماتی که انجام دادم این بود که ساختاری به وجود آوردم که از آن طریق چند دانشجوی ایرانی با چند دانشجوی آلمانی با هم همکار شدند و به بررسی و تحقیق درباره 10 موضوع در 10 منطقه ایران پرداختند. به این ترتیب من هم به قسمت عمدهای از ایران سفر کردم و آنجاها را از نزدیک دیدم. در نتیجه این رفتوآمدها، علاقه من به ایران بیشتر شد. در سفرهایی که به ایران داشتم نه تنها این کشور را شناختم بلکه با مسائل و مشکلات آن نیز آشنا شدم و تاکنون موفق شدهام، سه گروه دانشجویی و سه گروه انجمنهای علمی را در قالب سفر علمی و سازمان یافته از کشور آلمان به ایران بیاورم که این سفرها باعث شد که این افراد با فرهنگ و تمدن و سرزمین ایران آشنا شوند. در طول این سفرها سعی میكنم، فرهنگ و تمدن ایران را به این دانشجویان معرفی کنم و از مناطق و قسمتهای مختلف کشور نیز بازدید انجام شود. وقتی که این افراد از سفر به ایران باز میگردند، حداقل نفعی که در سفر ميبينم اين است كه تصویر ذهنی آنها نسبت به ایران تغییر کرده و از تصویری سیاه به تصویری سفید تغییر یافته است و همین امر باعث ميشود كه تشويق شوم و برنامهریزی برای این سفرها را هر ساله تکرار کنم.
از چه سالی از مرحله جغرافیشناسی کار خود را به مسائل گردشگری مرتبط کردید و در طی این سالها روند تغییر در گردشگری ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
بعد از جنگ ایران و عراق اولین گروههای دانشجویی و از حدود 5 سال پیش گروههای انجمنهای علمی را به ایران میآورم. در این سفرها تلاش میشود ایران به صورت سازمانیافته به دانشجویان معرفی شود و این شیوه نگاه و مسافرت به ایران، سفرهای ترتیب داده شده از طرف ما را با سفرهایی که از طریق آژانسهای مسافرتی برنامهریزی میشود، جدا میکند؛ چون انگیزه آژانسداران به دست آوردن درآمد است و هدف ما شناساندن ایران به دانشجویان و علاقمندان است. در این سفرهای آکادمیک سعی میشود نه تنها دیدنیهای ایران به مسافران نمایش داده شود بلکه آنها با فرهنگ و جغرافیای ایران نیز آشنا شوند. افکار عمومی آلمان، وضعیت گردشگری امروز ایران را از منظر سیاسی نگاه میکنند به همین دلیل به خاطر تاثیرپذیری از جو سیاسی تا حدود زیادی با احتیاط و نگرانی همراه است. مردم آلمان نمیتوانند وضعیت داخلی ایران را بهدرستی ارزیابی کنند، زیرا وسیلهای برای ارزیابی درست وجود ندارد و تنها امکان موجود، مجرای ژورنالیستی است که عمدتاً بار سیاسی دارد. به خاطر تبلیغات نامناسب صورت گرفته، زنها بیشتر از مردها نسبت به ایران دید منفی دارند و از سفر به ایران هراس دارند.
عدهای اعتقاد دارند که مسائل گردشگری و تمام مسائل ایران در حوزه روابط بینالملل همیشه آمیخته با مسائل سیاسی بوده است. ايران نيز در طول 4 سال گذشته دولت جدیدی را تجربه كرده که از نظر سیاسی با دولتهای پیشین متفاوت بوده است. آیا تمایل گردشگران به ایران و نگاه کشورهای غربی به ایران در 4 سال گذشته با سالهای پیش تفاوتی داشته است؟
جواب سوال مشکل است. در دوره خاتمی شعار گفتوگوی تمدنها این ذهنیت را به وجود آورده بود که ایران تمایل دارد بین تمدنها گفتوگو به وجود بیاورد و فضای باز برای رفتوآمدها ایجاد کند؛ در حالی که در دوره اخیر نمیتوان منکر شد که دیگر آن فضای قبلی برای گفتوگوی تمدنها در ایران وجود ندارد و حداقل این تمایل از طرف ایران کنار گذاشته شده است اما حجم کنجکاوی آلمان و اروپا برای آشنایی با ایران بیش از پیش افزایش یافته پیدا کرده است و نوسانات سیاسی مردم را کنجکاو کرده است که در مورد ایران بیشتر بدانند. فکر میکنم حداقل طبقات تحصیلکرده آلمان درباره سابقه تاریخی ایران زیاد میدانند و جذابیتهای ایران را میشناسند.
با توجه به اینکه ایران جز ده کشور باستانی و تاریخی دنیا است، چرا تعداد گردشگران خارجی که به ایران سفر میکنند خیلی کم است؟
به نظر من اولین عامل این است که سفر به ایران همیشه از عوامل سیاسی پیروی کرده است. دومین عامل حادثه یازدهم سپتامبر بود که در توریسم بینالمللی تاثیر گذاشت. اوجگیری فعالیتهای تروریستی در دنیا موجی را به وجود آورد که به گردشگری لطمه بزرگی وارد کرد. سومین عامل هممرزی ایران با افغانستان است و وضعیت بحرانی افغانستان باعث شد که برخی از مناطق مرزی ایران برای اروپائیان ناشناخته باقی بماند و بخشهایی از مملکت از حوزه دید توریستها خارج ماند. عامل چهارم ذهنیتی است که خارجیان از وضعیت سیاسی داخل ایران دارند و این ذهنیت در تصمیمگیری گردشگران برای سفر یه ایران تاثیر میگذارد و تابعی از عملکرد دیپلماتیک ایران است؛ مثلاً وضعیت ایران در منطقه خلیجفارس و تعامل ایران با کشورهای خارجی در قضاوت مردم جهان نسبت به ایران تاثیر میگذارد. عامل پنجم نیز تبلیغات نگران کنندهای است که رسانههای خارجی درباره ایران انجام میدهند. این تبلیغات باعث شده است که برخی از گردشگران ایران را برای سفر انتخاب نکنند.
ايران با بعضی کشورهای جهان مثل آمریکا و رژيم صهيونيستي روابط چندان دوستانهای ندارد و آنها هم رسانههای قدرتمند دنیا را در دست دارند. فکر میکنید تاثیر تبلیغات رسانههای غربی بر گردشگری ایران که به آن اشاره کردید، چقدر است؟
به نظر من تاثیرگذاری رسانههای گروهی در تصمیمگیری مردم موثر است اما اين تاثير بر اروپاييها كمتر از آمريكاييها است. به چند دلیل اروپاییها نسبت به امریکاییها تاثيرپذيري كمتري دارند، اول اينكه از نظر فرهنگی سطح بالاتری دارند و اروپا نسبت به آمریکا از تمدن کهن و غنیتری برخوردار است. دليل ديگر اينكه اروپا کشورهای زیادی را در برمیگیرد و طیف متعددی از جریانهاي فکری وسیاسی در اروپا وجود دارد واین تنوع جريانهاي فكري مردم را از تاثیرپذیری سریع در برابر رسانههای گروهی حفظ میکند، در حالي كه در آمریکا جریانهاي فکری از 2 یا 3 جریان عمده بیشتر تجاوز نمیکند. همچنين رسانههای گروهی اروپا یک دست نیستند و هر كدام از شبکههای خبری شیوه تفکر متفاوت دارد و اين باعث ميشود دیدگاههاي مردم خيلي شبیه هم نباشد، اما در امریکا چند کانال فکری بیشتر وجود ندارد و مردم اسیر این دو سه کانال فکری هستند و ديدگاههاي شبيه به هم دارند.
عدهای عقیده دارند با بحث گفتوگوی تمدنها اقدامات خوبی در جهت توسعه گردشگری یا دستکم شناساندن فرهنگ و تمدن ایران به جهان در ایران انجام شد، به نظر شما اقدامات آقای خاتمی در آن دوره برای بهبود چهره جهانی ایران مناسب بود؟
در دوره خاتمي اقداماتي كه ايشان در زمينه شناساندن فرهنگ و تمدن ايران انجام دادند و فضای رسانهای که تمایل ایران را برای گفتوگوی تمدنها به مردم خارج از ایران نشان میداد، باعث شد در مردم اشتیاقی برای سفر به ایران به وجود بیاید. با وجود اینکه در دولت نهم برنامه عملیاتی گفتوگوی تمدنها متوقف شده، اما هنوز مردم ذهنیت مثبتی را که از آن دوره در ذهن داشتند به کلی فراموش نکردهاند. ولی نکته مهم در این است که دیگر ایران مانند دوره خاتمی در بین مردم جهان مقبولیت ندارد؛ چون بر اثر بیتوجهیهایی که دولتمردان ایران انجام دادهاند تا حدودی تصویر مثبتی که از ایران در ذهن خارجیان ساخته شده از بین رفته است. نباید فراموش کرد که مردان سیاسی باید با ادبیات دیپلماتیک سخن بگویند و کوچکترین بیاحتیاطی تاثیرات زیادی را در دیدگاه خارجیان به دولتمردان و کشور متبوع آنها ايجاد ميكند.
به طور کلی صنعت گردشگری در ایران را چگونه ارزیابی میکنید و فکر میکنید تا چه اندازه این صنعت در ایران به طور آکادمیک و برنامهریزی شده پیش رفته است؟
در همه کشورهای اروپایی به جز انگلستان علاقه شدیدی برای آشنایی با فرهنگ، تمدن و تاریخ ایران وجود دارد؛ زیرا ایران فرهنگ شاخصی دارد و از فرهنگ و تمدن ریشهدار و محکمی برخوردار است. از نظر جغرافیایی نیز چشماندازهای بسیار زیبایی در ایران وجود دارد، از دریای خزر، جنگلهای سرسبز منطقه خزری، دشت کویر، دشت لوت تا سواحل خلیج فارس همه جز زیباییهای ایران به شمار میرود. همچنین ایران مردمانی بسیار مهربان و مهماننواز دارد که نسبت به گردشگران بسیار مهربان هستند و در کمتر جایی از دنیا میتوان چنین چیزی را یافت. بنابراین ایران شرایط بسیار مساعدی برای توسعه گردشگری دارد و ایران باید سعی کند که بتواند از پشتوانههایی که برای جذب توریست دارد استفاده کند و کشور خود را به جهان بشناساند. سهم گردشگری علمی در دنیا بسیار اندک است و بیشتر آژانسهای مسافرتی در برنامههای سفری که تدارک میبینند، انگیزه مادی دارند و این انگیزه باعث میشود کشور مقصد را بهطور مناسبی به گردشگران معرفی نکنند. در این سفرهایی که ما دانشجویان را به ایران میآوریم سعی میکنیم ایران را از تمام جنبهها به آنها معرفی کنیم و نه تنها آثار تاریخی و باستانی را به آنها نشان دهیم، بلکه سبک زندگی در ایران، آداب و رسوم، نحوه زندگی مردم شهری، روستایی و عشایری و همچنین جغرافیا و منابع طبیعی ایران را نیز به آنها معرفی میکنیم.
برخی از پتانسیلهای گردشگری ایران را نام بردید، لطفاً موانع توسعه گردشگری در ایران و نیازهای توسعه گردشگری در ایران را نیز ذکر کنید؟
بهطور مشخص توسعه زیرساختهای بخش گردشگری مانند تعداد هتلهای ساخته شده در ايران نقش بسيار مهمي در توسعه گردشگري ايران دارد. در حال حاضر بیشتر هتلهای ایران در تهران و شهرهای بزرگ متمرکز است و در بسیاری از مکانهایی که جاذبههای گردشگری فراوانی دارند، هتل و یا محل مناسبی برای اقامت گردشگران وجود ندارد و این مشکل بزرگی است که باید برطرف شود. از طرفی منظور از هتل یک مکان لوکس و گرانقیمت نیست، چون بسیاری از گردشگران علاقه ندارند پول زیادی برای محل اقامت خود پرداخت کنند، منظور مکانهای تمیز و ارزانقیمتی است که همه اقشار گردشگران قادر به استفاده از آنها باشند. مثلاً طرح مهمانسراها که قبل از انقلاب در ایران انجام شد بسیار مناسب بود. بهطور خلاصه باید گفت ایران نیازمند تسهیلات اقامتی ارزان قیمت و پخش شده در سراسر کشور برای جذب گردشگر است. از دیگر موانع گردشگری در ایران میتوان به وضعیت سیاسی فعلی ایران اشاره کرد. چهره ایران در خارج از کشور راضیکننده نیست؛ زیرا چهره هر کشوری در خارج از مرزهای آن کشور تابع فرهنگ سیاسی است و ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. بحران اقتصادی جهانی نیز از دیگر دلایل کاهش گردشگری در ایران و در به طور کلی در سطح جهان است. بحران اقتصادی جهانی برتصمیمگیری مردم برای سفر تاثیر فراوانی گذاشته و باعث کاهش گردشگری در جهان شده است.
گفتوگو از: مينا يوسفي, مرضيه نوري
اشتراک در پستها [Atom]