۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه
واژه نامه انتخابات(قسمت اول)

مسعود ده نمکی لحظاتی قبل از ساخت فیلم تبلیغاتی رئیس جمهور
فیلم تبلیغاتی( Film Tablighati): نوعی فیلم درام اجتماعی که همه می دانند دروغ است، ولی می خواهند ببینند این دفعه چطور دروغ گفته. نوع صادقانه آن هم در بعضی موارد دیده شده و باعث شده نامزد انتخابات رای نیاورد. محل فیلمسازی: یک خانه فقیرانه. بازیگر: یک مرد بدبخت. واژه های پشت صحنه: " نه، اینجوری نگین، کسی باور نمی کنه"، " گریه کنید، شدید"، " حالا نشون بدین خیلی مهربونین"، " بچه رو مثل بیل بغل نکنین، بچه دارها باید به شما اعتماد کنند."

یک سیب زمینی در کنار یک مشاور اقتصادی تبلیغاتی انتخاباتی
سیب زمینی(Sib Zamini): یک گیاه انتخاباتی. این گیاه بموقع فاسد می شود تا نقش تاریخی اش را بازی کند. کاربرد در جمله: " سیب زمینی ها را دادند و منتظر روز رای گیری ماندند." از سیب زمینی برای خوردن هم استفاده می شود. معمولا سیب زمینی به عنوان بی رگ و مستقل شناخته شده است، ولی در انتخابات به طرف دولت غش می کند. سیب زمینی خورها: نام یک تابلوی نقاشی در عصر پیش از دموکراسی. ویژگی: خاکی است.

تصویر مقداری از افکار عمومی که قرار است راه درست را انتخاب کند.
تراول چک(Travel Check): یک نوع چک بانکی. یک عالمه پول. برگه ای که توسط بانک صادر شده و مقدار زیادی اسکناس در مقابل آن به کسی که در محل سخنرانی تبلیغاتی رئیس جمهور رفته است، می دهند. نامزدهای پابرهنه، شریف و پاکدامن برای نشان دادن صداقت و محبوبیت شان از تراول چک استفاده می کنند.
اشتراک در پستها [Atom]