۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۵, سهشنبه
gio
| روایتی از بازگشت اصولگرایی |
| پرویز سروری |
از جنبه ی خاستگاه تاریخی، اصولگرایی به اوایل انقلاب بازمی گردد که در مجموعه ای به نام "حزب اللهی ها" تجلی یافت. همان هایی که پایبند به اصول و ارزشهای اسلامی و حکومت دینی با قرائت امام خمینی(ره) بودند و در پی نامزدی ابوالحسن بنی صدر، این لفظ و عنوان را برای خود برگزیدند و به خط امامی ها معروف شدند. رهبر حکیم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای دهه هفتاد به بررسی عملکرد و نوع نگاه گروه ها و جریان های سیاسی کشور پرداختند و با انتقاد شدید از نامگذاری غیرعلمی طیف های سیاسی به راست و چپ، فرمودند که مسلمات انقلاب و ایده آل های حضرت امام(ره) چنین می طلبد که به جای تقسیم بندی راست و چپ، اصطلاح خودی و غیرخودی، برای هویت بخشی انقلابی گروه ها و جریان ها به کار برده شود.
بعد از طرح این بحث، لایه های جوان نیروهای انقلاب به فرهنگ سازی و تبیین این مباحث پرداختند تا اینکه در جریان انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی در زمستان 1374، ائتلافی به نام حزب الله تشکیل شد و با حذف اسامی برخی عناصر مانند حسن روحانی و ... افرادی که میان طیف متدین حزب اللهی و بسیجی جامعه از مقبولیت بالاتری برخوردار بودند را جایگزین کردند.
بعد از ماجرای 18 تیر 1378 و تشدید هجمه ی مطبوعات زنجیره ای و برخی عناصر دولتی علیه نظام، با هشدار رهبر خردمند انقلاب، رفته رفته، فضا و بستر برای طرح گفتمان اصول گرایی در افکار عمومی مهیا شد. همزمان با جنجال آفرینی طیف هایی از جبهه ی دوم خرداد و تنش های ناشی از تحرکات افراطی و سیاستهای فرهنگی و سیاسی دولت هفتم که منجر به تضعیف و تخطئه ی ارزش ها و اصول انقلاب می شد، اجتماع گروه های معتقد به ارزش های انقلاب، شورایی تحت عنوان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب سامان داده شد و رفته رفته علاوه بر احزاب، لایه های اجتماعی و اقشاری جامعه نیز در این شورا فعال شدند.
البته نباید از نقش محوری و مؤثر جامعه ی مدرسین روحانیت مبارز و جامعه ی مدرسین حوزه ی عملیه ی قم غافل شد که هدایت و توصیه های ارزشمند این دو تشکل محوری اصول گرایان موجب شد برخی که در مقابل شکست حلقه ی بسته ی اصول گرایان مانع می شدند، کنار بروند و نیروهای انقلاب، در دایرهای فراخ تر، در عرصه های خدمت حضور یابند.
اصول گرایان اعتقاد و التزام عملی به اسلام، انقلاب اسلامی، آموزه های امام خمینی و وفاداری به ولایت مطلقه فقیه را سرلوحه ی خویش قرار داد و در تقابل با زیر سؤال بردن نظام، آرمان های انقلاب و امام خمینی از سوی جبهه ی دوم خرداد قرار گرفتند. اعتقاد به ولایت مطلقه، عدالت خواهی، تجلیل از دفاع مقدس و عوامل آن، حمایت از فقرا و قشرهای پائین جامعه، مخالفت با تجملات، مصرف گرایی و انباشت ثروت، طرفداری از بازتوزیع مناسب ثروت در کنار رشد اقتصادی و... ذیل همین گفتمان قرار می گرفت که در تقابل با سیاستها و اندیشه های دوره ی دوم خرداد و رویکرد اقتصادی دوره ی سازندگی بود.
از این نظر، جریان دوم خرداد بیداری نیروهای انقلاب را موجب شد. بعد از دوم خرداد 1376، در داخل و خارج کشور عده ای این تلقی را مطرح می نمودند که این حرکت، انقلابی مجدد است و سعی می کردند این گونه جلوه دهند که مردم، به همه ی دستاوردهای انقلاب اسلامی "نه" گفته اند. ضمن اینکه سیاست های مبتنی بر تساهل و تسامح این دوره به تخریب یا غفلت از اصول و ارزش های اصیل انقلاب و جامعه اسلامی منجر شد. به همین دلیل، اصول گرایی در رد و نفی این هجمه ی همه جانبه، بازتولید شد.
شرایط جامعه و مجموعه ی عملکرد جبهه دوم خرداد در قوه ی مجریه، شوراها و مجلس ششم سبب شد که اصول گرایان در گام اول و بدون هیاهو وبا تابلوی "آبادگران" و شعارهای غیرسیاسی، عمرانی و خدمت رسانی، برنده ی انتخابات دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا شده و در گام دوم به صورت آشکار پیروز انتخابات مجلس هفتم شوند و طبق برنامه ای حساب شده به ریاست جمهوری نهم رسیدند.
طراحان این اصطلاح در نظر داشتند در قالب گفتمان اصول گرایانه به نوعی "غیریتسازی" دست بزنند. به نظر آنها این "غیر"، گفتمان"اصلاح طلبی" دوم خرداد بود.
باتوجه به این زمینه، اصول گرایی یعنی تمسک به اصول اولیه و اصلی انقلاب اسلامی که هنوز موردنظر و خواست ملت می باشد و اصولگرا کسی است که هنوز خود را مقید و پای بند به اسلام ناب محمدی (ص) می داند. بر همین اساس بود که اصول گرایان در مقابل عناصر دوم خرداد، که عملکرد و رفتارشان تجدیدنظر در اصول انقلاب و دور شدن از آرمان های امام خمینی تلقی می شد، خود را اصولگرا نامیدند و به تبلیغ گفتمان اصول گرایی پرداختند. آنها در انتخابات مختلف از سال1381 به بعد، پی گیری آرمان های انقلاب همچون عدالت خواهی، آزادی خواهی، مبارزه با ظلم و تزویر، فقر، فساد و تبعیض را سرلوحه ی شعارهای خود قرار دادند و به خصوص در انتخابات ریاست جمهوری نهم، بر لزوم توجه رئیس جمهور آینده به ولایت مداری، قانون اساسی و عدالت تأکید بیشتری کردند و این مهم را بسط دادند. اصول گرایان با شکستن حلقه های بسته ی پیرامون خود، با شعار "اصول گرایی در اندیشه، نوگرایی در روش و همگرایی در عمل" تداوم جریان خدمتگزاری، اصول گرایی و پیشرفت و عدالت را سرلوحه ی همت خود ساختند و امید است با استمرار گفتمان اصول گرایی طعم شیرین خدمت را به کام مردم نشانده و پیشرفت و عدالت را توأمان پیگیری نمایند.
اشتراک در پستها [Atom]