۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه
|
| ||||
|
| ||||
من به آقای موسوی رای نخواهم داد، چرا که ایشان هنوز در جریان مسائل بیست سال اخیر نیست و نمیداند که حداقل اگر سیبزمینی و شیر ارزان نمیدهد، لااقل نفری شصت هزار تومان پول بدهد. به نظر میرسد آقای موسوی هنوز در جریان مسائل سه چهار سال اخیر نیست و نمیداند که یک نامزد محترم حداقل باید چهار تا دروغ بگوید و چهار تا آمار الکی بدهد و ده تا وعده دروغ بدهد تا مردم مطمئن شوند که واقعا این نامزد محترم عزم راسخی دارد که رئیس جمهور شود.
من به آقای موسوی رای نخواهم داد، چون به منافع صنفی خودم فکر میکنم. من به همان کسی رای میدهم که زودبازدهترین بنگاههای اقتصادی از تولید به مصرف را برای طنزنویسان کشور نهتنها ایجاد کرد، بلکه طنز ما را به جهان هم صادر کرد. درست است که در این چهار سال تعداد بسیاری بیکار شدند، اما طنزنویسان کشور نهتنها بیکار نشدند، بلکه همچون من و سخنگوی دولت مجبورند در چهار پنج شغل فعال باشند و تازه باید پشت دیوارخانه شما هم رانندگی کنیم.
آقای موسوی! من به کسی رای میدهم که هر سال حداقل ده کتاب طنز میتوانم در موردش بنویسم، هر ماه سوژه یک رمان طنز را از رفتارش میگیرم، هر هفته برایم یک سخنرانی کامل طنز اجرا میکند، به مردی رای میدهم که صبح سرزده از خواب بیدار میشود و هر روز بین 18 تا 28 ساعت زحمت میکشد تا ما بتوانیم بخندیم، همو که اساماسها نامش را تکرار میکنند، نامی که مطمئنم تا یک روز پس از اعلام نتیجه انتخابات همچنان در ذهن مردم باقی میماند
من قصد ندارم مستقیماً هیچ دفاعی از یک نامزد انتخاباتی مثل آقای میرحسین موسوی بکنم. نامزدی که دوازده سال پای نامزدیاش مو سفید کردیم تا بالاخره ایشان بله را گفت، حالا دیگر چه فایده! بعد از این همه مهرورزی، حالا چه وقت آمدن بود؟

شوخی دیگر بس است.........!
نه، شوخی کردم، هنوز چند ماهی به پایان رسمی شوخی مانده است.
اما من، بهخاطر خاتمی بزرگ، بهخاطر موسوی که رفیق سالهای سختی این ملت بود، بهخاطر شور و امید یک ملت، بهخاطر بازگشت احترام به میهن، بهخاطر افزایش آزادی زنان کشورم، بهخاطر احترام به امنیت و صلح جهانی، بهخاطر معلمان، بهخاطر کارگران، بهخاطر جانبازان، بهخاطر دانشجویانی که سختی و فشار را تحمل کردند، بهخاطر روزنامهنگاران، بهخاطر فیلمسازان، بهخاطر داستاننویسان و بهخاطر همه کسانی که چند سال است مجبورند دست به دست هم بدهند و کار و زندگی را کنار بگذارند و جوک بسازند، از خودم و منافع ناچیز شخصی خودم گذشت میکنم و به میرحسین موسوی رای میدهم.
ایمان دارم و امیدوارم که میرحسین موسوی تحمل آن را داشته باشد که بشود درباره دولت او طنز نوشت. برای پیروزی میرحسین موسوی که اگر چه کمی دیر آمد ولی خوش آمد، از همه میخواهم دست به دست هم بدهند و اراده یک ملت را نشان دهند.
زنده باد ایران، زنده باد استقلال، زنده باد آزادی، زنده باد تمامیت ارضی و اقتدار ملی، زنده باد زبان زیبای فارسی و زنده باد جنبش عظیم اصلاحات.
دوست مردم ایران
سید ابراهیم نبوی

حضور زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی در مبارزات انتخاباتی نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران حساب می شود .


سوال این است که در صورت انتخاب میر حسین موسوی زهرا رهنورد نه تنها به عنوان همسر ایشان بلکه یک زن سیاستمدارو هنرمند و استاد دانشگاه چنین نقشی را ایفا خواهد کرد و باب تازه ای در فضای دیپلماسی باز خواهد شد . همسر رییس جمهور ایران هم همچنون امنیه اردوغان به شخصیت اجتماعی پر نفوذ تبدیل خواهد شد ؟


پس از اندکي درنگ خاتمي با صدايي بلندتر رو به ملت ايران اين گونه گفت؛ «اگر وضع کشور را مي پسنديد؛ اگر احساس مي کنيد از امکانات کشور به درستي استفاده مي شود؛ اگر احساس مي کنيد فرصت هاي بزرگي از دست نرفته؛ اگر احساس مي کنيد ايران سرفراز است و شأن و حيثيت ايران در منطقه و عرصه جهاني حفظ مي شود؛ اگر مي انديشيد فرصت هايي که مانند افسانه بود و درآمدهاي مالي هنگفتي را براي کشور به ارمغان آورد در مسير توسعه کشور صرف شد؛ اگر با وجود درآمدها دچار رکود تورمي نيستيد ؛ اگر دانشگاه و دانشجو جايگاه خود را دارد و اگر بيان انديشه از گذشته آزادتر است بسيار خوب؛ اين وضع را ادامه دهيد. اما اگر احساس مي کنيد چنين نيست که نيست فرصت انتخابات را غنيمت بشماريد.» ...

ادامه مطلب
البته کمتر توضيح داده شده است که مراد مديريت در کدام بخش است؟ سياست؟ صنعت؟ کشاورزي؟ نظام بانکي؟ مطبوعات؟ کتاب؟ ترافيک؟ ايمني راههاي برون شهري؟ مبارزه با اعتياد؟ کودکان خياباني؟ و از همه اينها مهمتر پايبندي به قوانين اساسي و عادي و احترام به مجلس؟ ثبات مديريت و حفظ حرمت مديران؟
ميخواهم به همين مورد آخر اشاره کنم. از آغاز انقلاب اسلامي تا به امروز هيچگاه مديريتهاي عالي و ارشد، به اندازه دولت فعلي متزلزل نبودهاند و هيچگاه تا اين اندازه تحقير لفظي و معنوي نشدهاند ...
به اين عبارت توجه کنيد:
در نخستين سفر دولت به خوزستان، رئيسجمهور وعده داد: «اگر وزير نيرو مشکل آب شهر شما را حل نکند، از همين لولهها عبورش ميدهم!»
«اگر استاندار اين کار را انجام ندهد؛ گوشش را ميگيرم و اخراجش ميکنم.»
اينها البته در دنياي الفاظ بود. اما در دنياي معاني، مدير ارشدي در سفر است. رئيس سازمان حج و زيارت به عربستان رفته است، تا درباره انجام مراسم حج سال آينده با مسوولان مربوط در عربستان مذاکره کند و قرارداد امضا کند. همانجا در طي مذاکرات است که فردي به جاي او تعيين ميشود.
ترديدي نيست که اين خبر به گوش مقامات سعودي هم ميرسد. آنها با مدير ايراني چه گفتوگويي ميتوانند داشته باشند؟ مديري که به جايش فرد ديگري منصوب شده، با کدام پشتوانه ميتواند تصميم بگيرد؟از سوي ديگر نماينده ولي فقيه که حساسيت سفر و مذاکرات را ميداند، طي نامهاي به رئيس سازمان حج ميگويد با قدرت به کار و مسووليتش ادامه دهد.
ميخواهيم چنين شيوه مديريتي را به جهان بياموزانيم؟
از طرفي تا انتخابات کمتر از 50 روز مانده است. چنين تغييراتي که پي در پي در حوزه امور بانکي و صنعتي انجام شده است. دست آخر ادغام سازمان حج و زيارت در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با چه انديشه و برنامهاي صورت ميگيرد؟
درصدد نيستم که غير موجه بودن اين تصميم را از بعد محتوايي و معنوي بيان کنم. نماينده محترم ولي فقيه و نمايندگان مجلس و يکي از مراجع معظم تقليد به روشني از اين تصميم انتقاد کردهاند.
حتي يک روزنامه طرفدار دولت اين تصميم را به حق به ريشخند گرفت.
ميخواهم اين پرسش را مطرح کنم، با چنين شيوههاي مديريتياي، ميخواهيم کدام درس را به عالم و آدم بياموزيم که گهگاه اعلام ميکنيم بياييد از ما مديريت را ياد بگيريد. دولتي که نتواند حرمت و اعتبار مديران خود را حفظ کند، چگونه ميتواند به ديگران درس بياموزد؟

سردار محسن رشید رئیس سابق مرکز مطالعات جنگ سپاه پاسداران حدود8 سال است از سپاه بازنشسته شده و اکنون سخنگوی کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی است. وی در مصاحبه ای که در سایت "کلمه" منتشر شده گفت:
در شهرک های مسکونی سپاه به همان نسبتی آرا به سمت خاتمی بود که در کل کشور این نسبت مشاهده میشد.... این مسئله در دوره نهم انتخابات ریاستجمهوری و در مهندسی آرا به نوع دیگری خود را نشان میدهد. زیرا بچههای سپاه را روی مسائل حساس ارزشی فعال کردند و هنگامی که بر حس تکلیف مداری آنان تأکید شد، آنان به نقطه مقابل رأی دادند. ...
این هم مصاحبه سابق ایشان که در سایت بنیاد حفظ ارزشها قرار دارد : محسن رشید
ادامه مطلب

دقت کنید :حيدر مصلحي، سرپرست سازمان اوقاف، گفت: «بيش از 10 هزار امامزاده در كشور داريم که ميتوانيم درآنها پايگاههاي بسيج احداث كنيم و در اين باره با فرماندهي نيروي مقاومت بسيج نيز صحبت كردهايم. پايگاه بسيح هم در فعاليتهاي فرهنگي امامزادهها ميتواند موثر باشد، هم در مراقبتهاي فيزيكي...
واقعا چرا به اینجا رسیدیم که حاضریم از امامزاده ها هم خرج مصالح این دنیا کنیم ؟ مگر همین پایگاههای بسیج فعلی که در مساجد هستند و به برکت محمود احمدی نژاد صاحب ردیف بودجه هم شده اند ( یادمان باشد امام بسیج را لشگر مخلص خدا نامید ) چه کار خاصی می کنند ؟ اگر می گویید امنیت که باید بگم پس ناجا با آن همه بودجه چه می کند ؟ اگر می گویید کار فرهنگی که باید بگم پس این همه دستگاه عریض و طویل فرهنگی ( سازمان تبلیعات - حوزه هنری - رسانه مثلا ملی - وزارت ارشاد و ... ) پس چه می کنند ؟
سید محمد خاتمی امروز در دیدار با سرداران و پیش کسوتان جبهه و جنگ گفت :
هم اینك دانشگاههای ما به فراموشخانههایی تبدیل شدهاند كه بویی از حركت و جوشش جوانی از آن به مشام نمیرسد.
صلابت را از دانشگاه گرفتهاند ، بحث و گفتگو و نقادی را در دانشگاهها كشتهاند. اگر گاهی فریاد و ناله ای در اوج ناامیدی بر میآید به آنی در نطفه خفه میشود.

رادیو و تلویزیون تبدیل شدهاند به تریبون دولت و تبلیغات دولتی و ذرهای در این میان به نیازهای جوانان این كشور بها داده نمیشود. در كجای دنیا اینقدر رسانههایی كه با پول مردم بر پا شده اند در خدمت حكومتند تا مردم ؟ به اسم امنیت اجتماعی برای خصوصیترین رفتارهای جوانان ما تكلیف تعیین میكنند. كفشش، پیراهنش، مدل مویش، رنگ لباسش و محل ایستادنش تحت كنترل است. یك پسر و دختر جوان كه رابطهای سالم بین ایشان برقرار است نمیتوانند با آرامش در جامعه حضور داشته باشند و اوج این ستم و مظلومیت را در سرنوشت پزشك جوان زهرا بنی یعقوب مشاهده كردیم.
ادامه مطلب

بعد از ۲ سالی امروز رفتیم فشم .. جاتون بسیار بسیار خالی چسبید ! هوا توپ و خنک .... جاده هم خلوت ... نهار هم دلچسب ... همین


مهندس میرحسین موسوی در میان استقبال هزاران تن از دانشجویان مشهد و با شعارهای حمایتی آنها به دانشگاه فردوسی وارد شد.

افتضاح سوییس نتیجه افراطیگری رئیسجمهور است
مهندس موسوی در پاسخ به سوال نماینده انجمن اسلامی در رابطه با نظارت استصوابی بیان کرد: در اول انقلاب این موضوع مطرح نبود و انتخاباتهای بسیار موفقی داشتیم. زمانی هم که این موضوع تصویب شد، عده زیادی مخالف آن بودند و در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم گفتم که به نظارت استصوابی اعتقادی ندارم و یکی از اولین قدمهایی که باید برداریم تا آزادی در این رابطه محقق شود، اجرای قانون است.
موسوی در پاسخ به سوال دانشجویی که پرسید نظر شما درباره دستگیری دانشجویان چیست؟ گفت: با بازداشت افراد به جرم اظهار عقیده مخالفم و این را مخالف منافع کشور میدانم و این، یک اصل برای تمام نظام و نه تنها برای دانشگاه است.
وی تصریح کرد: خودمان باید این قدم را برداریم و از برخورد عقاید و اندیشهها مانند عقاید انقلاب استقبال کنیم.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه «اندیشه فاقد آزادی سودی ندارد» اظهار کرد: بدانید که سرنوشت کشور گره خورده با آشنایی دانشجویان با مسایل روز سیاسی است و به همین دلیل با بازداشتهای سیاسی مخالفم و معتقدم نگاه امنیتی به ضرر منافع ملی است.

یک زن 50 ساله انگلیسی هزاران پوند برای جراحی پلاستیک هزینه کرد تا خود را به شکل دختر 28 ساله اش درآورد!
هفته نامه دیلی میل انگلیس با انتشار این خبر نوشت: "تصاویر «جانت گالیف» و دخترش «جین» نشان می دهد آنها اکنون شباهت ظاهری بسیاری از نظر وزن، رنگ مو و چهره پیدا کرده اند و شاید تفاوت آنها در رنگ چشم و اندکی اختلاف قد باشد."
براساس این گزارش جانت 10 هزار پوند برای جراحی های متعدد زیبایی خود هزینه کرده که این جراحی ها در کرواسی انجام شده است.
جانت با بیان اینکه وی سال ها احساس می کرد شبیه یک «کیسه کهنه» است می گوید: "ما اکنون شبیه دو خواهر دوقلو شده ایم و در مرکز توجه مردم قرار داریم."
وی می افزاید: "شاید اندکی احمقانه به نظر برسد که من برای شبیه شدن به دخترم جراحی زیبایی کرده ام اما او زیبا و جذاب است و چه کسی دوست ندارد شبیه جین شود؟!"

مادر 50 ساله (تصویر سمت چپ بالا) اضافه می کند: "ما در حال حاضر به جای یک دختر و مادر شبیه دو خواهر دوقلو شده ایم. مردم در خیابان ما را اشتباهی می گیرند و می پرسند آیا شما خواهر هستید؟"
جین دختر این زن انگلیسی با ابراز خوشحالی از سیمای جدید مادرش می گوید: "ما اکنون از هر زمان دیگری به هم نزدیک تر شده ایم. مادرم از مدونا (خواننده آمریکایی)ی 50 ساله نیز بهتر است."
وی می افزاید: "تنها اختلاف در رنگ چشم و سایز کفش است. رنگ چشم من قهوه ای است و مال مادرم آبی. اندازه کفش های او نیز بزرگ تر است."
مقاله قشنگی رو از دکتر رجایی دیدم که بخاطر توصیف دقیق این سفرها ( یاد مقاله خانم مسیح علی نژاد به نام آواز دلفین ها افتادم ) گفتم باید اینجا بیاورمش ...
از دنبال مرکب حضرت امیر افتادن توسط عوام کوچه و بازار نوشته و از عتاب سخت حضرت به مردم ! حالا مقایسه کنید رفتن مقامات به شهرها و کشاندن مردم به دنبال قطار خودروهای این مسئولان و صدالبته تازیانه هایی که از یگان حفاظت آن مقام محترم می خوردند !!
از دادن تراول چک ۵۰ هزاری به درخواست وام و کمک مالی به نویسندگان نامه های مردمی ( ۹۰٪ این نامه ها را شامل می شود ) ...
از دادن سکه به کارکنان نهاد ریاست جمهوری و توزیع سیب زمینی رایگان گرفته تا تعطیلی ادارات و مدارس ....
چرا سفرهای استانی دولت به این روز کشیده شده ؟


پرويز داودي در مراسم جشن خودکفايي صنعت سيمان ايران در کنگان بوشهر گفت: به لطف خدا، امروز شاهد برپايي جشن خودکفايي در توليد سيمان هستيم و هماکنون توليد سيمان کشور به دويست هزار تن در روز افزايش يافته است.

به عرض ایشان می رساند ساخت یک کارخانه سیمان از بدو مرحله کارشناسی تا راه اندازی یک پروژه حداقل 6 ساله می باشد و یا ساخت یک پتروشیمی حداقل 10سال بطول می کشد ...
- قیمت مواد شوینده و گوشت وحبوبات و ... لاقل صد درصد تا سیصد درصد در طی این مدت افزایش داده شده است. می بینید که در اینجا نیز با توجه دولتهای هفتم وهشتم خیلی کار شده است زیرا در مجموع هشت سال مزبور قیمتهای مزبور بین بیست تا صد درصد افزایش یافته است.
- دولت های هفتم وهشتم هر چقدر که زور زدند نتوانستند بهای بنزین و نفت و... را حتی به لیتری صد تومان برسانند ولی دولت نهم در اقدامی انقلابی بهای بنزین را از 80تومان به چهارصد تومان رسانید.


روزهای سخت جنبش اصلاحات در پیش است. روزهایی پر از شک و تردید که در آن رسیدن به تصمیم درست کاری دشوار خواهد بود و احتمال وقوع اشتباه روز به روز افزونی می یابد. این تردید بخصوص از آنجا تشدید می شود که بسیاری از رهبران اصلاحات و از جمله خود نامزدها مجبورند از گفتن مقصود اصلی خود بطوررسمی، خودداری کنند.
این در حالی است که آقای خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی برخلاف انتظار بهترین بازی شان را در هفته پیش انجام داده اند. رفتار خاتمی از زمان اعلام نامزدی، تا سفر شیراز و یاسوج و آنگاه اعلام انصراف، رفتاری تحسین برانگیز و بسیار دقیق و درست از منظر سیاست و اخلاق است. با توجه به رفتار خاتمی و همچنین واکنش نیروهای هوادار وی مواردی را قابل ذکر می دانم.....
متن کامل اینجاست !
میرحسین موسوی در کنفرانس مطبوعاتی خود گفته بود: مردم ميپرسند در این سه، چهار سال اخیر ما به اندازه یکسوم کل درآمد نفتی کشور در عرض سی سال درآمد داشتیم و این پرسش هنوز برای ما باقی مانده که این پول کجا خرج شده است؟ نمیخواهم وارد این بحث شوم که پول خوب یا بد خرج شده است. تنها میخواهیم لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه و صرف چه کردیم؟ ....
اما غلامحسین الهام، سخنگوی دولت با انتقاد شدید از سوال میرحسین موسوی درباره سرنوشت 270 میلیارد دلار درآمدهای نفتی، درآمدهای نفتی در دولت نهم از سال 1384 تا پایان 1387، را تنها192 میلیارد عنوان کرده،گزارش بانک مرکزی نشان میدهد عدد اعلام شده توسط میرحسین موسوی کمتر از درآمدهای واقعی وزارت نفت بوده است.!!!
گزارش رسمی بانک مرکزی درباره درآمدهای نفتی کشور که در سایت این بانک وجود دارد، درآمدهای نفتی کشور را از سال 1384 تا شهریور 1387، برابر با 255 میلیارد دلار نشان میدهد و در صورتی که درآمدهای نفتی کشور در 6 ماهه دوم سال 1387 که توسط وزارت نفت حدود 25 میلیارد دلار اعلام شده است به رقم فوق افزوده شود مجموع درآمدهای نفتی کشور در طول 4 سال گذشته به 280 میلیارد دلار بالغ میشود که ده میلیارد دلار بیشتر از رقم اعلام شده توسط مهندس موسوی است.
از سوی دیگر بررسی درآمدهای نفتی نیز نشان میدهد از مجموع بیش از 50 میلیارد دلار درآمد اعلام شده توسط بانک مرکزی تا 6 ماهه نخست 1387، بیش از 25 میلیارد دلار از مبلغ مذکور مربوط به درآمدهای صنعت پتروشیمی بوده که توسط وزارت نفت صادر شده است و با این حساب مجموع درآمدهای وزارت نفت در دولت نهم به رغم 305 میلیارد دلار میرسد که نشان میدهد هم سخنگوی دولت در اعلام رقم 192 میلیارد دلاری و هم مهندس موسوی در اعلام رقم270 میلیارد دلاری دچار اشتباه شدهاند
با این حال استدلال مطرح شده توسط غلامحسین الهام مبنی بر عدم محاسبه درآمدهای نفتی 6 ماهه نخست 84 در حساب درآمدهای دولت نهم نیز به نظر صحیح نمیرسد. چرا که با وجود انتخاب احمدینژاد در ابتدای تیر ماه، تنفیذ ریاستجمهوری در اوایل مرداد ماه و تأخیر در وصول و واریزی درآمدهای نفتی به حساب دولت عملاً درآمدهای نفتی ابتدای سال 1384 در اختیار دولت نهم بوده است، کما این که درآمدهای نفتی ابتدای سال 1388 نیز در اختیار دولت دهم خواهد بود. !!!!!
فاطمه خانوم رجبی همسرعزیز ( سخنگوی دولت و وزیر دادگستری و عضو شورای نگهبان و رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و ... ) اخیرا نوک حمله را از خاتمی برداشته و به سمت میرحسین موسوی نشونه گرفته !! بخوانید این جملات قصار را از از اینجا :
هتاکی فاطمه رجبی(همسر سخنگوی دولت)علیه میرحسین !
البته خیر سر مخابرات و کمیته فیلترینگ مثلا سایت این زنیکه فیلتر شده ! جالبه ... قبلا با آدرس پسوند دات نت می شد وارد شد . حالا که فیلتر شده فاطمه خانوم هم مخابرات را به دور از چشم خیلی ها ! دور زده و پسوند دات اینفو ( www.fatemerajabi.info) را برگزیده !! زرنگ تشریف دارید فاطمه خانوم ... خوش به حال آقای الهام ! ...

سیدابراهیم نبوی جواب این چرندیات را داده که اگر دنبال آن هستید از اینجا بگیرید !!! ...
اشتراک در پستها [Atom]
